شبکه اطلاع رسانی کاسب امین

نظرسنجی

نظر شما درباره استفاده از پیام رسان های داخلی چیست؟

بهتر از پیام رسان های خارجی است - 50%
اطلاعات شخصی به سرقت نمیرود - 0%
حمایت از تولید ایرانی است - 0%
بهتر از از پیام رسان های خارجی استفاده شود - 37.5%
دولت باید از پیام رسان های داخلی حمایت کند - 12.5%

1

سرویس اجتماعی :: یکسری از افراد برای بدست آوردن شهرت و معرفی نمودن خود به دیگران اقدام به فعالیت هایی میزنند که باعث پیشرفت خود در تمامی عرصه ها شوند تا برای خود عنوانی را بدست می آورند اما آنها به اهداف خود میرسند به عنوان مثال یک بازیگر را در نظر بگیریم .

یک بازیگر با در نظر گرفتن تمامی مشکلات تلاش میکند به به هدف اصلی خود دست پیدا کند که آن هم بازیگریست.

حال بیایید یک بازیگر سینما را با یک مراسم مقایسه نماییم.

20 شهریور قرار است در گرگان جشنی برپا گردد تحت عنوان روز گرگان که قرار است با هزینه ای میلیونی برگزار گردد . این همایش که اکثر دعوت شدگان ار مردم این شهر هستند قرار است با حضور خود , محفل این مراسم را گرم کنند , اما جایی بعضی ها در این جشن خالیست .

درست حدس زدید: سرمایه گذاران و مسافران شهر های دیگر

ما در هیج جای کشور روز خاصی را تحت عنوان روز آن شهر نداریم و اگر هم باشند در آن روز سعی میکنند به دنبال معرفی نمودن شهر خود به سایر مناطق کشور باشند .

اگر ما میتوانستیم به جای برگزاری این جشن و این همایشها با ایجاد غرفه های فرهنگی و صنایع دستی و از همه مهمتر با ایجاد تور های گردشگری در استان به شناساندن این شهر کمک می کردیم بهتر نبود؟

آیا بهتر نیست تسهیلات ویژه ای را به آژانس های مسافرتی در استان قرار دهیم تا آنها مجبور نباشند گردشگران این استان را به شهر های دیگر برده و باعث پیشرفت گردشگری شهر مورد نظر باشند.

آیا بهتر نیست به جای هزینه سنگین در جشن روز گرگان به کودکان و نوجوانان بیشتر توجه گردد و زمینه لازم برای رفاه و سرگرمی آنها را ایجاد نمود؟

آیا بهتر نیست به جای خارج کردن سرمایه از استان کمک کنیم این سرمایه ها در گرگان به احداث پارک های شادی و محل سرگرمی و استراحت مسافران صورت بپذیرد؟

آیا بهتر نیست به جای هزینه سنگین این مراسم بخشی از این مبلغ را برای شناساندن جاذبه های گردشگری این شهر نمود؟

چرا از دو سال قبل هیچ برنامه ای برای تفریح کودکان و نوجوانان تهیه نشده است؟

چرا محلی برای تخلیه انرژی دوران نوجوانی و جوانی برای جوانان این شهر وجود ندارد؟

آیا کشته شدن افراد در این شهر و آن هم در نهار خوران کافی نیست؟

آیا نباید به شرکت های گردشگری این شهر اجازه بدهیم که با ایجاد تورهای گردشگری به معرفی نمودن جاذبه های این استان دست بزنند؟

و خیلی از سوالات دیگر ....

مگر نمیگویند , استان گلستان . اصلا چرا گلستان را به این نام , اسم گذاری نمودند.

ما در این 10 سال هیچ پیشرفتی در بخش سرگرمی و گردشگری برای میهمانان و مسافران و یا بهتر بگوییم برای مردم این شهر انجام نداده ایم ؟

آیا وقت آن نرسیده با برنامه ای جامع و فوری این مشکلات را برطرف نماییم تا باعث جذب سرمایه و گردشگر برای این استان و ایجاد اشتغال باشیم ؟

مگر ما چه چیزی از استان های دیگر کم داریم ؟

 

چهار فصل خدا را میتوان در گلستان دید. جنگل , دریا, کوه , بیابان , دشت, و غیره... و انواع فرهنگ ها در این استان وجود دارند که میتوانیم با شناساندن بهتر آنها باعث جذب گردشگر و سرمایه و ایجاد اشتغال نمود.

چرا مسئولین این شهر در صدد برگزاری جشنهایی هستند که برای آبادانی و پیشرفت این شهر هیچ کمکی نمیکند؟

مسئولین شهری و استانی میتوانند با اجرای برنامه هایی خاص و مدور به احداث پروژه ها و برنامه برای جذب مسافر باشند .

مسئولین این شهر نباید مردم را از کار های خود فراری دهند لذا باید پیشرفت فرهنگی و اقتصادی این شهر را سر لوحه کار خود قرار دهند .


26

اعلام روز هشتم شوال المكرم به عنوان روز بقيع، روز عزا و مصيبت و تأكيد بر اقامه مراسم عزاداري و محكوم نمودن اين جنايت بزرگ

6

سرویس اقتصادی کاسب امین : تعریف ثروت برای افراد مختلف متفاوت است. اما به طور کلی، ثروت به آزادی مالی برای به دست آوردن اهداف و زندگی به شیوه دلخواه است.

صرف نظر از نوع تربیت، تحصیلات، حرفه یا شیوه زندگی بسیاری از ما در وضعیت مالی دلخواه خود قرار نداریم و دلیل همه نیز تقریبا مشابه است. اما خبر خوب این است که هیچ زمان برای ثروتمند شدن دیر نیست.

 

آیا دوست دارید بدانید چرا تاکنون پولدار نشده اید؟ مطلب زیر را مطالعه کنید.

 

 

 

جیب خالی پز عالی

بله، خرید وسایل شیک و گران بسیار لذت بخش است. اینکه ماشین لوکس، لباس های خاص یا خانه بزرگ داشته باشید یا به مسافرت های اروپایی و آمریکایی بروید، بسیار عالی است. اما باید به اندازه جیبمان پول خرج کنیم. شاید خیلی از افراد باشند که بدون توجه به حساب بانکی خود خرید می کنند و آخر ماه که می شود با کمبود موجودی مواجه می شوند. مشکل اینجاست تا زمانی که با جیب خالی پز عالی می دهیم، هیچ گاه واقعا پولدار نخواهیم شد. بدهکار بودن بزرگ ترین دشمن شما در مسیر پیشرفت است. بهتر است طوری پول خرج کنید که گویا خیلی پول ندارید تا بتوانید به تدریج پولدار شوید.

برنامه ریزی ندارید

بدون اینکه برنامه کوتاه یا بلند مدت برای پولدار شدن نداشته باشید هیچ گاه، هیچ اتفاق مثبتی هم رخ نمی دهد. کسی که نمی تواند هدفی برای خود تعیین و بر اساس آن برنامه ریزی کند، به شکست محکوم است. برنامه ریزی مالی کمی دشوار و ترسناک به نظر می رسد ولی واقعیت اینگونه نیست. هم خودتان می توانید این کار را انجام دهید و هم می توانید از یک مشاور اقتصادی کمک بگیرید.

 

پس انداز روز مبادا ندارید

 

شاید این حرف را زیاد شنیده باشید اما واقعا باید در زندگی به اندازه حقوق شش ماه خود را پس انداز داشته باشید. بله، گفتن این مساله بسیار آسان تر از انجام آن است. بسیاری از ما همیشه با خرج های ناگهانی و ناخواسته همچون تعمیر ماشین، خانه، وسایل خانه، بیماری، تصادف یا از دست دادن کار مواجه هستیم. همه این مسایل باعث کم یا تمام شدن پس انداز می شوند و شاید تا ماه ها نتوان پولی پس انداز کرد. در ایران که با حجم بالای کرایه های خانه و گرانی آخر ماه تقریبا پولی هم نمی ماند که بتوان به اندازه شش ماه را پس انداز کرد. اما باید توجه داشته باشید بدون پس انداز، هنگام مواجهه با این شرایط دشوار وضعیت شما دشوارتر نیز خواهد شد.

دیر شروع کردن

هر ماه و سالی که می گذرد و شما پس اندازی ندارید، احتمال پولدار شدن شما هم کاهش پیدا می کند. حتی با داشتن قسط و قرض و وام هم می توان تا حدی – حتی بسیار کم پول پس انداز کرد.

بیشتر از تلاش، اعتراض می کنید

«زندگی کردن هزینه زیادی دارد.»، «این قسط ها هیچ وقت تمام نمی شوند»، «درآمد خوبی ندارم»، «سرمایه گذاری ریسک بالایی دارد» و ... جملاتی هستند که اغلب افراد برای طفره رفتن و توجیه کردن تنبلی های خود بیان می کنند. افرادی که پس انداز، سرمایه گذاری یا برنامه ریزی ندارند اصولا به اعتراضات این چنینی دست می زنند.

فقط برای امروز زندگی می کنید و فردا برایتان مهم نیست

درست است که زندگی خرج دارد و باید تا حد امکان خوب زندگی کرد. اما به چه قیمتی؟ نباید مثل ریگ پول خرج کنید و فردا که به هر دلیلی کار یا درآمد نداشتید، نباید هشتتان گرو نه باشد. با بدهی های زیاد نمی توانید پولدار شوید. پس لطفا لطفی در حق خود بکنید و به جای «حال را دریاب و فردا غصه فردا را بخور!» را دور بریزید و در عوض، جمله: «چندروز بخور نون و تره، یه عمر بخور نون کره » را شعار خود کنید.

برای سرمایه گذاری خود محدودیت دارید

شاید به قدری خوش شانس باشید که در مسابقه یا بانک برنده پول زیادی بشوید و بخواهید از این طریق برای خود درآمد کسب کنید. اما این کار ایده خوبی برای سرمایه گذاری نیست. یکی از بدترین اشتباهاتی که می توانید مرتکب شوید این است که همه سرمایه خود را در یک جا بخوابانید. چنین کاری شما را در معرض خطر زیادی قرار می دهد. بهترین روش، ترکیب انواع سرمایه گذاری ها است.

به فوریت اعتقاد ندارید

شما تصور کنید نیازی نیست نگران تسویه شدن وام یا قسط های خود باشید زیرا شاید کسی را دارید که در مسایل مالی به شما کمک کند. اما باید بدانید همسر پولدار داشتن یا برنده شدن در موسسات مالی دلیل نمی شود که برای خود پس انداز نداشته باشید. بنابراین پیش از قرار گرفتن در معرض چنین مشکلاتی بهتر است از هم اکنون پس انداز و آینده نگری را آغاز کنید.

در معرض خطر بودن

همه ما به نوعی در خطر روبه رویی با مسایلی هستیم که مانع از پولدار شدن ما می شوند. به طور مثال، همسر ولخرجی داریم، یا خودمان دچار بیماری زیاد خرید کردن هستیم. رسانه هایی که به این مسایل دامن می زنند نیز تاثیر ده برابری برای جلوگیری از پس انداز دارند. اما باید سعی کنید کمی از خرج های اضافه و مسایل هزینه ساز را کم کنید تا بتوانید موفق و ثروتمند شوید.

9

سرویس فرهنگی کاسب امین : یکی از دغدغه های مادران، آشنا کردن دختران با حجاب است، در این یادداشت چند پیشنهاد برای مادران در نظر گرفته شده است که امیدواریم سازنده باشد چرا که به نظر کارشناسان علوم دینی و روانشناسان برای عملی شدن این رفتار الهی می باید قدم های حساب شده برداشت تا شاهد اثرات زیبا و ماندگاری باشیم.
دخترانمان را چطور با حجاب آشنا کنیم؟
۱- وجوب حجاب بر اساس نظر مراجع اتمام نه سال قمری است اما این سن برای شروعرعایت حجاب، بسیار دیر است. دختری که تا قبل از این سن آزادانه هر لباسی را می پوشید با رسیدن به این سن قطعا نخواهد توانست حجاب را در معنای مطلوبش رعایت کند پس آشنایی تدریجی با این امرضروری است مثلا در شش سالگی آستین حلقه ای یا دامن کوتاه نپوشد در هفت سالگی با پوششی مانند کلاه یا روسری های کوتاه و فانتزی موهایش پوشانده شود. حجابی که دست و پای او را نگیرد اما او را به پوشش نزدیک کند. مثلا خانواده ها باید به یاد داشته باشند که یکی از اشکالاتی که دختران در هنگام پوشیدن روسری دارند، احساس خفگی زیر گلو است که باید به آرامی وی را عادت داد.
عادت دادن کودک به حجاب بسیارمهم است ما نمی توانیم حجاب را به صورت فشرده اعمال کنیم ملایمت و لطافت و عادت دادن او بسیار اهمیت دارد.
 ۲- در این سنین کودکان در برابر حوادث و رفتار دیگران تاثیر پذیرترند، حجاب شرعی مادر، خاله، عمه و خانم های نزدیک به کودک و دوستانی که با آن ها روابط نزدیک داریم می تواند زمینه را برای محجبه بودن دختران فراهم کند.
یکی دیگر ازعوامل مخرب در این جا استفاده خانواده از شبکه های ماهواره ای است که به صورت مستقیم بر روح معنوی کودک اثرگذار است و یقینا بر روند مطلوب دینی خانواده موثر خواهد بود.
3- بیان محاسن و فواید حجاب و مستور بودن زیبایی ها، رضایت خدا، سلامت فرد و اثرات زیان بار بدحجابی می تواند ما را در حصول نتیجه یاری کند.
 ۴- استفاده از آیات معرفی زنان صالح و برتر اسلام و بیان زندگانی ایشان به عنوان الگو

 ۵- همزمان با تکلیف دختران، بلوغ جسمانی هم اتفاق می افتد. این امر او را درگیر ظاهرش خواهد کرد. براین اساس او بیشتر از گذشته به فکر نمایاندن زیبایی ها و پوشاندن بدشکلی های موقتی اش خواهد افتاد. والدین آگاه باید با تهیه لباس های زیبا و شاد و متفاوت با رنگ های متنوع و استفاده ازخلاقیت، میل به آراسته بودن او را درک کنند به طوری که موجبات محدودیت او را فراهم نکنند و آزادی و شور و شوق کودکی او را مد نظر قرار دهند. مثلا از انواع چادرهای رنگی آذین شده با تور و روبان یا مانتو های زیبا با دکمه های رنگارنگ استفاده کنند تا دختر بداند، حجاب زیبایی های او را کم نکرده است.
می توانید برای انتخاب رنگ لباس و یا چادر، از او نظر خواهی کنید. دختر بچه ها لباس های چین دار و دنباله دار را بسیار دوست دارند. سعی کنید در حجاب و پوشش آنچه را که او دوست دارد انجام دهید و تنها شرط شما، پوشش اسلامی باشد. سلیقه خود را به هیچ عنوان بر فرزندتان تحمیل نکنید.

6- یکی از روش های تشویق، دادن پاداش است به طوری که روانشناسان بر این باورند که تقویت های بیرونی مانند جایزه موجب ایجاد تقویت های درونی مانند میل به داشتن حجاب خواهد شد. بر این اساس برای رعایت حجاب فرزندتان هدیه های هر چند کوچک اما مستمر تهیه کنید
7- هر سال، روزجشن تکلیف کودکتان مراسمی کوچک به پا کنید چون آن روز تولدی دیگر است و به او یادآوری کنید درطول سالی که گذشت در چه زمینه هایی قوت یا ضعف داشته و قرار است چگونه باشد.

11

سرویس اقتصادی کاسبب امین : قطعا نخستين اولويت رئيس‌جمهور منتخب كشور بايد رسيدگي به وضعيت اقتصادي كشور باشد. براي اين كار هم بايد مطالعه بخش‌هاي مختلف اقتصاد توسط مديران و كارشناسان متخصص و باتجربه انجام شود. اقتصاد كشور سامان نمي‌يابد، مگر زماني كه مديران باتجربه و قوي و آنهايي كه داراي تجربه در علم اقتصاد هستند، وارد صحنه شوند و با فرمول اقتصادي مشخص، اقتصاد كشور را مديريت كنند. به اين ترتيب است كه مي‌توان تحريم‌ها را دور زد و ثبات اقتصادي را در كشور ايجاد كرد.

پس از استفاده از مديران باتجربه و متخصص براي ساماندهي اوضاع اقتصادي كشور، تثبيت نرخ ارز، كاهش تورم، كاهش واردات كالاهاي غيرضروري، حفظ ارزش پول ملي و حمايت از توليد ملي و ساخت داخل، اولويت‌هاي بعدي هستند كه بايد مورد توجه قرار گيرند. اگر چنين اتفاقي نيفتد، رئيس‌جمهور آينده در قبال مردمي كه به او راي داده‌اند مسئول خواهد بود. چرا كه اين روزها مردم دچار سردرگمي شده‌اند و نياز به ساماندهي امور دارند. اين است كه رئيس‌جمهور آينده كشور بايد مردم را نجات دهد و كارها را طبق روال و اصول اقتصاد پيش ببرد.

اين در حالي است كه اگر مرد اول اجرايي كشور نتواند به مشكلات اقتصادي رسيدگي كند، تورم را كاهش دهد، ارزش پول ملي را حفظ كند و به حالت سابق برگرداند، از توليد ملي حمايت كند، واردات كالاهاي غيرضروري را كاهش دهد، مشكلات اشتغال و بيكاري را برطرف نمايد و... و در عين حال اگر كشور را به حاشيه بكشاند و افراد غيرمتخصص را به عنوان كابينه انتخاب نمايد، قطعا نمي‌تواند از عهده كار و وظايفش برآيد. این در حالی است که مشکل عمده اقتصادی امروز مردم این است که ثبات قیمت درباره کالاها به ویژه کالاهای اساسی وجود ندارد. کالایی که امروز به یک قیمت فروخته می‌شود معلوم نیست فردا به چه قیمتی در بازار عرضه خواهد شد و مردم از این بابت نگرانی‌هایی دارند که رئیس‌جمهور آینده کشور باید حل آنها را در رأس امور خود قرار دهد. همه اين مشكلات اقتصادي در حالي است كه بايد به مشكلات بانك مركزي نيز رسيدگي شود و استقلال آن حفظ شود. همين مسائل است كه مشكلات اقتصادي را به عنوان اولويت‌دارترين مسائل در دستور كار رئيس‌جمهور آينده قرار مي‌دهد. اما نبايد تحريم‌ها را نيز فراموش كرد كه هر روز تشديد مي‌شوند و بايد جهت كاهش آنها تلاش شود تا مردم بيش از اين تحت فشار نباشند. در كنار همه اينها تعامل دولت و مجلس هم نكته مهمي است كه رئيس‌جمهور آينده كشور بايد آن را مدنظر داشته باشد.

همچنين نمايندگان مجلس و به‌ويژه كميسيون‌ اقتصادي به اين اجماع رسيده‌اند كه تنها به كابينه‌اي راي اعتماد خواهند داد كه متخصص باشند و توانايي مديريت حوزه پيشنهادي را داشته باشند؛ چرا كه آزموده را آزمودن خطاست! / ارسلان فتی پور

10

شورای عالی اشتغال اخیراً مصوبه ای مبنی بر تصویب 65 هزار میلیارد تومان اعتبار اشتغال زایی در سال 92 داشته است و معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اظهار کرده که مقرر شده 43 هزار میلیارد تومان از سوی بانک های دولتی و اصل چهل و چهاری به طرح های نیمه تمام، توسعه ای و نیز طرح هایی که با حداقل ظرفیت تکمیل می شوند اختصاص یابد. همچنین بر اساس اظهارات این مقام مسوول هفت هزار میلیارد تومان هم بانک های تخصصی کشور به اشتغال اختصاص خواهند داد و همچنین مقرر شده صندوق توسعه ملی 10 هزار میلیارد تومان به طرح های اشتغال زا در بخش های کشاورزی و صنعت و معدن اختصاص دهد و امسال سرجمع کل تسهیلات قرض الحسنه هم حدود پنج هزار میلیارد تومان خواهد بود. در مورد این مصوبه شورای عالی اشتغال نکاتی قابل ذکر است. در واقع مساله این است که چرا اصولاً دولت ها منابع را به این شکل اختصاص می دهند، در حالی که تجربه گذشته اقتصاد ایران نشان می دهد عواقب منفی این وام ها از عواقب مثبت آن بیشتر است.

در ابتدا من امیدوار هستم در یک آینده نه چندان دور، فضا و فرصتی فراهم شود که با ضوابط و معیارهای کارشناسی و به دور از هر نوع برخورد هیجانی یا سیاست زده تجربه هشت سال اخیر مدیریت توسعه ملی مورد بازنگری جدی قرار بگیرد. در این بازنگری بنیادی آنچه می تواند پتانسیلی برای خروج از دور باطل توسعه نیافتگی بر محور شکست تجربه های سیاستگذاری در حوزه های اقتصادی محسوب شود این است که ما رخدادهایی را که طی هشت سال گذشته در فرآیندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع مشاهده کردیم به عنوان امور شخصی صرف در نظر نگیریم و گمان نکنیم که فقط و فقط به اعتبار تغییر اشخاص این رویه ها هم تغییر خواهد کرد. وقتی که یک مساله به مساله ای ساختاری تغییر می کند حداقل یک معنای آن، این است که مستقل از اشخاص این رویه ها به عنوان قاعده رفتاری موضوعیت پیدا کرده و تا زمانی که ما منطق رفتاری پشت سر این رویه ها را شناسایی نکنیم و گمان بر این داشته باشیم که با جابه جا شدن افراد مساله حل و فصل می شود این گمان نسبتی با تجربه تاریخی ایران و مبانی توسعه ملی ندارد. واقعیت این است که بسیاری از مشکلات ساختاری ایران گستره و عمق بی سابقه ای پیدا کرده اند و شخصاً برای آنچه بر سر توسعه اقتصاد ایران آمده از سه قاعده رفتاری با تاکید بیشتری نام می برم.

این سه قاعده رفتاری عبارتند از : علم گریزی، قانون گریزی و برنامه گریزی.

برای اینکه این گریز های ضدتوسعه ای امکان پذیر شود از آنجایی که دقیقاً از سال 1384 ما با موج بی سابقه ای از افزایش قیمت نفت روبه رو بوده ایم بی سابقه ترین سطوح عدم شفافیت در فرآیندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع مشاهده می شود و این دقیقاً همان چیزی است که در سطح نظری به این ترتیب مورد توجه قرار گرفته که بقای ساخت رانتی از جمله به عدم شفافیت در فرآیندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع وابسته است و توزیع رانت به شدت افزایش یافته نفتی فقط در چنین چارچوبی می تواند توضیح داده شود و گسست آن با مصالح توسعه ملی به نحو قابل قبولی تبیین شود.

آنچه از متن سخنان معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برمی آید به شرحی که در رسانه ها در 12 خرداد ماه امسال انعکاس یافته، این است که بی سابقه ترین عدم شفافیت را در همین اظهارات می توان مشاهده کرد. برای مثال مشخص نیست نسبت این تصمیمات با قوانین موضوعه کشور چیست! همان طور که مشخص نیست این تصمیمات چه نسبتی با اسناد بالادستی مانند سند چشم انداز و برنامه میان مدت یا حتی بودجه سالانه دارند!

اما در مورد اینکه چقدر این سیاست اعطای 65 هزار میلیارد تومان وام اشتغال زایی طی یک سال منجر به ایجاد فرصت شغلی می شود باید اشاره کنم که از آنجایی که در توضیح معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تصریح شده که باید 43 هزار میلیارد تومان از آن 65 هزار میلیارد تومان ادعایی به طرح های نیمه تمام و توسعه ای و طرح هایی با حداقل ظرفیت تکمیل اختصاص یابد به سهولت می توان دریافت که بیش از سه چهارم رقم ادعایی مستقیماً نسبت روشنی با مساله اشتغال ندارد؛ گرچه به سبکی در این دولت شاهد بوده ایم که می توان آسمان و ریسمان را به هم بافت و نسبت هایی با اشتغال برای آن پیدا کرد. اما به قاعده سنخ شناسی تصمیم گیری ها در مورد منابع مالی، برداشت شخصی بنده که صرفاً مبتنی بر متن مصاحبه معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است، این است که در واقع این تصمیم گیری پوششی برای پیگیری اقدامات فراقانونی موسوم به «مهر ماندگار» است.

به گمان من، پدیده «مهر ماندگار» بدون تردید یکی از مهم ترین پاشنه آشیل های توسعه ملی در دوره دولت های بعدی خواهد بود و امیدوارم نهادهای نظارتی کاری کنند که در این فرصت زمانی اندک باقی مانده از عمر دولت دهم شرایط به گونه ای نشود که تحت آن عنوان بار بسیار عظیمی از طرح های معوق عمرانی کشور با پیچیدگی های جدیدی روبه رو شوند. بنابراین به صورت مستقیم بیش از سه چهارم رقم ادعا شده به نظر می رسد بیشتر پوششی برای طرح های مهر ماندگار باشد که نسبتی با قانون برنامه پنجم که خود همین دولت دهم تصویب کرده و همچنین نسبتی با قانون بودجه سال 1392 ندارد.

آنچه به نظر می رسد باید مورد توجه قرار گیرد این است که دقیقاً به شرحی که تجربه تلخ و فاجعه آمیز بنگاه های زودبازده نشان داد توجه کنند. در کادر همین الگوی تخصیص منابع در طرح بنگاه های زودبازده، بیکاران کشور را به بیکاران بدهکار تبدیل کردند و حجم تعهدات معوق بانکی در کشور را به ابعاد بی سابقه رساندند و بحران نقدینگی برای تولیدکنندگان را تشدید کردند، بدون اینکه دستاوردی متناسب با هزینه هایی که نظام ملی از این ناحیه پرداخت داشته باشد.

بدین ترتیب کاملاً مشخص است کسانی که این گونه تصمیم می گیرند همچنان بر این باور هستند که مرغ یک پا دارد و اشتغال فقط تابعی از تخصیص منابع ارزی و ریالی است. در حالی که تجربه همین دولت فعلی نشان داده که در واقعیت این طور نیست. امیدوارم در دولت بعدی این همه هزینه ها و خسارت هایی که نظام ملی پرداخته منشاء آن شود که کسانی که در مسند تصمیم گیری هستند، گوشه چشمی هم به قلمرو علمی اقتصاد بیندازند.

در آنجا یکی از اصول موضوعه این است که گفته می شود تقاضا برای اشتغال تقاضای مشتقه است و باید طیف وسیعی از اطمینان ها و ثبات بخشی نهادهای دیگر به جریان افتاده باشد تا انگیزه ای برای سرمایه گذاری پدید آید و بخش خصوصی مولد بتواند به دولت اعتماد کند تا پس از آن سرمایه گذاری اتفاق بیفتد و به دنبال تحقق سرمایه گذاری تقاضا برای اشتغال موضوعیت پیدا کند. بدین ترتیب است که در نهایت فرصت های شغلی پدید می آیند نه با اجرای روندهای فعلی تجربه شده که معلوم است به نتیجه ای برای ایجاد فرصت های شغلی منتهی نمی شود.

وقتی که سهل انگارانه ترین سیاستگذاری ها را طی سال های اخیر به اجرا گذاشته ایم و فضای کسب وکار کشور با به هم ریختگی های کم سابقه ای روبه رو شده و از سوی دیگر در کنار آن، از نظر فساد مالی با یک وضعیت غیرعادی و شکننده ای روبه رو شده ایم و از دیگر سو بخش اعظم سیاستگذاری ها و جهت گیری های دولت رونق دهنده به فعالیت های سوداگرانه و غیرمولد و از بین برنده انگیزه های سرمایه گذاری تولیدی شده، بنابراین صرفاً از طریق تخصیص رانت های نفتی نمی توان انتظار داشت مشکل پیچیده و سیستمی بیکاری در ایران به نحو عالمانه حل و فصل شود.

من کاملاً با این مساله موافق هستم که همان طور که کارشناسان دیگر اقتصادی نیز عنوان می کنند، مدیریت اقتصادی کشور در این ماه های باقی مانده حتی اگر زمان کافی برای مراجعه به بحث های کارشناسی نداشته باشد اما حداقل چقدر خوب است که گوشه چشمی به تجربه های خسارت بار رخ داده در دولت خودش بیندازد تا ان شاءالله نیازی نباشد که ما به اسم اشتغال زایی این همه هزینه بپردازیم، بدون اینکه دستاورد خاصی در عرصه اشتغال زایی و کاهش نرخ بیکاری را مشاهده کنیم. امیدوارم به ویژه در مورد طرح های موسوم به مهر ماندگار و آثار زیان بار و پرخسارت این طرز تصمیم گیری و تخصیص منابع به صورت مستقل و مبسوط مطالبی منتشر و کارشناسان دیگر نیز هشدار دهند تا دولت از عواقب این چنین تصمیمی که قبلاً هم با اجرای آن منجر به بروز پیامدهایی شده بود بیشتر آشنا شود تا در نهایت منجر به بازنگری در این نوع تصمیم گیری ها شود./دنياي اقتصاد

9

ﻳﺎﻓﺘﻪ‌ﻫﺎﻯ این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺍﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻛﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺖ‌ﻫﺎ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﺗﺤﺮﻳﻢ‌ﻫﺎﻯ ﻏﺮﺏ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﻯ ﺧﻨﺜﻰ ﻛﻨﺪ.

ﭼﻜﻴﺪﻩ:

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻧﻤﺎﺩ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻯ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺣﻔﻆ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻭ ﺩﻳﻨﻰ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﻯ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﻼﻣﻰ، ﺣﺎﺻﻞ ﺗﻼﺵ، ﻣﺠﺎﻫﺪﺕ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﻰ ﻣﺠﺎﻫﺪﺍﻥ، ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺑﺴﻴﺠﻴﺎﻥ ﺩﺭ ﺻﺤﻨﻪﻫﺎﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﻭ ﺩﻓﺎﻋﻰ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻣﻘﻄﻊ ﻛﻨﻮﻧﻰ ﻛﻪ، ﺗﺤﺮﻳﻢﻫﺎﻯ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻏﺮﺏ ﻋﻠﻴﻪ ﺟﻤﻬﻮﺭﻱ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻳﺖﺍﷲ ﺧﺎﻣﻨﻪﺍﻱ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺩﺭ ﭘﻴﺎﻣﻲ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺣﻠﻮﻝ ﺳﺎﻝ 91، ﻣﺠﺎﻫﺪﺕ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﺟﻬﺎﺩﮔﻮﻧﻪ ﻣﻠﺖ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪﻫﺎﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺭﺍ ﻳﻚ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺸﺎﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ: «ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﻲ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﻠﺖ ﺑﺎ ﻫﻤﺖ، ﻋﺰﻡ ﻭ ﺁﮔﺎﻫﻲ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺮﺍﻫﻲ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭﻳﺰﻱ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﻣﺸﻜﻞ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺭﺍ ﺣﻞ ﻛﻨﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﺮ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻏﻠﺒﻪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻛﺮﺩ. ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﻋﻮﺕ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻧﺪﺭﻛﺎﺭﺍﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ﺁﺣﺎﺩ ﻣﻠﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺭﻭﻧﻖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﺟﺪﻳﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺷﻌﺎﺭ ﺳﺎﻝ 91 ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ».

ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ، ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭﺻﺪﺩ ﺍﺳﺖ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ، ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﻯ ﺑﻴﺎﻧﺎﺕ رهبر معظم انقلاب ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻛﻨﺪ.

ﻳﺎﻓﺘﻪ‌ﻫﺎﻯ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺍﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻛﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺖ‌ﻫﺎ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﺗﺤﺮﻳﻢ‌ﻫﺎﻯ ﻏﺮﺏ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﻯ ﺧﻨﺜﻰ ﻛﻨﺪ.

ﻭﺍژﮔﺎﻥ ﻛﻠﻴﺪﻯ: ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺠﻰ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ، ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ، رهبر معظم انقلاب.


1. ﻛﻠﻴﺎﺕ

1-1. ﻃﺮﺡ ﻣﺴﺌﻠﻪ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻰ‌ﻫﺎﻯ ﺣﻴﺎﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻧﻘﺶ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﻭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺷﻜﻮﻓﺎﻳﻰ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﻧﻈﺮﺍﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺑﻪ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻧﻘﺶ ﻭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺍﻓﻮﻝ ﻭ ﻳﺎ ﺻﻌﻮﺩ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ. ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ(ﺭﻩ) ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻣﻰ‌ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ: «ﺑﻰ‌ﺷﻚ ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﻭﺍﻻﺗﺮﻳﻦ ﻋﻨﺼﺮﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺟﻮﺩﻳﺖ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺁﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ»

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺪﻳﺪﻩ‌ﺍﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﻩ‌ﻫﺎﻯ ﻃﺒﻴﻌﻰ ﻭ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﻣﻰ‌ﮔﻴﺮﺩ. ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎ، ﺗﺎﺭﻳﺦ، ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﺭﺍﻳﺞ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ، ﺩﺭ ﭼﮕﻮﻧﮕﻰ ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺛﺮ ﻣﻰ‌ﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺗﺮﻛﻴﺒﻰ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻯ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﺵ‌ﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻯ ﺗﺎﺯﻩ ﺭﺍ ﭘﺪﻳﺪ ﻣﻰ‌ﺁﻭﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻰ‌ﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺳﺎﻥ ﻣﻰ ﺳﺎﺯﺩ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻛﻪ ﺑﻨﻴﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ (ﺭﻩ) ﻭ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻳﺖ‌ﺍﷲ ﺧﺎﻣﻨﻪ‌ﺍﻯ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻔﺘﺨﺮ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻰﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺴﻴﺠﻴﺎﻥ ﻣﺤﺸﻮﺭ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: «ﺍﮔﺮ ﺑﺮ ﻛﺸﻮﺭﻯ ﻧﻮﺍﻯ ﺩﻟﻨﺸﻴﻦ ﺗﻔﻜﺮ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻃﻨﻴﻦ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﺷﺪ، ﭼﺸﻢ ﻃﻤﻊ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ‌ﺧﻮﺍﺭﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭﺍﻻ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﻯ ﻣﺎﻧﺪ»(ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ، ﺻﺤﻴﻔﻪ ﻧﻮﺭ، ﺟﻠﺪ 195 :21).
ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻯ ﻏﺮﺑﻰ ﺑﻪ ﺭﻫﺒﺮﻯ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﺎﻛﺎﻣﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻃﺌﻪ‌ﻫﺎﻯ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺍﻯ ﺳﺎﻗﻂ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺁﻥ ﻭ ﻳﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣسئوﻻﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﺩﺭ ﺳﻪ ﺩﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺟﻨﮓ ﻧﺮﻡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺷﺪﺕ ﺑﺨﺸﻴﺪﻧﺪ؛ ﺑﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻰ، ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻳﺖﺍﷲ ﺧﺎﻣﻨﻪ‌ﺍﻯ «ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﻧﻈﺎﻡ، ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻧﺮﻡ، ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﻯ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻰ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺗﻰ، ﺍﻳﻤﺎﻥﻫﺎ، ﻣﻌﺮﻓﺖ‌ﻫﺎ، ﻋﺰﻡ‌ﻫﺎ، ﻭ ﭘﺎﻳﻪ‌ﻫﺎ ﻭ ﺍﺭﻛﺎﻥ ﻳﻚ ﻧﻈﺎﻡ ﻭ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ‌ﺩﻫﻨﺪ».

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﺪﻳﻬﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻣﻰ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻋﻠﻴﺮﻏﻢ ﺩﺷﻤﻨﻰ ﻗﺪﺭﺕ‌ﻫﺎﻯ ﺟﻬﺎﻧﻰ ﺑﺎ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳــﻼﻣﻰ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺑﺎ ﺣﻤﺎﻳﺖ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ، ﺑﻪ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻢ‌ﻫﺎﻯ ﻏﺮﺏ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪﺍﺕ ﻭ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‌ﺍﻱ ﻛﻪ ﺗﻼﺵ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ‌ﻫﺎﻱ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﻣﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ‌ﻫﺎﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺭﻫﻨﻤﻮﻥ ﺳﺎﺯﺩ. ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﺳﺎﻝ 1391 ﻭ ﭘﻴﺎﻡ ﻧﻮﺭﻭﺯﻯ ﺧﻮﺩ ﺿﻤﻦ ﺗﺸﺮﻳﺢ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩﻫﺎ ﻭ ﺍﻭﻟﻮﻳﺖ‌ﻫﺎﻯ ﻛﺸﻮﺭ، ﺳﺎﻝ 91 ﺭﺍ ﺳﺎﻝ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻧﺎمﮔﺬﺍﺭﻯ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ.

ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﻳﻦ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻌﺎﺭ ﺳﺎﻝ 91 ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﺮﻛﺖ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﺗﻮﺳﻌﻪ، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﻛﺎﻥ ﻭ ﺍﺻﻮﻝ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﺍﺻﻠﻰ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺳﺖ.

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﺎ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﻓﺮﻣﺎﻳﺶ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻛﻪ «ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻴﻢ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﺍ ﺭﻭﻧﻖ ﺑﺒﺨﺸﻴﻢ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﻭ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﺣﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ»، ﺍﻫﺘﻤﺎﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻱ ﻣﻮﺟﺐ ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﻭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪﺍﺕ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﺍﺳﺖ. ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺴﻴﺠﻲ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺭﺃﺱ ﻫﺮﻡ ﺑــﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺼﺮﻑ‌ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺧﺮﻳﺪ ﺍﺯ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﺑــﺎ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ، ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑــﻪ ﺟﻴﺐ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺭﺯ ﺍﺯ ﻛﺸﻮﺭ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻨﺪ. ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻱ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﺘﻮﻟﻴﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻓﻀﺎﻱ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﺪﮔﺮﺍﻳﻲ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﻣﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺁﺛﺎﺭ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﻲ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻛﻤﻚ ﺷﺎﻳﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ.

1-2. ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻭ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﺗﺤﻘﻴﻖ

ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﺟﻬﺎﻥ، ﺳﺎﻝ 1391 ﺭﺍ ﺳﺎﻝ «ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ» ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺣﺴﺎﺱ ﻛﻨﻮﻧﻰ، ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﻠﻰ ﺍﺯ ﻣﻠﺰﻭﻣﺎﺕ ﺑﺪﻳﻬﻰ ﺍﺳﺖ. ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺁﻣﺎﺝ ﺣﻤﻼﺕ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺑﺮ ﭘﻴﻜﺮﻩ ﻭ ﺑﻨﻴﺎﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻭ ﻣﺎﻟﻰ ﻛﺸﻮﺭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ، ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻢ‌ﻫﺎﻯ ﻏﺮﺏ ﻧﺎﺑﺨﺸﻮﺩﻧﻰ ﺍﺳﺖ. ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺑﺮ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ، ﻣﺒﻴﻦ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﺸﺪﻳﺪ ﺗﺤﺮﻳﻢ‌ﻫﺎﻯ ﻏﺮﺏ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺑﺮ ﺁﺣﺎﺩ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﻦ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻨﺜﻰ ﻛﺮﺩﻥ ﺗﺤﺮﻳﻢﻫﺎﻯ ﻏﺮﺏ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﮔﺎﻡﻫﺎﻯ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺗﺤﻘﻖ ﺷﻌﺎﺭ «ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ،ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ»، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻯ ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺍﺳﺖ. ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺁﻣﺎﺩﮔﻰ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﺑﻴﻦﺍﻟﻤﻠﻠﻰ، ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﺭﻭﻧﻖ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ.
 
ﺑﺴﻴﺞ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺆﺛﺮ ﺩﺭ ﻗﺪﺭﺕ ﻣﻠﻰ ﺑﺎ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﻴﺮﻯ ﺍﺯ ﻫﻮﻳﺖ ﻭ ﻭﻳﮋﮔﻰﻫﺎﻯ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩ، ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﻧﺪﮔﻰ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺗﻬﺪﻳﺪﺍﺕ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎﻯ ﻧﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍﺳﺖ.
 
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﺴﻴﺞ ﻭ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻧﻤﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎﻯ ﻧﺮﻡ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺑﻰ‌ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﺎﺷﺪ.
 
ﻧﮕﺎﺭﻧﺪﻩ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺗﺼﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻔﻜﺮ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺮ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ، ﺍﻳﻦ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﺍﺣﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﺭﻳﺰﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ‌ﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﻰ‌ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﺤﻴﻂ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ، ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﻃﺮﺍﺣﻰ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﺭﻳﺰﻯ ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﻌﺎﺭ ﺳﺎﻝ 1391 ﻳﻌﻨﻰ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﻢ ﺍﻓﺰﺍ، ﺍﻣﻨﻴﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻛﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺍﺯﺍﺕ، ﺍﻟﻬﺎﻡ ﺑﺨﺸﻰ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻭ ﻧﻈﺎﻡ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻭ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻭ ﺗﺪﻭﻳﻦ ﺍﻟﮕﻮﻯ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﻯ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻣﺒﺘﻨﻰ ﺑﺮ ﻣﺰﻳﺖ ﻫﺎﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ، ﻣﻰ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺮﻛﺖ‌ﻫﺎ ﻭ ﻧﻬﻀﺖ‌ﻫﺎﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻣﻠﻞ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ، ﺍﻟﻬﺎﻡ ﺑﺨﺶ ﺑﺎﺷﺪ.

1-3. ﭘﻴﺸﻴﻨﻪ ﺗﺤﻘﻴﻖ

ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ‌ﺍﻯ ﻭ ﺟﺴﺘﺠﻮﻯ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺘﻰ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ، ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺎﻛﻨﻮﻥ ﭘﮋﻭﻫﺸﻰ ﺟﺎﻣﻊ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻳﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻮﺍﺭﺩﻯ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
 
ﭘﮋﻭﻫﺶ‌ﻫﺎ ﻭ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﻰ ﻛﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻭﻳﮋﮔﻰ‌ﻫﺎ ﻭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ با ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺗﺤﻘﻴﻘﻰ ﺟﺎﻣﻊ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺣﺎﺿﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﻛﺎﺭﻯ ﻧﻮ ﻭ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻰ‌شوﺩ.

ﺍﻟﻒ) ﻛﺎﺭﮔﺮ، ﺍﺣﻤﺪ. (1387). ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪ «ﺑﺮﺭﺳﻰ ﺷﻴﻮﻩ ﻫﺎﻯ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻔﻜﺮ ﺑﺴﻴﺠﻰ»، ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﺷﻴﻮﻩ‌ﻫﺎﻯ ﺍﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻔﻜﺮ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ، ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﺟﻨﺲ، ﻣﻘﻄﻊ ﺗﺤﺼﻴﻠﻰ ﻭ ﻧﻮﻉ ﻋﻀﻮﻳﺖ ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺞ، ﺑﺎ ﺷﻴﻮﻩ‌ﻫﺎﻯ ﺍﺷﺎﻋﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﻌﻨﺎﺩﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭ ﺑﺮ ﺷﻴﻮﻩ‌ﻫﺎﻯ ﺍﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻔﻜﺮ ﺑﺴﻴﺞ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻰﺩﺍﻧﺪ.

ﺏ) ﻧﻴﻜﺨـﻮ، ﻏﻼﻡ ﺣﻴـﺪﺭ. (1378). ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪ «ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﻭ ﻧﻘﺶ ﺁﻥ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ»، ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﺗﺎﺭﻳﺨﭽﻪ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ، ﺗﺒﻠﻴﻎ ﺩﺭ ﺍﺩﻳﺎﻥ ﺍﻟﻬﻰ، ﺗﺎﺭﻳﺨﭽﻪ ﺗﺒﻠﻴﻎ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ، ﺗﺒﻠﻴﻎ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻯ ﻣﻌﺎﺻﺮ، ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻯ ﺩﺭ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ، ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﻭ ﻫﺪﻑ ﻭ ﺭﻭﺵ‌ﻫﺎﻯ ﺗﺒﻠﻴﻎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﻭﻯ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻧﻤﻰ‌ﻛﻨﺪ.

ﺝ) ﻓﻴﺮﻭﺯﺁﺑﺎﺩﻯ، ﺳﻴﺪﺣﺴﻦ ﻭ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﻓﺮﻫﺎﺩﻯ. (1389). ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪ «ﺑﺮﺭﺳﻰ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺮ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻣﻠﻰ ﻛﺸﻮﺭ»، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎﻯ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻯ ﺷﺎﻣﻞ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﻯ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﻰ، ﺟﻬﺎﺩ ﻋﻠﻤﻰ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ، ﺟﻬﺎﺩ ﺳﻴﺎﺳﻰ ﻭ ﺟﻬﺎﺩ ﻧﻈﺎﻣﻰ، ﺩﻓﺎﻋﻰ ﻭ ﺍﻣﻨﻴﺘﻰ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻭ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻰ ﻭ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻣﺆﻟﻔﻪ ﻫﺎﻯ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻯ ﻣﺘﻨﺎﻇﺮ ﺑﺎ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻣﻠﻰ، ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻧﻘﺶ ﻭ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻫﺎﻯ ﻣﺆﻟﻔﻪ ﻫﺎﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺮ ﻣﺆﻟﻔﻪ‌ﻫﺎﻯ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻯ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻣﻠﻰ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺍﻯ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩ) ﻗﺒﺎﺩﻯ، ﺣﺴﻴﻨﻌﻠﻰ. (1373). ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪ «ﻧﮕﺎﻫﻰ ﺑﺮ ﺷﻜﻮﻓﺎﻳﻰ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ»، ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺯﺍﻳﻰ ﺩﺭ ﻧﮕﺮﺵ ﺑﺴﻴﺠﻴﺎﻥ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﮕﺮﺵ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍﻳﻰ، ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻰ، ﺳﺮﺩﺍﺭﻯ ﻣﺴﺘﻀﻌﻔﺎﻥ ﻭ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﻣﺮﺩﻣﻰ، ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻃﻠﺒﻰ ﻭ ... ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

1-4. ﭘﺮﺳﺶ ﻫﺎﻯ ﺗﺤﻘﻴﻖ

ﺍﻟﻒ) ﭘﺮﺳﺶ ﺍﺻﻠﻰ
ﭘﺮﺳــﺶ ﺍﺻﻠﻰ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ: ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﭼﻴﺴﺖ؟

ﺏ) ﭘﺮﺳﺶ‌ﻫﺎﻯ ﻓﺮﻋﻰ

- ﻭﻳﮋﮔﻰﻫﺎ ﻭ ﻣﺆﻟﻔﻪ ﻫﺎﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﭼﻴﺴﺖ؟
- ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ(ﺭﻩ) ﻭ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻳﺖ ﺍﷲ ﺧﺎﻣﻨﻪﺍﻯ ﭼﻴﺴﺖ؟
- ﻭﻇﺎﻳﻒ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﭼﻴﺴﺖ؟

1-5. ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻫﻰ ﺗﺤﻘﻴﻖ

ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺍﺯ ﭘﻨﺞ ﺑﺨﺶ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺍﻭﻝ ﺑﻪ ﻛﻠﻴﺎﺕ ﻭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ، ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺞ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻭ ﻭﻳﮋﮔﻰ‌ﻫﺎﻯ ﺁﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺳﻮﻡ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺑﻨﻴﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ، ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ (ﺭﻩ) ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺷﻌﺎﺭ ﺳﺎﻝ 1391، ﻳﻌﻨﻰ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ رهبر معظم انقلاب ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻳﺖ ﺍﷲ ﺧﺎﻣﻨﻪ‌ﺍﻯ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭﻧﻬﺎﻳﺖ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺁﺧﺮ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ

2. ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺞ ﻭ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻫﺎﻯ ﺁﻥ

ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎﻯ ﻗﻮﺍﻡ ﺑﺨﺶ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻛﻨﻮﻧﻰ؛ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺗﺸﻜﻞ ﻫﺎﻯ «ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻬﺎﺩ» ﻣﻮﺳﻮﻡ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻭ ﺍﺷﻜﺎﻝ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎﻯ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺩﺭ ﺑﻪ «ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎﻯ ﻏﻴﺮﺩﻭﻟﺘﻰ» ﺣﺎﻝ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻣﺪﻧﻰ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ (ﺷــﻴﺮﻳﻦ، 13 :1388). ﺑﺴﻴﺞ ﻧﻬﺎﺩﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺑﺎ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻭ ﻭﺳﻴﻊ ﺑﺮﺍﻯ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﻰ ﺑﻪ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻯ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺳﻴﺎﺳﻰ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﻴﺎﺯ ﺍﻣﻨﻴﺘﻰ ﻭ ﻧﻈﺎﻣﻰ ﻣﻰﺑﺎﺷﺪ (ﺧﺰﺍﻳﻰ، 68 :1387). ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺑﺴﻴﺞ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻯ ﻣﺼﻄﻠﺢ ﺍﻣﺮﻭﺯﻯ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﺫﺭ ﺳﺎﻝ 1358 ﺗﻮﺳﻂ ﺭﻫﺒﺮ ﻛﺒﻴﺮ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ (ﺭﻩ) ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﻢ ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﺷﺪ (ﺯﻣﺎﻧﻰ، 38 :1387) ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﺑﺮﺩﻯ ﻧﻈﺎﻣﻰ ﺗﺒﻠﻮﺭ ﻳﺎﻓﺖ.

ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮﻯ ﻋﺠﻴﺐ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺩﺭ ﺑﺪﻭ ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﺁﻥ، ﺍﻳﺠﺎﺏ ﻣﻰﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻰ ﻧﻈﺎﻣﻰ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺗﻰ ﻓﺮﺍﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﻫﻤﻴﻦ ﻃﻮﺭ ﻓﺮﺍﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﻣﺪﺍﻓﻊ ﺍﻧﻘﻼﺏ؛ ﻳﻌﻨﻰ ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﻬﺎﻝ ﻧﻮﭘﺎ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﻛﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﻯ ﺑﻌﺪ ﻧﻴﺰ ﺗﻮﺳﻂ ﺭﻫﺒﺮ ﻛﺒﻴﺮ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻳﺸﺎﻥ، رهبر معظم انقلاب ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻳﺖ ﺍﷲ ﺧﺎﻣﻨﻪﺍﻯ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﻫﻨﻤﻮﺩ ﺑﻴﺎﻥ ﺷﺪﻩ، ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺞ ﻳﻚ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺻﺮﻓﺎ ﻧﻈﺎﻣﻰ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﺣﺘﻰ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺟﻠﻮﻩ ﺍﻯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺑﺴﻴﺞ ﺟﻠﻮﻩ ﮔﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ (ﺣﺴﻨﻰ ﺁﻫﻨﮕﺮ ﻭ ﺑﺰﻣﺸﺎﻳﻰ، 63 :1388).

ﺑﺴﻴﺞ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﺗﺠﻠﻲ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﮔﺬﺍﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﺑﺤﺮﺍﻥ‌ﻫﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ، ﻧﻬﺎﺩﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﺑﺘﻜﺎﺭ ﻭ ﺩﻭﺭﺍﻧﺪﻳﺸﻲ ﻋﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ(ﺭﻩ) ﺗﺄﺳﻴﺲ ﺷﺪ. ﺩﺭ ﺍﺳﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺑﺴﻴﺞ ﻣﺴﺘﻀﻌﻔﻴﻦ، ﺑﺴﻴﺞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮﺩﻩ‌ﺍﻧﺪ: «ﺑﺴﻴﺞ ﻧﻬﺎﺩﻯ ﺍﺳﺖ ﺗﺤﺖ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻰ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻯ ﻛﻪ ﻫﺪﻑ ﺁﻥ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﻰ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻭ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩﻫﺎﻯ ﺁﻥ ﻭ ﺟﻬﺎﺩ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻃﺒﻖ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻛﺎﻣﻞ ﺑﻨﻴﻪ ﺩﻓﺎﻋﻰ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻫﻤﻜﺎﺭﻯ ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﻣﺴﻠﺢ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﺮﻭﺯ ﺑﻼ ﻭ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻏﻴﺮﻣﺘﺮﻗﺒﻪ ﻣﻰ‌ﺑﺎﺷﺪ» (ﻛﻴﺎﻛﺠﻮﺭﻯ، 28 :1389). ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻱ ﺍﻳﻦ ﻧﻬﺎﺩ ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺩﻓﺎﻋﻲ- ﺍﻣﻨﻴﺘﻲ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‌ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ 151 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺗﺼﺮﻳﺢ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﻣﻬﻢ‌ﺗﺮﻳﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺍﺭﺗﺶ ﺑﻴﺴﺖ ﻣﻴﻠﻴﻮﻧﻲ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ﺍﺭﺿﻲ ﻭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﻭ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﺍﺳــﺖ (ﺳــﺎﻋﺪ، 33-10 :1384).

ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﺮ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻧﻈﻴﺮ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺳﻮﻡ (ﻣﺎﺩﻩ 175) ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻡ (ﻣﺎﺩﻩ 119) ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﻧﻴﺮﻭﻱ ﺑﺴﻴﺞ ﺩﺭ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﻱ ﻭ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻣﻠﻲ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺭﻭﺷﻨﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ (ﻋﺴﮕﺮﻯ، 104 :1388). ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻣﻰ‌ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﺑﺴﻴﺞ، ﻋﺎﻣﻞ ﺣﻴﺎﺗﻰ ﺩﺭ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻯ ﺩﻓﺎﻋﻰ ﻣﺆﺛﺮ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺍﻯ ﻳﻚ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺪﺭﻥ، ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺞ ﻭ ﺗﺪﺍﺑﻴﺮ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺳﺎﺯﻯ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻭﻗﻮﻉ ﺟﻨﮓ ﺍﺯ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ.

ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ(ﺭﻩ) ﺩﺭ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﭘﻴﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﺴﻴﺞ (67/9/2)، ﻣﺄﻣﻮﺭﻳﺖ‌ﻫﺎﻯ ﺯﻳﺮ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺑﺴﻴﺞ ﺑﺮﺷﻤﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: 1. ﺑﺴﻴﺞ ﺷﺠﺮﻩ ﻃﻴﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛ 2. ﺑﺴﻴﺞ ﻣﻌﺮﺍﺝ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﭘﺎﻙ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺍﺳﺖ؛ 3. ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺿﺮﻭﺭﻯ‌ﺗﺮﻳﻦ ﺗﺸﻜﻞ‌ﻫﺎ، ﺑﺴﻴﺞ ﺩﺍﻧشجو ﻭ ﻃﻠﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛ 4. ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺍﻡ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭ ﺍﺻﻮﻝ ﺗﻐﻴﻴﺮﻧﺎﭘﺬﻳﺮ «ﻧﻪ ﺷﺮﻗﻰ ﻭ ﻧﻪ ﻏﺮﺑﻰ» ﺑﺎﺷﻴﺪ؛ 5. ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺴﻴﺠﻴﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﻓﻜﺮ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺑﺰﺭگ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ 6. ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻭ ﺷﻮﺭﻭﻯ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻣﺴﺎﻟﻤﺖ ﺁﻣﻴﺰ ﺗﻮﺃﻡ ﺑﺎ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﺭﺳﻴﺪ.

رهبر معظم انقلاب ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺍﻋﻀﺎﻯ ﺑﺴﻴﺞ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻳﻰ ﺑﺎ ﻣﻌﻈﻢ ﻟﻪ (86/3/15) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: «ﺑﺴــﻴﺞ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻯ ﻓﺮﺩ ﻳﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻥ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺍﺳﺖ، ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻛﻤﺮ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﺖ. ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺑﺴﻴﺞ ﺩﺭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻳﻚ ﺩﺭﻙ ﻣﺘﻌﺎﻟﻰ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻛﺸﻮﺭ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺑﺴﻴﺞ ﺑﺎﻳﺪ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﻋﺮﺻﻪ ﻋﻠﻢ ﺑﺸﻮﺩ ﻭ ﻋﺮﺻﻪﻫﺎﻯ ﻋﻠﻢ، ﻓﻨﺎﻭﺭﻯ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻯﻫﺎﻯ ﻋﻠﻤﻰ ﺭﺍ ﺗﺼﺮﻑ ﻧﻤﺎﻳﺪ» (ﻧﺒﻮﻯ، 17-16 :1388). ﺣﻀﻮﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ «ﺑﺴﻴﺞ» ﺩﺭ ﺻﺤﻨﻪﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺳﺎﻝ‌ﻫﺎﻯ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﻴﺮﻭﺯﻯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻰ، ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻫﺎﻯ ﻣﺘﻌﺪﺩﻯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺑﺴﻴﺞ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﻨﻈﻤﻰ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ.

ﺍﻟــﻒ) ﺍﺯ ﺑﻌــﺪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ: ﺣﻀﻮﺭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﺸﻜﻞﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺴــﻴﺞ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﻯ ﻭ ﺩﺍﻧﺸــﺠﻮﻳﻰ، ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻯ ﺍﺭﺩﻭﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺭﺩﻩﻫﺎﻯ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺑﺴﻴﺞ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﻥ، ﻛﺸﻮﺭ ﻳﺎ ﺧﺎﺭﺝ ﻛﺸﻮﺭ، ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺁﺷﻨﺎ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺩﻳﮕﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ‌ﻫﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ، ﺑﻪ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺁﺩﺍﺏ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ، ﻭﺣﺪﺕ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﻤﻚ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﻭ ﻣﺆﺛﺮﻯ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺏ) ﺍﺯ ﺑﻌﺪ ﺳﻴﺎﺳﻰ: ﺑﺴﻴﺞ ﺑﺎ ﺍﻳﻔﺎﻯ ﻧﻘﺶ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻭ ﺗﺮﻏﻴﺐ ﻣﺮﺩﻡ، ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺟﺬﺏ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺳﻴﺎﺳﻰ، ﺍﺯ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﻭ ﺧﺎﺭﺟﻰ، ﺑﻪ ﺑﻴﺪﺍﺭﻯ ﺳﻴﺎﺳﻰ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﻤﻚ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺝ) ﺍﺯ ﺑﻌﺪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ: ﺑﺴﻴﺞ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻋﺮﺻﻪ ﺑﺎ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻯ ﺩﻭﺭﻩﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺁﻣﻮﺯﺷﻰ، ﻋﻠﻤﻰ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﻯ، ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻯ ﻣﺴﺎﺑﻘﺎﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ، ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻣﺬﻫﺒﻰ ﻭ ﻣﻠﻰ ﻧﻘﺶ ﺁﻓﺮﻳﻨﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩ) ﺍﺯ ﺑﻌــﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ: ﺑــﺎ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺗﻌﺎﻭﻧﻰ‌ﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﺍﺟﺮﺍﻯ ﭘﺮﻭژﻩ‌ﻫﺎﻯ ﻣﻬﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭﺍﻛﺴﻴﻨﺎﺳﻴﻮﻥ ﻓﻠﺞ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻭ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ، ﻫﻤﻴﺎﺭﻯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻩ) ﺍﺯ ﺑﻌﺪ ﺩﻓﺎﻋﻰ ﻭ ﺍﻣﻨﻴﺘﻰ: ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻧﻈﺎﻣﻰ، ﺍﻣﺪﺍﺩﻯ ﻭ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻯ ﻣﺎﻧﻮﺭﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﭘﺴﺖ ﻫﺎﻯ ﺍﻳﺴﺖ ﺑﺎﺯﺭﺳﻰ ﻭ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻯ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻭ ﺭﻭﻳﺪﺍﺩﻫﺎ، ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻭﺳﻴﻊ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﻴﺰ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺭﻓﺎﻩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ (ﻧﻘﻴﺐ ﺍﻟﺴﺎﺩﺍﺕ، 101 :1389).

2-1. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻭ ﻭﻳﮋﮔﻰ ﻫﺎﻯ ﺁﻥ

ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺑﺴﻴﺞ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ (ﺭﻩ) ﺑﺎ ﺍﻟﮕﻮﮔﻴﺮﻯ ﺍﺯ ﺳﻴﺮﻩ ﻧﺒﻮﻯ ﺻﻠﻰ ﺍﷲ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺩﺭ ﺭﻭﻳﺎﺭﻭﻳﻰ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﻭ ﺧﺎﺭﺟﻰ ﻋﺼﺮ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻨﮓﻫﺎﻳﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﺭ ﺍﺯ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻧﺎﻫﻤﮕﻮﻥ ﻭ ﻏﻴﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺻﺎﺩﺭ ﺷﺪ (ﻓﻴﺮﻭﺯﺁﺑﺎﺩﻯ ﻭ ﻓﺮﻫﺎﻧﻰ، 12 :1389) ﻭ ﺗﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺞ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﻘﺶ ﺣﻴﺎﺗﻰ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ. ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ (ﺭﻩ) ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺴﻴﺞ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: «ﺑﺴﻴﺞ ﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ» (ﺍﻧﺴﺠﺎﻡ ﻣﻠﻰ ﻭ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﻴﺞ ﺩﺭ ﺁﻥ، 11 :1385)، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ، ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻰﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭﻯ ﻭ ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺑﺴﻴﺞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺗﻌﺎﺭﻳﻒ ﻣﺨﺘﻠﻔﻰ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ‌ﻫﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻣﻰ‌ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺌﻮﻥ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻰ‌ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‌ﺍﻯ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﻠﻰ، ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻳﻰ، ﻫﻤﻪ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻳﻚ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭﻯ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻋﻤﻼ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﺑﻌﻀﻰ ﻧﻴﺰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻳﻚ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ ﻋﻨﺼﺮ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺗﻘﻠﻴﻞ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ.

ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻭ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﻣﻔﻬﻮﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻰ‌ﺷﻨﺎﺳﻴﻢ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﻋﻤﻴﻖ ﻭ ﻭﺳﻴﻊ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﺗﻌﺮﻳﻔﻰ ﻣﺸﺨﺺ ﻭ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﮔﻨﺠﺎﻧﺪ. ﺑﺎ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﺑﻪ نوشته‌ﻫﺎ ﻭ ﮔﻔﺘﻪ‌ﻫﺎﻯ ﺻﺎﺣﺐ‌ﻧﻈﺮﺍﻥ، ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﺻﺪﻫﺎ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﺵ‌ﻫﺎ، ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﻣﻨﺶ‌ﻫﺎ، ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻭ ﻫﻨﺮ ﻭ ﻣﻌﻤﺎﺭﻯ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺁﻳﻴﻦ‌ﻫﺎ، ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ‌ﻫﺎ ﻭ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﻰ‌ﮔﻴﺮﺩ (ﺣﺴﻴﻦ ﻧﮋﺍﺩ، 308 :1375).

«ﺭﻳﻤﻮﻧﺪ ﻭﻳﻠﻴﺎﻣﺰ» ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ؛ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻳﺎ ﺳﻪ ﻭﺍژﻩ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻰ ﺍﺳﺖ. ﻭﺍژﻩ ﻭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ‌ﻫﺎﻱ ﻏﺮﺑﻰ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﻳﺸﻪ‌ﺍﻱ ﻣﺬﻫﺒﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ«Culte» ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻯ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﻭ ﺁﻳﻴﻦ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ (ﺧﺴﺮﻭﻯ ﻭ ﺟﺒﺎﺭﻯ ﺛﺎﻧﻰ، 95-94 :1390).

ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺭﻭﺡ ﺍﻻﻣﻴﻨﻰ ﻣﻰ ﻧﻮﻳﺴــﺪ: «ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭﺍژﻩ ﺍﻱ ﻓﺎﺭﺳــﻰ ﻭ ﻣﺮﻛﺐ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺟﺰء ﻓﺮ ﻭ ﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ. ﻓﺮ ﭘﻴﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺟﻠﻮ، ﺑﺎﻻ، ﺑﺮ ﻭ ﭘﻴﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺷﻜﻮﻩ، ﺩﺭﺧﺸﻨﺪﮔﻰ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳــﺖ. ﻫﻨﮓ ﺍﺯ ﺭﻳﺸــﻪ ﺍﻭﺳــﺘﺎﻳﻰ ﺗﻨﮕﺎ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻯ ﻛﺸﻴﺪﻥ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻰ ﻭ ﻭﺯﻥ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ» (ﺭﻭﺡ ﺍﻻﻣﻴﻨﻰ، 19 :1372ـ24).

ﺗﺎﻳﻠــﺮ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ «ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺑﺪﻭﻯ» ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺍﻱ ﺷــﺎﻣﻞ ﺩﺍﻧﺶﻫﺎ، ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﻫﻨــﺮ، ﺍﺧﻼﻕ، ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺳــﺎﻳﺮ ﻧﮕﺮﺵ ﻫــﺎ ﻭ ﻋﺎﺩﺍﺗﻰ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻓــﺮﺩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﻀﻮ ﻳﻚ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ (ﻧﻘﻴﺐ ﺯﺍﺩﻩ، 171 :1379). «ﮔﻰ ﺭﻭﺷﻪ» ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻬﻢ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﻳشه‌ﻫﺎ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳــﺎﺕ ﻭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻛﻢ ﻭﺑﻴﺶ ﺻﺮﻳﺤــﻰ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻛﺜﺮﻳﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﮔﺮﻭﻩ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ، ﮔﺮﻭﻩ ﻣﻌﻴﻦ ﻭ ﻣﺸﺨﺼﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﻥ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﻱ ﻣﺮﺍﻋﺎﺕ ﮔﺮﺩﺩ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﺷﻰ ﺍﺯ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ «ﻣﺎﺭﮔﺎﺭﺕ ﻣﻴﺪ» ﺍﻋﻀﺎ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺁﻥ ﺑﺎ ﺿﻮﺍﺑﻄﻰ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻗﺴﻤﺘﻰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻬﺎﺟﺮﻳﻨﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻀﻮﻳﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﻣﻰﺁﻳﻨﺪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻰﺳﺎﺯﻧﺪ (ﺧﺴﺮﻭﻯ ﻭ ﺟﺒﺎﺭﻯ ﺛﺎﻧﻰ، 95-94 :1390).

ﺍﻣﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻔﻜﺮ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺣﻘﻴﻘﺘﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭﺍﻻﺗﺮﻳﻦ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗﻜﺎﻣﻞ ﻳﺎﻓﺘﻪ، ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺷﺎﻳستگی ﻭ ﺑﺎﻳﺴﺘﮕﻰ ﺍﺳﺖ. ﺣﻴﺎﺕ ﻣﻌﻘﻮﻝ ﻭ ﺗﻜﺎﻣﻞ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩﻩ، ﭘﻴﺸﺮﻭ، ﻫﺪﻓﺪﺍﺭ، ﺍﺻﻴﻞ ﻭ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﻌﻘﻮﻟﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻫﺎﻯ ﻋﺎﻟﻰ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﻣﺘﻜﻰ ﺍﺳﺖ. ﺑﺴﺘﺮ ﺣﺮﻛﺖ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺁﺭﻣﺎﻥ ﮔﺮﺍ، ﻇﻠﻢ ﺳﺘﻴﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻭﺍﺟﺪ ﻋﻨﺎﺻﺮ، ﻣﻌﻨﻮﻳﺖ، ﺷﻬﺎﺩﺕ، ﺷﺠﺎﻋﺖ، ﻏﻴﺮﺕ ﻭ ﺣﺮﻳﺖ ﺍﺳﺖ. ﺩﺍﺭﺍﻯ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺎﺩﻯ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﻭﻟﻮﻳﺖ ﺑﻪ ﺣﻔﻆ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﺳﺖ ﻭ ﺣﺴﺎﺳﻴﺖﻫﺎﻯ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﻯ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻰ ﺩﺍﺭﺩ. ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﻮﺍﻥ ﺍﷲ ﻋﻠﻴﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺗﻔﻜﺮ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺭﺍ ﻳﻚ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﻤﻪ ﻋﺮﺻﻪﻫﺎ ﻭ ﺑﺴﻴﺞ ﺭﺍ ﻓﺮﻣﻮﻝ ﺩﻓﺎﻉ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ. ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻯ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻳﺖﺍﷲ ﺍﻟﻌﻈﻤﻰ ﺧﺎﻣﻨﻪﺍﻯ (1374)، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺧﺼﻮﺹ ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ: «ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ، ﺑﺴﻴﺞ ﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻳﻚ ﺣﺮﻛﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﺍﺳﺖ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ، ﻳﻌﻨﻰ ﭼﻴﺰﻯ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﺮ ﻳﻚ ﺍﺯ ﺁﺣﺎﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﻼﻣﻰ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﻰﻛﻨﻴﻢ. ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻣﻰﮔﻮﻳﻴﻢ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺳﺖ. ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻛﺴﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻯ ﺍﺳﻼﻡ، ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻗﺎﺋﻞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﺧﺎﺿﻊ ﻭ ﺧﺎﺷﻊ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻋﺎﻟﻤﻴﺎﻥ ﺍﺳﺖ» (رهبر معظم انقلاب، 1373 ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﻧﺎﺋﻴﻨﻰ، 522 :1391).

«ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﻨﻮﻳﺖ، ﺷﺠﺎﻋﺖ، ﻏﻴﺮﺕ، ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ، ﺁﺯﺍﺩﮔﻰ ﻭ ﺍﺳﻴﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ‌ﻫﺎﻯ ﺗﺤﻘﻴﺮﺁﻣﻴﺰ ﻧﺸﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ‌ﻫﺎﻯ ﺯﻧﺪﮔﻰ، ﺑﺮﺍﻯ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ، ﺁﺭﻣﺎﻥ‌ﻫﺎ، ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ ﻭ ﻫﺪﻑﻫﺎﺳﺖ. ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻘﺪﻡ ﺩﺍﺷﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﺴﻴﺞ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺘﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺗﻮﺩﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻣﺎﺩﻩ، ﺁﮔﺎﻩ، ﻓﺪﺍﻛﺎﺭ ﻭ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﻛﻪ ﺍﺻﻠﻰ ﺗﺮﻳﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻰ‌ﺩﻫﻨﺪ، ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻰ ﻛﻪ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ، ﺗﻘﻮﺍ، ﺍﺧﻼﺹ، ﺁﮔﺎﻫﻰ، ﻣﻨﻄﻖ ﻭ ﺑﺼﻴﺮﺕ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻳﻦ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ، ﻫﻤﺎﻥ ﺳﭙﺮ ﻧﻔﻮﺫﻧﺎﭘﺬﻳﺮﻯ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻬﺎﺟﻢ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻬﺎﺟﻢ ﺧﻄﺮﻧﺎﻙ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺩﻓﻊ ﻣﻰ‌ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻼﺵ ﻭ ﻣﺠﺎﻫﺪﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﻰ ﻭ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﻰ‌ﺍﻧﺪﻳﺸﺪ»(ﻧﺎﺋﻴﻨﻰ، 522 :1391).

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺯ ﺁﻳﻴﻦ ﺗﺸﻴﻊ، ﺟﻠﻮﻩ‌ﺍﻯ ﺭﺍﺳﺘﻴﻦ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﻣﺤﻤﺪﻯ ﺻﻠﻰ ﺍﷲ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﻴﺮ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺣﻴﺎﺕ ﻭ ﺗﻜﺎﻣﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻨﻮﻳﺎﺕ ﻭ ﺳﻴﺮﻩ ﻋﻤﻠﻰ ﻣﺆﺳﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻭ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻯ ﻭ ﺍﻟﮕﻮﮔﻴﺮﻯ ﺍﺯ ﺳﻴﺮﻩ ﻋﻤﻠﻰ ﻭ ﻧﻈﺮﻯ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ (ﻉ) ﻭ ﺍﺋﻤﻪ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴﻼﻡ (ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺒﺎﻧﻰ ﻧﻈﺮﻯ ﺍﺳﻼﻡ) ﺳﭙﺮﻯ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﻨﻮﻳﺎﺕ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻳﺸﺎﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﷲ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻯ، ﻣﺒﻨﺎﻯ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﺍﺛﺒﺎﺗﻰ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﺩ.
 
ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﺍﺳﺎسی ﻣﻄﺮﺡ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺯﻣﻴﻨﻪ‌ﻫﺎﻯ ﺷﻜﻞ‌ﮔﻴﺮﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺞ، ﻭﻳﮋﮔﻰ‌ﻫﺎﻯ، ﺍﺻﻮﻝ ﻭ ﻧﺤﻮﻩ ﺗﺤﻮﻝ ﭘﺬﻳﺮﻯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ‌ﺍﻯ ﺍﺯ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ، ﻋﻘﺎﻳﺪ، ﺭﻭﺣﻴﺎﺕ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﭼﻮﻥ ﺳﻨﺖ، ﻋﻘﺎﻳﺪ، ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺎﺱ ﻛﺎﻣﻼ ﻃﺒﻴﻌﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺞ ﺑﺎﻳﺪ، ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺑﺮ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﻯ ﻋﻴﻨﻰ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﻰ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﻣﻨﺶ ﺑﺴﻴﺠﻴﺎﻥ، ﺑﻪ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﻯ ﺁﺭﻣﺎﻧﻰ ﺁﻥ ﻧﻴﺰ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
 
ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺞ، ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻭﻳﮋﮔﻰ‌ﻫﺎ ﻭ ﺍﺻﻮﻝ ﺁﻥ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻳﺮ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻰ ﮔﺮﺩﺩ:

ﺍﻟﻒ) ﺻﻔﺖ ﺩﻳﻨﻰ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﺻﻔﺖ ﺩﻳﻨﻰ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ، ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﻭﺟﻪ ﺩﻳﻨﻰ ﺁﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻭﺟﻪ ﻋﻠﻤﻰ، ﻓﻨﻰ ﻭ ﺗﻜﻨﻴﻜﻰ ﺑﺮﺗﺮﻯ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺜﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ، ﻗﺼﻪ ﻫﺎ، ﺍﺷﻌﺎﺭ ﻭ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺴﻴﺠﻴﺎﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﮔﺮﺩﺩ، ﺟﻬﺖ‌ﮔﻴﺮﻯ ﺩﻳﻨﻰ ﺁﻥ ﻛﺎﻣﻼ ﻭﺍﺿﺢ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺳﺖ. ﻭﻻﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ، ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺩﺍﺋﻢ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻜﺒﺎﺭ ﺟﻬﺎﻧﻰ، ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻯ ﺍﺯ ﻧﻔﻮﺫ ﺗﻔﻜﺮﺍﺕ ﺍﻟﺘﻘﺎﻃﻰ ﻭ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﻭ ﻣﻨﺤﺮﻑ، ﻭﺣﺪﺕ ﻛﻠﻤﻪ، ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﻧﻪ ﺷﺮﻗﻰ ﻭ ﻧﻪ ﻏﺮﺑﻰ، ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻃﻠﺒﻰ، ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﺻﺤﻨﻪ‌ﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺧﺪﻣﺘﮕﺰﺍﺭﻯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺗﻌﺎﻭﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻧﺪﮔﻰ ﻛﺸﻮﺭ، ﺑﺨﺸﻰ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﺵ‌ﻫﺎﻯ ﺩﻳﻨﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺞ، ﻃﻼﻳﻪ ﺩﺍﺭ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ (ﺳﻴﻒ ﺯﺍﺩﻩ، 78 :1388).

ﺏ) ﻋﺎﻡ ﮔﺮﺍﻳﻰ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﻰ ﺑﻮﺩﻥ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻭﻳﮋﮔﻰ ﻋﺎﻡ ﮔﺮﺍﻳﻰ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩ، ﺯﻳﺮﺍ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺑﺴﻴﺞ ﻣﺘﺸﻜﻞ ﺍﺯ ﺍﻛﺜﺮﻳﺖ ﻗشرﻫﺎﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻳﻚ ﮔﺮﻭﻩ ﺧﺎﺹ ﺍﻃﻼﻕ ﻧﻤﻰ‌ﺷﻮﺩ. ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﻭﺟﻪ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﻫﻤﻪ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﺩﺭﮔﻴﺮ ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺞ ﻭ ﺣﺮﻛﺖ‌ﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺠﻰ، ﻣﺮﺩﻣﻰ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﮔﺮﺍﻳﺸﺎﺕ ﺧﺎﺻﻰ ﭼﻮﻥ ﻋﻠﻢﮔﺮﺍﻳﻰ، ﻓﻦ ﮔﺮﺍﻳﻰ، ﺗﺨﺼﺺ‌ﮔﺮﺍﻳﻰ ﻭ ﻳﺎ ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻯ ﺧﺎﺹ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺻﻔﺖ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﺑﺴﻴﺞ ﻧﻴﺴﺖ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻭﺟﻪ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﻭﻩ‌ﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﺟﻤﻌﻰ ﻭ ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﺣﺮﻛﺖ‌ﻫﺎﻯ ﺟﻤﻌﻰ ﻭ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺍﺳﺖ. ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭﻫﺎﻯ ﺟﻤﻌﻰ ﻛﻪ ﻧﻴﺎﺯ ﺟﻤﻌﻰ ﺭﺍ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﻳﺪ، ﺩﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﺑﺴﻴﺠﻴﺎﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﺩ. ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺗﻤﺎﻳﻼﺕ ﺩﻳﻨﻰ ﻭ ﻣﻠﻰ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺣﻔﻆ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﻯ ﺍﺻﻠﻰ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺍﻣﺮﻯ ﺳﻴﺎﺳﻰ ﺍﺳﺖ. ﻛﻤﺘﺮ ﻓﺮﺩ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺳﻌﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﺎ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺷﺨﺼﻰ‌ﺍﺵ ﺭﺍ ﻣﻘﺪﻡ ﺑﺮ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺟﻤﻌﻰ ﺑﺪﺍﻧﺪ.
 
ﺑﺮﻋﻜﺲ، ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻫﻮﻳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﻯ ﺣﺮﻛﺖ ﺟﻤﻊ ﻣﻰ‌ﺩﺍﻧﺪ. ﺍﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﺟﻤﻌﻰ ﺗﻠﻘﻰ ﻣﻰ‌ﻛﻨﺪ (ﺣﺒﻰ، 105 :1381).

ﺝ) ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﮔﺮﺍﻳﻰ ﻭ ﻋﻴﻨﻰ ﮔﺮﺍﻳﻰ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺟﻨﺒﻪ ﺁﺭﻣﺎﻧﻰ ﺩﺍﺭﺩ، ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ‌ﮔﺮﺍﻳﻰ ﻭ ﻋﻴﻨﻴﺖ‌ﮔﺮﺍﻳﻰ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺜﺎﻝ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺧﺪﺍ، ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ(ﻋﺞ)، ﺷﺠﺎﻋﺖ، ﻓﺪﺍﻛﺎﺭﻯ، ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻭ ...، ﻛﻪ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻭ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺗﻔﻜﺮ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﻨﺪ؛ ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻰ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻭ ﺍﻧﺘﺰﺍﻋﻰ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺑﻴﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻧﻤﻮﺩﻫﺎﻯ ﻋﻴﻨﻰ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻛﻨﺪ.

ﺩ) ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﻜﺎﻥ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﻜﺎﻥ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ. ﺯﻳﺮﺍ ﻳﻚ ﻓﺮﺩ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﺩﺭﻙ ﺩﻗﻴﻖ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﻜﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻣﻰ‌ﻛﻨﺪ. ﺗﻌﺮﻳﻔﻰ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﻜﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﻜﺎﻥ ﻣﻄﺮﺡ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻓﺮﺩ ﻣﻌﻤﻮﻟﻰ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻳﻚ ﺗﺎﺟﺮ ﺍﺳﺖ.
ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﻜﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻳﻚ ﻓﺮﺩ ﻣﻌﻤﻮﻟﻰ ﺑﺮ ﻓﺮﺩ ﻭ ﻣﻨﺶ ﺍﻭ ﻣﺴﻠﻂ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻮﻳﺖ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ (ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺭﻣﻜﻰ، 9 :1376).

ﻫ) ﺯﺑﺎﻥ ﺧﺎﺹ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﺎﺹ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺍﺳﺖ. ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻰ‌ﺭﻭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﻭﺩﺍﺕ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺳــﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻰ‌ﻛﻨﺪ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻰ‌ﻛﻨﻨﺪ، ﺍﺳــﺖ. ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ، ﺣﻜﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺭ ﻧﻮﻉ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍست. ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺭﺳﻤﻰ ﺩﺭ ﻣﻜﺎﻟﻤﺎﺕ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﺎﺭﻫﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﻰ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻰ‌ﻛﻨﻨﺪ، ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻣﺴﺘﺜﻨﻰ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﻭﻟﻰ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺩﺭ

ﻧﺤﻮﻩ ﺑﻜﺎﺭﮔﻴﺮﻯ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻣﻌﺎﻧﻰ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺑﻜﺎﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﻳﮕﺮ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ.

ﺍﻟﻒ) ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺩﺭﺻﺪ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻜﺎﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﻴﻦ ﺍﻗﺸــﺎﺭ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺎﻯ ﺑﻴﻦ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺗﻔﺎﻭﺕ‌ﻫﺎﻯ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﺷــﺎﺭﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ. ﺑﻄﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺭﺍ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺑﺎ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻰ‌ﺑﺮﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻧﻰ ﻛﻪ ﻳﻚ ﮔﺮﻭﻩ ﺧﺎﺹ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺧﺎﺻﻰ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﻨﺪ. ﺏ) ﺑﺎﺭ ﺍﺭﺯﺷﻰ ﻭ ﻣﻌﻨﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺧﺎﺹ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺜﺎﻝ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺷﻬﺎﻣﺖ ﻭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺣﺴﺎﺳﻴﺖ‌ﻫﺎﻯ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻳﻚ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺳﺖ.

ﻭ) ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻯ ﻣﺮﺟﻊ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻯ ﻣﺮﺟﻊ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺍﺳﺖ. ﻣﺜﻼ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻫﻤﺮﺯﻣﺎﻥ، ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻩ‌ﻫﺎﻯ ﺷﻐﻠﻰ ﻭ ﻳﺎ ﻫﻢ ﻣﺤﻠﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﻳﻦ ﺟﺎﺑﺠﺎﻳﻰ ﮔﺮﻭﻩ‌ﻫﺎﻯ ﻣﺮﺟﻊ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮ ﮔﺮﻭﻩ‌ﻫﺎﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﻧﻘﺶ ﭘﺬﻳﺮﻯ ﻭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﻘﺶ‌ﻫﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﺑﺴﻴﺞ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﻬﻮﻟﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﻣﻤﻜﻦ ﻣﻰ‌ﺳﺎﺯﺩ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺳﺘﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺑﺴﻴﺞ ﻧﻴﺰ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺟﺪﻳﺪﻯ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﺪ.

ﺯ) ﺗﺮﻛﻴــﺐ ﺧﺎﺹ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣــﺎﺩﻯ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ: ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ‌ﻫﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻋﻨﺼﺮ ﻣﺎﺩﻯ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻧﻘﺶ ﻫﺎﻳﻰ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻰ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﻓﻨﻰ ﻭ ﺗﻜﻨﻴﻜﻰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺎﺩﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺯ ﻗﺒﻴﻞ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻯ ... ﻧﻘﺶ ﺁﻓﺮﻳﻦ‌ﺗﺮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﺳﻄﻮﺡ ﺑﺮ ﺳﺎﺣﺖ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ‌ﻫﺎ ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ، ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ‌ﺍﻯ ﻛﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺯ ﻗﺒﻴﻞ ﺍﺭﺯﺵ‌ﻫﺎ ﻭ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺗﺴﻠﻂ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺎﺩﻯ ﺭﻧﮓ‌ﭘﺬﻳﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﺍﻳﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ «ﻣﺎﺩﻯ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ» ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﻭ ﺭﺳﺎ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﺤﻮﻝﭘﺬﻳﺮﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﻬﻞ ﺗﺮ ﻭ ﻣﻤﻜﻦ ﺗﺮ ﻣﻰ‌ﮔﺮﺩﺩ.

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﻧﺰﺩ ﺑﺴــﻴﺠﻴﺎﻥ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻰ‌ﻛﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﻭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺎﺩﻯ ﻧﻴﺰ ﺍﺛﺮ ﻣﻰ‌ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ. ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺩﻳﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﻼﺡ ﻭ ﺗﺠﻬﻴﺰﺍﺕ ﻧﻘﺶ ﺛﺎﻧﻮﻳﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻫﻰ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﺭﻳﺰﻯ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻋﻰ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻳﺜﺎﺭ، ﺷﺠﺎﻋﺖ، ﺗﻮﻛﻞ ﻭ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻧﻘﺶ ﻫﺎﻳﻰ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺭﺍ ﻳﺎﻓﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﻯ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺖ‌ﮔﻴﺮﻯ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﻼﺡ ﻭ ﺗﺠﻬﻴﺰﺍﺕ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺁﺩﻣﻴﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﺤﻮﻩ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﺎ ﺍﻣﻴﺪ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺎﻭﺭﺍ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺡ) ﺗﺤﻮﻝ ﭘﺬﻳﺮﻯ: ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻰ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺞ ﻭ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﺑﺴﻴﺞ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺷﻜﻞ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﺎﺭﺟﻰ ﺁﻥ، ﻣﻮﻗﺘﻰ ﻭ ﮔﺬﺭﺍ ﺩﺍﻧﺴــﺘﻪ ﺷﻮﺩ، ﺗﺤﻮﻝ‌ﭘﺬﻳﺮﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﻤﻰ‌ﻳﺎﺑﺪ. ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺑﺴﻴﺞ ﻭ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺍﺻﻠﻰ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺷﻮﺩ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺁﻥ ﻧﻴﺰ ﺑﺨﺸﻰ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﻼﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰ ﺁﻳﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻃﺮﺯ ﺗﻠﻘﻰ ﺻﺎﺩﻕ‌ﺗﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻭ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﻠﻰ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺞ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﻮﺩ، ﺩﻳﮕﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ (ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺭﻣﻜﻰ، 12-9 :1376).

ﻁ) ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻰ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺎ ﺗﻚ ﺭﻭﻯ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻫﺎ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﺎﻧﻊ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻣﻰ‌ﺩﺍﻧﺪ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﻭ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﺎﺭ ﺍﺳﺖ. ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺗﺤﻤﻞ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ ﻭ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﻤﻜﺎﺭﻯ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ.

ﻱ) ﺗﻼﺵ ﺧﺎﻟﺼﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﺴﺘﮕﻰ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﺗﻮﻛﻞ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ؛ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺗﻼﺵ ﺧﺎﻟﺼﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺭﺿﺎﻯ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﭘﻮﻝ، ﻣﺎﻝ ﻭ ﻣﻨﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ. ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻮﻛﻞ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺷــﺮﻭﻉ ﻣﻰ‌ﻛﻨﺪ ﻭ ﺗﺎ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻼﺵ ﺧﺴﺘﮕﻰ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ.ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻯ ﺍﻳﻦ ﻭﻳﮋﮔﻰ‌ﻫﺎ ﺿﻤﻦ ﺗﺤﻘﻖ ﻫﺪﻑ ﻣــﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﻭ ﺭﻓﻊ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﻧﻊ، ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻭﻋﺪﻩ ﻗﺮﺁﻧﻰ، ﻧﺼﺮﺕ ﺍﻟﻬﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺠﺎﻫﺪﺍﻥ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳــﺖ. «ﺍﻥ ﺗﻨﺼﺮﻭﺍ ﺍﷲ ﻳﻨﺼﺮﻛﻢ»، «ﻣﻦ ﻳﺘﻖ ﺍﷲ ﻟﻪ ﻣﺨﺮﺟﺎ» ﻭ «ﻭﺍﺗﻘﻮﺍ ﺍﷲ ﻭ ﻳﻌﻠﻤﻌﻜﻢ ﺍﷲ» ﻧﻤﻮﻧﻪ‌ﻫﺎﻳﻰ ﺍﺯ ﺁﻳﺎﺕ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﻟﻬﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ (ﺣﺴﻨﻰ ﺁﻫﻨﮕﺮ ﻭ ﺑﺰﻣﺸﺎﻳﻰ، 65-64 :1388).

2-2. ﻭﻳﮋﮔﻰ ﻫﺎﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻯ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺮ ﺍﻳﺜﺎﺭ، ﻋﺸﻖ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﮕﻰ، ﺍﻳﻤﺎﻥ، ﺗﻘﻮﻯ ﻭ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻃﻠﺒﻰ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳــﺖ (ﻣﺤﻘﻖ، 96 :1388). ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻯ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺁﻥ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻛﺸﻮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ‌ﺍﻧﺪ: «ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻰ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺍﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﻓﺎﻳﻖ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻭ ﺣﺮﻛﺖ ﺍﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻛﻨﺪ» ﻭ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﻧﻰ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﻩ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻛﺮﺩﻧﺪ: «ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ... ﻧﺸﺄﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭ ﺍﻳﺜﺎﺭ ﺗﻮﺃﻡ ﺑﺎ ﺗﻼﺵ ﺍﻧﻘﻼﺑﻰ ﻋﺰﻳﺰﺍﻥ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻣﻰ‌ﺑﺎﺷﺪ». ﻭﻯ ﺩﺭ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻳﺎﻥ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﭘﻨﺠﻢ ﺧﺮﺩﺍﺩﻣﺎﻩ ﺳﺎﻝ 1384 ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﻣﺤﻮﺭ ﺗﺮﺳﻴﻢ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ:

ﺍﻟﻒ) ﭘﻴﺸﺮﻭ ﺑﻮﺩﻥ: ﭘﻴﺸﺮﻭ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳـﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﻢ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺟﻤﻠﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﻢ،ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ ﭘﻴﺸــﺮﻭ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻋﺮﺻﻪ‌ﻫﺎﻯ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺯﻧﺪﮔﻰ.
 
ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺪ ﻣﻌﻨﺎ ﻛﻨﻨﺪ؛ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺣﺮﻑ ﺑﻮﻕ ﻫﺎﻯ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻰ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻣﻠﺖ ﺭﺍ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﻣﻰ‌ﻛﻨﻨﺪ، ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﻧﻴﺴﺖ. ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎ ﺑﻔﻬﻤﻴﻢ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻳﻌﻨﻰ ﭼﻪ؟.
ﺏ) ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺁﻣﺪﻥ: ﺑﺴﻴﺞ ﻳﻌﻨﻰ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﺁﻣﺪﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺁﻣﺪﻥ. ﭼﻪ ﻣﻴﺪﺍﻧﻰ؟ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰﭼﺎﻟﺶ‌ﻫﺎﻯ ﺣﻴﺎﺗﻰ ﻭ ﺍﺳﺎﺳﻰ. ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻫﺎ ﻭ ﭼﺎﻟﺶ‌ﻫﺎﻯ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﻓﻘﻂ ﺁﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭﻯ ﺣﻤﻠﻪ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻥ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻣﺮﺯﻫﺎﻯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﻨﻨﺪ؟ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻛﻪ ﻧﻪ؛ ﺍﻳﻦ ﻓﻘﻂ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺁﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﻫﻢ ﻛﻪ ﻫﻮﻳﺖ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻰ ﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻨﺎﻗﺸﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ‌ﮔﻴﺮﺩ، ﺟﺎﻯ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺁﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻯ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺍﺭ ﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﺍﻫﺎﻧﺖ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻘﻴﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﺟﺎﻯ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺁﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﻫﻢ ﻛﻪ ﻧﺴﻞ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ ﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﺍﺯ ﻏﺎﻓﻠﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﻋﻼﺟﻰ ﺑﻜﻨﻨﺪ، ﺟﺎﻯ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺁﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺸﻮﺩ ﭘﺎﻳﻪ‌ﻫﺎﻯ ﻳﻚ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻭ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﺑﻪ ﺗﻼﺵ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﺎ ﺗﺮﻣﻴﻢ ﻭ ﻳﺎ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺷﻮﺩ، ﺟﺎﻯ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺁﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎﻯ ﻓﻜﺮﻯ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺴﺨﻴﺮ ﻣﻠﺖ‌ﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﻯ ﻓﻮﻕ ﻣﺪﺭﻥ ﻣﻰ ﺁﻳﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﻠﺘﻰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳــﺎﺑﻘﻪ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺭﻳﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﺟﺪﺍ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﺩﺍﻣﻦ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ، ﺟﺎﻯ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺳﺖ.

ﺝ) ﺍﺣﺴــﺎﺱ ﻧﻴﺎﺯ: ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﻫﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﻳﻰ ﺭﺍ ﻣﻰ‌ﻃﻠﺒﺪ ﻛﻪ ﻧﻴﺎﺯ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻛﻨﻨﺪ؛ ﺁﺩﻡﻫﺎﻯ ﮔﻴﺞ ﻭ ﻏﺎﻓﻞ ﻭ سرﮔﺮﻡ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻯ ﺣﻘﻴﺮ ﺍﺻﻼ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻤﻰ‌ﻛﻨﻨﺪ. ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻯ ﻫﻢ ﻛﻪ ﻣﺮﺯﻫﺎﻯ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﭼﻜﻤﻪ ﭘﻮﺵ ﻧﻈﺎﻣﻰ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻣﻰ ﺷﺪ، ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﺪ ﺧﺎﻙ، ﻭﻃﻦ، ﻣﻠﺖ، ﺣﻴﺜﻴﺖ ﻭ ﻏﻴﺮﺕ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻟﮕﺪﻛﻮﺏ ﻣﻰ‌ﻛﻨﻨﺪ، ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﻴﺎ ﻛﺎﺭﻯ ﺑﻜﻦ، ﻣﻰ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺑﺎﺑﺎ، ﺩﻟﺖ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ! ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺎﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺣﺲ ﻧﻤﻰ‌ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺎﺯﻯ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﭘﺲ ﺍﻭﻝ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻴﺎﺯ ﺍﺳﺖ.

ﺩ) ﺁﻣﺎﺩﮔﻰ: ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻴﺎﺯ، ﺁﻣﺎﺩﮔﻰ ﺍﺳﺖ. ﻫﻤﻪ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺍﺯ ﺭﺍﺣﺘﻰ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﭘﺎﻯ ﺑﺨﺎﺭﻯ ﮔﺮﻡ ﺩﺭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻳﺎ ﻛﻮﻟﺮ ﺧﻨﻚ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﻛﻨﻨﺪ؛ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﺘﺮﺍﺷﻨﺪ؛ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺭﺍﻩ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻋﺮﻕ ﺑﺮﻳﺰﻧﺪ ﻭ ﺳﻨﮕﻼﺥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﺭﺩﻧﺪ؛ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺑﺎ ﻫﻤﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ. ﭘﺲ ﻋﺰﻡ ﻭ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻛﺎﺭ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺭﺍﺣﺘﻰ ﻭ ﺁﺳﺎﻳﺶ ﻫﻢ ﻳﻚ ﺷﺮﻁ ﺍﺳﺖ (ﺻﺪﻳﻖ، 38 :1388).

ﻫـ) ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﻣﺰﺩ: ﺷﺮﻁ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﻭ ﻛﺎﺭ، ﺍﺯ ﻛﺴﻰ ﻣﺰﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ. ﻣﺰﺩ، ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺴﻰ ﺍﺯ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻜﻦ، ﺍﻳﻦ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮ ﻭﻗﺘﻰ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﻋﻤﻖ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺍﺯ ﻋﺸﻘﻤﺎﻥ ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ ﻣﻰ‌ﮔﻴﺮﻳﻢ، ﺍﺯ ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﻣﻰ‌ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﻣﺰﺩ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ؟ ﻣﺰﺩ ﺩﺍﺩﻥ، ﺗﺤﻘﻴﺮ ﻣﺎﺳﺖ؛ ﺗﺤﻘﻴﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﻰ ﺟﻮﺷﺪ.

ﻭ) ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﻮﺍﻥ: ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﻳﻚ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺍﺳﺖ؛ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺞ ﻳﻌﻨﻰ ﺍﻳﻦ. ﻫﻴﭻ ﻣﻠﺖ ﺑﺎﺷﺮﻓﻰ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﻰ ﻧﻴﺎﺯ ﻧﻴﺴﺖ. ﻳﻚ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻨﻬﺎ، ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺍﻥ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺞ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ، ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻫﺎﻯ ﻫﻔﺘﺎﺩﺳﺎﻟﻪ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ؛ ﺍﻣﺎ ﺗﻮﺍﻥ، ﻧﺸﺎﻁ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﻧﻮﺭﺩﻳﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩﻫﺎﻯ ﺩﺷﻮﺍﺭ، ﻏﺎﻟﺒﺎ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺑﺴﻴﺠﻰ، ﻳﻚ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﻳﻚ ﭼﻬﺮﻩ ﺟﻮﺍﻧﻰ ﺍﺳﺖ.
 
ﺯ) ﻓﻜﺮ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﻳﻰ ﻭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻋﻠﻢ: ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺪﺍﻥﻫﺎ، ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻓﻜﺮ، ﺩﺍﻧﺎﻳﻰ ﻭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻋﻠﻢ ﺍﺳﺖ؛ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎﻯ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺑﺮﺍﻯ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻋﻘﺐﻣﺎﻧﺪﮔﻰ ﻋﻠﻤﻰ ﺍﺳﺖ. ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﻣﻰﺁﻳﺪ ﻓﻜﺮ ﻭ ﺷﺒﻬﻪ ﻭ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻓﻜﺮﻯ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻰ ﮔﺬﺍﺭﺩ؛ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﻨﻴﻢ، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻴﻢ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﻢ، ﺑﻔﻬﻤﻴﻢ، ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﻧﻘﺎﻁ ﻭ ﺑﺨﺶﻫﺎﻯ ﻏﻠﻂ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺰﻧﻴﻢ؛ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﺶﻫﺎﻯ ﺩﺭﺳﺖ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺑﻴﺎﻣﻴﺰﻳﻢ ﻭ ﻣﺨﻠﻮﻕ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺘﻰ ﺩﺍﺭﺩ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺨﺶ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﻫﻴﻢ. ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﻋﻨﺼﺮ ﺩﺭﺳﺘﻰ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻫﻤﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﺩﺍﻧﻰ ﺑﺮﻳﺰﻳﻢ (ﺻﺪﻳﻖ، 39 :1388).

3. ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ(ﺭﻩ)

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡﮔﺬﺍﺭﻯ ﺳﺎﻝ 1391 ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﺑﻨﻴﺎﻥﮔﺬﺍﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﺿﺮﻭﺭﻯ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ(ﺭﻩ) ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ:
 
3-1. ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺩﺍﺧﻠﻰ: ﺁﻧﻬﺎ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺻﻨﻌﺖﻫﺎﻯ ﺑﺰﺭگ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎﻯ ﻳﻚ ﺳﺮ ﻭ ﺩﻭ ﮔﻮﺷﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻳﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎﻳﻨﺪ؛ ﻣﻨﺘﻬﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺏ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﺎ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﻮﻳﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﺍﻳﻦ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺍﻳﺎﺩﻯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﺎ ﻳﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻏﻴﺮﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻏﺎﻓﻞ ﻛﻨﻨﺪ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺏ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﺰﺭﻳﻖ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﻰﺗﻮﺍﻧﻴﺪ.

3-2. ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ: ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻳﻚ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﺩﺭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ، ﺧﺼﻮﺻﺎ ﺍﻳﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻛﻪ ﻧﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﭘﻴﺪﺍ ﺑﻜﻨﺪ ﻭ ﻳﻚ ﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﻣﺒﺮﻣﻰ ﻛﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻛﻨﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺷﺘﻪ، ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻳﻦ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻠﺖ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﻣﻤﻠﻜﺖ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺑﺸﻮﺩ (ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ(ﺭﻩ)، ﺻﺤﻴﻔﻪ ﻧﻮﺭ، ﺟﻠﺪ491 :6).
 
3-3. ﻗﺒﺢ ﻭﺍﺭﺩﺍﺕ: ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﻳﻚ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻋﻴﺐ ﻭ ﺳﺮﺷﻜﺴﺘﮕﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺩﺭﺍﺯ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﮔﻨﺪﻡ ﺑﺪﻩ، ﻛﺸﻜﻮﻝ ﮔﺪﺍﺋﻴﺶ ﺭﺍ ﭘﻴﺶ ﺩﺷﻤﻨﺶ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻛﻪ ﺭﺯﻗﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ. ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺎ ﺳﺮﺷﻜﺴﺘﮕﻰ ﺩﺍﺭﺩ، ﺗﺎ ﺍﻳﻦ ﻣﻠﺖ ﺑﻨﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﻧﮕﺬﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻳﺶ ﺭﺍ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﺎﺯﺩ ﺑﻪ ﺁﻧﻜﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻰ‌ﺁﻭﺭﺩ، ﻧﻤﻰ‌ﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻴﻢ (ﺛﻮﺍﻗﺐ، 204:1381).

3-4. ﺑﺮﻛﺖ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ: ﺍﻳﻦ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻰ‌ﺗﺮﺳﻨﺪ، ﻣﻦ ﻳﻚ ﻫﺪﻳﻪ ﻣﻰ‌ﺩﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﻯ ﻛﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ؛ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻣﻌﻨﺎﻳﺶ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎﻳﺤﺘﺎﺝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﻤﻰ‌ﺩﻫﻨﺪ. ﻭﻗﺘﻰ ﻣﺎﻳﺤﺘﺎﺝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻣﻰ‌ﺭﻭﻳﻢ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ، ﻣﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﻔﻬﻤﻴﻢ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﻴﺰﻯ ﻧﻤﻰ‌ﺩﻫﻨﺪ، ﻣﺎ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻬﻴﻪ ﻛﻨﻴﻢ.
 
3-5. ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻛﺸﻮﺭ: ﺷﻤﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﻗﺼﺪﺗﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺩﺭ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺩﺭ ﺯﺭﺍﻋﺖ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎﺷﻴﺪ؛ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻨﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻴﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻋﺰﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺷﺪﻳﺪ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﻫﻴﺪ ﻭ ﻛﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻛﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻴﻤﻪ ﻛﻨﻴﺪ.

3-6. ﺗﺤﻤﻞ ﻣﺸﻜﻼﺕ: ﻣﺎﺩﺍﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﻢ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻭ ﺯﻳﺮ ﺑﺎﺭ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﻧﺮﻭﻳﻢ، ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﺍﻳﻦ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻴﻢ.

3-7. ﺗﻼﺷﮕﺮﺍﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ: ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﺯﻭﻯ ﻫﻤﻪ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﻰ ﺍﺩﻋﺎ ﻭ ﻣﺨﻠﺼﺎﻧﻪ ﺩﺭﺻﺪﺩ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻭ ﺧﻮﺩﻛﻔﺎﻳﻰ ﻛﺸﻮﺭﻧﺪ ﺭﺍ ﻣﻰ‌ﺑﻮﺳﻢ.
 
3-8. ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻳﺎ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻰ؟: ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻯ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﻛﺎﻻﻫﺎﻯ ﻏﺮﺏ ﻭ ﺷــﺮﻕ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﻴﻞ ﻛﺎﻻﻫﺎﻯ ﺗﺰﺋﻴﻨﻰ ﻣﺒﺘﺬﻝ ﻭ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﻯ‌ﻫﺎ ﻭ ﺍﺟﻨﺎﺱ ﻣﺼﺮﻓﻰ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﺮﺍﺯﻳﺮ ﺍﺳــﺖ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻠﺖ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﺼﺮﻓﻰ ﺑﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ‌ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻰ‌ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺟﻨﺎﺱ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻰ، ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻰ، ژﺍﭘﻨﻰ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎ ﻧﻤﻰ‌ﺗﻮﺍﻥ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻛﺮﺩ (ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ(ﺭﻩ)، ﺻﺤﻴﻔﻪ ﻧﻮﺭ، ﺟﻠﺪ 344 :18).
 
3-9. ﻛﺎﻻﻯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻧﺪﺍﺯ: ﺑﺮ ﺩﻭﻟﺖ‌ﻫﺎ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺍﻧﺪﺭﻛﺎﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﺩﺭ ﻧﺴﻞ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﭼﻪ ﺩﺭ ﻧﺴﻞ‌ﻫﺎﻯ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ ﺧﻮﺩ ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻛﻤﻚ‌ﻫﺎﻯ ﻣﺎﺩﻯ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﻛﺎﻻﻫﺎﻯ ﻣﺼﺮﻑ ﺳﺎﺯ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻧﺪﺍﺯ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻯ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ ﺗﺎ ﺧﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ.

3-10. ﻣﺼﺮﻓﻰ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ: ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ، ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﭘﺴﺮﺍﻥ، ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﻪ ﺍﺳــﺘﻘﻼﻝ، ﺁﺯﺍﺩﻯ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ‌ﻫﺎﻯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺭﺍ، ﻭﻟﻮ ﺑﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﺯﺣﻤﺖ ﻭ ﺭﻧﺞ، ﻓﺪﺍﻯ ﺗﺠﻤﻼﺕ ﻭ ﻋﺸﺮﺕ‌ﻫﺎ ﻭ ﺑﻰ‌ﺑﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﻯ‌ﻫﺎ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﻓﺤﺸﺎ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻏﺮﺏ ﻭ ﻋﻤﺎﻝ ﺑﻰ ﻭﻃﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺿﻪ ﻣﻰ‌ﺷﻮﺩ ﻧﻜﻨﻨﺪ؛ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺰ ﺗﺒﺎﻫﻰ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺍﻏﻔﺎﻟﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻛﺸﻮﺭﺗﺎﻥ ﻭ ﭼﺎﭘﻴﺪﻥ ﺫﺧﺎﻳﺮ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭ ﻭ ﻧﻨﮓ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﻛﺸﻴﺪﻧﺘﺎﻥ ﻭ ﻣﺼﺮﻓﻰ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﻠﺖ ﻭ ﻛﺸﻮﺭﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮ ﻓﻜﺮ ﻧﻤﻰﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻭﺳــﺎﻳﻞ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺁﻥ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺁﻧﺎﻥ «ﻧﻴﻤﻪ ﻭﺣﺸﻰ» ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻋﺼﺮ ﻭ ﻋﺼﺮﻫﺎﻯ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍﻯ ﻧﺨﻮﺍﺳــﺘﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﻨﺤﺮﻓﻰ ﺑﺎ ﺩﺳﻴﺴﻪ ﻭ ﺑﺎﺯﻯ ﺳﻴﺎﺳﻰ ﻭﻛﺎﻟﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻣﺠﻠﺲ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﻧﺎﻣﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﺩ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻧﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺣﺘﻰ ﻳﻚ ﻋﻨﺼﺮ ﺧﺮﺍﺑﻜﺎﺭ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺠﻠﺲ ﺭﺍﻩ ﻳﺎﺑﺪ.

3-11. ﻋﺪﻡ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﺑﻪ ﻏﺮﺏ: ﻭﺻﻴﺖ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﻠﺖﻫﺎﻯ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﺎﺭﺝ ﻛﺴﻰ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﺪ؛ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺣﻴﺎﺗﻰ ﻛﻪ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﻭ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺭﺍ ﺗﺤﻘﻖ ﻣﻰ ﺑﺨﺸﺪ ﻗﻴﺎﻡ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﻋﻠﻤﺎﻯ ﺍﻋﻼﻡ ﻭ ﺧﻄﺒﺎﻯ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﺑــﻪ ﻗﺪﺭﺕﻫﺎﻯ ﺑﺰﺭگ ﺧﺎﺭﺟﻰ ﺧــﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻠﺖ ﺧﻮﺩ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻛﻨﻨــﺪ؛ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﻴﺮﻭﺯﻯ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻛﺸﻴﺪ (ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ (ﺭﻩ)، ﺻﺤﻴﻔﻪ ﻧﻮﺭ، ﺟﻠﺪ 127 :19).

3-12. ﻣﺼﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﺑﺘﻜﺎﺭ: ﻏﻢ ﺍﻧﮕﻴﺰﺗﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻠﺖﻫﺎﻯ ﺳﺘﻤﺪﻳﺪﻩ ﺯﻳﺮ ﺳﻠﻄﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﻋﻘﺐ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻳﻰ ﻣﺼﺮﻓﻰ ﺑﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﻯ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖﻫﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﻫﺎﻯ ﺷﻴﻄﺎﻧﻰ ﺷــﺎﻥ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺟﺮﺃﺕ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﺍﺑﺘﻜﺎﺭﻯ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﮔﻮﺵ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﻄﻴﻊ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻭ ﺍﻳﻦ ﭘﻮﭼﻰ ﻭ ﺗﻬﻰ ﻣﻐﺰﻯ ﻣﺼﻨﻮﻋﻰ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻫﻴﭻ ﺍﻣﺮﻯ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺧﻮﺩ ﺍﺗﻜﺎ ﻧﻜﻨﻴﻢ ﻭ ﻛﻮﺭﻛﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﺷﺮﻕ ﻭ ﻏﺮﺏ ﺗﻘﻠﻴﺪ ﻧﻤﺎﻳﻴﻢ، ﺑﻠﻜﻪ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺍﺩﺏ، ﺻﻨﻌﺖ ﻭ ﺍﺑﺘﻜﺎﺭ ﺍﮔﺮ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ، ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﮔﺎﻥ ﻭ ﮔﻮﻳﻨﺪﮔﺎﻥ ﻏﺮﺏ ﻭ ﺷﺮﻕ ﺯﺩﻩ ﺑﻰ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻭ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻓﻜﺮ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﻮﻣﻰ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺳﺮﻛﻮﺏ ﻭ ﻣﺄﻳﻮﺱ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﻰﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ ﻭ ﺁﺩﺍﺏ ﺍﺟﻨﺒﻰ ﺭﺍ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﺒﺘﺬﻝ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎ ﻋﻤﻞ، ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﺎﺭ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻣﺪﺍﺣﻰ ﻭ ﺛﻨﺎﺟﻮﻳﻰ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩ ﻣﻠﺖﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻣﻰﺩﻫﻨﺪ. ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺜﺎﻝ، ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﻳﺎ ﻧﻮشته ﻳﺎ ﮔﻔﺘﺎﺭﻯ ﭼﻨﺪ ﻭﺍژﻩ ﻓﺮﻧﮕﻰ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮﺍﻯ ﺁﻥ ﺑﺎ ﺍﻋﺠﺎﺏ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ، ﻭ ﮔﻮﻳﻨﺪﻩ ﻭ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ (ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ(ﺭﻩ)، ﺻﺤﻴﻔﻪ ﻧﻮﺭ، ﺟﻠﺪ 340 :20).

3-13. ﻭﺍﺭﺩﺍﺕ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ: ﺍﻳﻨﺠﺎﻧﺐ ﻧﻤﻰﮔﻮﻳﻢ ﻣﺎ ﺧﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﺍﺭﻳﻢ؛ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﺳﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻧﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺩﻭﺭ، ﻭ ﺩﺭ ﺳﺪﻩﻫﺎﻯ ﺍﺧﻴﺮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻰ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﻭﻟﺘﻤﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﺋﻦ ﻭ ﺩﻭﺩﻣﺎﻥ ﭘﻬﻠﻮﻯ، ﻭ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩﻫﺎﻯ ﺧﻮﺩﻯ ﻭ ﻧﻴﺰ ﺧﻮﺩ ﻛﻮﭼﻚ ﺩﻳﺪﻥﻫﺎ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻭ ﻳﺎ ﻧﺎﭼﻴﺰ ﺩﻳﺪﻥﻫﺎ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﻛﺮﺩ. ﻭﺍﺭﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﻛﺎﻻﻫﺎ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻗﻤﺎﺵ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺧﺼﻮﺻﺎ ﻃﺒﻘﻪ ﺟﻮﺍﻥ، ﺑﻪ ﺍﻗﺴﺎﻡ ﺍﺟﻨﺎﺱ ﻭﺍﺭﺩﺍﺗﻰ ﺍﺯ ﻗﺒﻴﻞ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺁﺭﺍﻳﺶ ﻭ ﺗﺰﺋﻴﻨﺎﺕ ﻭ ﺗﺠﻤﻼﺕ ﻭ ﺑﺎﺯﻯﻫﺎﻯ ﻛﻮﺩﻛﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﻛﺸﺎﻧﺪﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎ ﻭ ﻣﺼﺮﻓﻰ ﺑﺎﺭﺁﻭﺭﺩﻥ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ، ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﻯ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﻴﺰ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺒﺎﻫﻰ ﻛﺸﺎﻧﺪﻥ ﺟﻮﺍﻥﻫﺎ ﻛﻪ ﻋﻀﻮ ﻓﻌﺎﻝ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﻓﺤﺸﺎ ﻭ ﻋﺸﺮﺗﻜﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺩﻩﻫﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﺼﺎﺋﺐ ﺣﺴﺎﺏ ﺷﺪﻩ، ﺑﺮﺍﻯ ﻋﻘﺐ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﺳﺖ. ﻣﻦ ﻭﺻﻴﺖ ﺩﻟﺴﻮﺯﺍﻧﻪ ﻭ ﺧﺎﺩﻣﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﻠﺖ ﻋﺰﻳﺰ ﻣﻰﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﭼﺸﻤﮕﻴﺮﻯ ﺍﺯ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﻡﻫﺎ ﻧﺠﺎﺕ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﻧﺴﻞ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﺣﺎﺿﺮ؛ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻭ ﺍﺑﺘﻜﺎﺭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ ﻭ ﺩﻳﺪﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪﻫﺎ ﻭ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻫﺎ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﭼﻴﺰﻫﺎ ﻛﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰﺭﻓﺖ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪﻫﺎ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺩﺳﺖﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﻏﺮﺏ ﻳﺎ ﺷﺮﻕ ﺩﺭﺍﺯ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﻧﺪ، ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻭ ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﻴﻠﻰ، ﺧﻮﺩ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻋﺰﻳﺰ ﻣﺎ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﻣﺤﻞ ﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺑﺎ ﻗﻴﻤﺖﻫﺎﻯ ﺍﺭﺯﺍﻥﺗﺮ ﻋﺮﺿﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺭﻓﻊ ﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﻢ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﻴﻢ (ﺣﻀــﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ (ﺭﻩ)، ﻭﺻﻴﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻟﻬﻰ ـ ﺳﻴﺎﺳﻰ، 75).

4. ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﺳﺎﻝ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ

ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺳــﺎﻝ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺍﻋﻼﻡ ﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺷﻌﺎﺭﻯ ﺭﺍﻫﺒﺮﺩﻯ ﻛﻪ ﻭﺟﻮﻩ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺁﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﺍﻟﮕﻮﻯ ﻣﺼﺮﻑ، ﻫﻤﺖ ﻭ ﻛﺎﺭ ﻣﻀﺎﻋﻒ ﻭ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻧﻮﻙ ﭘﻴﻜﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺎﺭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩ (ﻣﻬﺮﻋﻄﺎ/ ﺍﻟﻒ/، 1391). ﺩﺭ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﻴﺮ 1391-1388 ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺍﺯ ﺩﻏﺪﻏﻪﻫﺎﻯ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﻦ ﻭ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺮﻳﻢﻫﺎﻯ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻭ ﻏﺮﺏ ﻋﻠﻴﻪ ﺟﻤﻬﻮﺭﻱ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺍﻣﻨﻴﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺍﺯ ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎﻯ ﺍﺻﻠﻰ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺷﻌﺎﺭﻫﺎﻯ ﺯﻧﺠﻴﺮﻩﺍﻯ ﻛﻪ ﺣﻮﻝ ﻣﺤﻮﺭ ﺗﺤﻮﻝ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺻﻼﺡ ﺍﻟﮕﻮﻯ ﻣﺼﺮﻑ ﻭ ﭘﺮﻫﻴﺰ ﺍﺯ ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﻳﻰ ﻭ ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺳﺎﺯﻯ ﺁﻥ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻋﺰﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻯ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ، ﺿﺮﻭﺭﺕ ﺍﺻﻼﺡ ﺍﻟﮕﻮﻯ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰﺭﺳﻴﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮسعه ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ؛ ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺳﺎﺯﻯ ﻣﺼﺮﻑ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻮﺩ. ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1389 ﺷﻌﺎﺭ ﻫﻤﺖ ﻣﻀﺎﻋﻒ ﻭ ﻛﺎﺭ ﻣﻀﺎﻋﻒ، ﺟﻬﺶ ﻭ ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺳــﻮﻯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﻭ ﺳــﺮﻣﺎﻳﻪ ﻣﻠﻰ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺻﻨﺎﻑ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺁﺣﺎﺩ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻣسئولان ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺖ ﻭ ﻛﺎﺭ ﻣﻀﺎﻋﻒ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ، ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﮔﺎﻡ ﺩﻭﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺳﺎﺯﻯ ﻣﺼﺮﻑ، ﺗﻼﺵ ﻭ ﻫﻤﺖ ﺑﺮﺍﻯ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻀﺎﻋﻒ ﻭ ﻛﻮﺷﺶ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﺮﺩﻧﺪ.

ﺳﺎﻝ 1390 ﺭﺍ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺟﻬﺎﺩ ﻛﻪ ﺗﻼﺵ ﻭ ﻛﻮﺷﺶ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﻣﻰ ﮔﺮﺩﺩ، ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺿﺮﻭﺭﻯ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰﺭﺳﻴﺪ. ﻣﻌﻈﻢ ﻟﻪ، ﺳﺎﻝ 1391 ﺭﺍ ﻛﻪ ﺗﻜﻤﻴﻞ ﺍﻳﻦ ﺣﻠﻘﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻰ ﺷﺪ، ﺳﺎﻝ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻧﺎﻣﻴﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻯ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻧﻤﺎﻳﺪ(ﻣﻬﺮﻋﻄﺎ/ﺏ/، 3-2 :1391). ﺷﻜﻞ ﺯﻳﺮ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﻟﮕﻮﻯ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻯ ﺍﺳﺖ.

ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﻫﻢ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﺩﻫﻪ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻭ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﻳﻦ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﻱﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳــﺎﻝ ﺍﺧﻴﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﮔﻮﻳﺎﻱ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻭ ﻋﺰﻡ ﺭﺍﺳﺦ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻛﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺍﺳﺖ.
 
ﺭﻫﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺩﻗﻴﻖ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﻧﺪ ﺷﻜﻮﻓﺎﻳﻲ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺍﺯ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺗﻔﻜﻴﻚ ﻛﺮﺩﻧﺪ: ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ؛ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺩﻭ مقوله ﻧﻴﺮﻭﻱ ﻛﺎﺭ ﺑﺎ ﻧﺸﺎﻁ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺷﺪﻥ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬﺍﺭﺍﻥ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺷﻜﻮﻓﺎﻳﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻣﻴﻬﻦ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻫﻢ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪﺍﺕ ﻭ ﺗﺤﺮﻳﻢﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﻱ ﻛﻪ ﺗﻼﺵ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺭﻫﻨﻤﻮﻥ ﻛﻨﺪ. ﺑﺎ ﺍﺷــﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡﮔﺬﺍﺭﻱ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺎﻝ ﺟﺎﺭﻱ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ «ﺗﻮﻟﻴﺪﻣﻠﻲ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ» ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﮔﺬﺍﺭﻱﺷﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻣﺮ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺮﻳﺪ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﻧﻬﻲ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻳﻌﻨﻲ ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻧﻬﻲ ﺍﺯ ﻣﻨﻜﺮ. ﺍﺯ ﺍﻳــﻦ ﺭﻭ، ﺑﺎ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﻓﺮﻣﺎﻳﺶ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻛﻪ «ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻴﻢ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﺍ ﺭﻭﻧﻖ ﺑﺒﺨﺸﻴﻢ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﻭ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﺣﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ»، ﺍﻫﺘﻤﺎﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ ﺩﺭ ﺳــﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻱ ﻣﻮﺟﺐ ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﻭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﺍﺳﺖ .(23-22 :1391، ﭘﮋﻭﻩ ﺩﺍﻧﺶ)

ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﻴﺮ ﻧﻴﺰ ﻛﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﻭ ﻓﺸــﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﻋﻨﺎﻭﻳﻦ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﺎ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻭﺝ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﻱ ﺳﺎﻝ ﻛﻨﻮﻧﻲ ﺷﺎﻫﺪ ﻫﺴﺘﻴﻢ.
 
ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﻱ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺳﺎﻝ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻗﻄﻌﺎ ﺑﺴﻴﺞ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﺟﺎﺭﻱ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﻴﺸﮕﺎﻡ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﻋﺮﺻﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﻰﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻛﻪ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻰ ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﻭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻫﺎﻯ ﺧﺎﺭﺟﻰ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ، ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩ.

5. ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻲ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪ، ﺣﺎﻛﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﺎﺻﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻲ (ﺭﻩ) ﻣﻠﺘﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺧﻂ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﻣﺤﻤﺪﻱ (ﺹ) ﻭ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻜﺒﺎﺭ، ﭘﻮﻝ ﭘﺮﺳﺘﻲ، ﺗﺤﺠﺮ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﻣﻘﺪﺱ ﻧﻤﺎﻳﻲ ﺍﺳــﺖ، ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻤﻪ ﺍﺵ ﺑﺴﻴﺠﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮ ﻭ ﻣﻔﻴﺪﻯ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺍﻳﻔﺎ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﺷﻴﻮﻩﻫﺎﻯ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ:

5-1. ﺣﻠﻘﻪ ﺍﺗﺼﺎﻝ ﻭ ﻣﺘﺤﺪ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻣﺮﺩﻡ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴـﻴﺠﻰ ﺣﻠﻘﻪ ﺍﺗﺼﺎﻝ ﻭ ﻣﺘﺤﺪﻛﻨﻨﺪﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻬﺪﻳﺪﺍﺕ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﻭ ﺧﺎﺭﺟﻰ ﺍﺳﺖ. ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻱ ﺑﺴﻴﺠﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺤﻘﻖ ﺷﻌﺎﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺗﻼﺵ ﻛﻨﻨﺪ. ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ ﻛﻪ ﺭﻣﺰ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻭ ﺧﻮﺩﻛﻔﺎﻳﻲ ﻛﺸﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺤﻘﻖ ﻭ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺳﻬﻴﻢ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺵ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﻴﺮﻧﺪ. ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺣﻠﻘﻪ ﺍﺗﺼﺎﻝ ﻭ ﻣﺘﺤﺪﻛﻨﻨﺪﻩ ﻣﺮﺩﻡ،ﻧﻘﺶ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﻤﻲ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﺟﺎﻣﻪ ﻋﻤﻞ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ. ﺍﻗﺸﺎﺭ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻧﻘﺶ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎ ﻭ ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻯ ﺗﻮﻟﻴﺪﻯ ﻭ ﺻﻨﻌﺘﻰ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻧﺪ. ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺟﺎﻣﻊ ﻭ ﻛﺎﻣﻞ ﺍﺯ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞﻫﺎﻯ ﻓﻜﺮﻯ ﻭ ﻓﻌﻠﻰ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺧﻂ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﻼﺵ ﻭ ﻫﻤﺖ ﻣﻀﺎﻋﻒ ﻛﺎﺭﻯ ﺩﺭ ﭼﺎﺭﭼﻮﺏ ﺣﺮﻛﺘﻰ ﻣﻨﺴﺠﻢ ﻭ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺍﺳﺖ، ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﺳﻄﺢ ﻛﻴﻔﻰ ﻭ ﻛﻤﻰ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﺩ ﻭ ﻛﻔﻪ ﺗﺮﺍﺯﻭﻯ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﻛﻨﺪ (ﺯﺍﺭﻋﻰ، 37 :1391).

5-2. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺗﻼﺵ (ﺟﻬﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ):
ﺑﺎﻳﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺸﺖ ﻣﻴﺰﻧﺸﻴﻨﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺎﺭ ﻭ ﻛﺎﺭﮔﺮﻱ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﻴﻼﻥ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎ ﻛﺎﺭ ﻳﺪﻱ ﺭﺍ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻋﺎﺭ ﺑﭙﻨﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺑﺎ ﺍﻋﻼﻡ ﺁﻣﺎﺩﮔﻲ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺑﺴﻴﺞ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺎﺭ، ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﺑﺴﻴﺞ ﺑﺎﻳﺪ ﻓﻌﺎﻻﻧﻪ ﺩﺭ ﺻﺤﻨﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺴﺠﺎﻡ ﻋﻤﻴﻖ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ، ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ، ﺻﻨﻌﺖ ﻭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎﻯ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﺻﺖﻫﺎﻳﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻛﺸﻮﺭ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻛﻨﻨﺪ (ﺳﻴﻒ ﻭ ﺗﻮﻻﻳﻰ، 127 :1390).

5-3. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻯ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺭﺯ: ﺑﺎ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ، ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺭﺃﺱ ﻫﺮﻡ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺼﺮﻑﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺧﺮﻳﺪ ﺍﺯ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﺑﺎ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ، ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻴﺐ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺭﺯ ﺍﺯ ﻛﺸﻮﺭ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﻨﺪ.

5-4. ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻭ ﺧﻮﺩﺑﺎﻭﺭﻯ: ﺗﺤﻘﻖ ﺭﻭﺡ ﺧﻮﺩﺑﺎﻭﺭﻯ ﺩﺭ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﻳﻌﻨﻰ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻛﺎﻻﻯ ﺑﺮﺗﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻔﻆ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﺑﺎ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺧﺎﺭﺟﻰ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻣﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﻻﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻣﺼﺮﻑ ﻛﻨﺪ. ﺍﻭﻟﻴﻦ ﮔﺎﻡ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻯ ﺍﺳﺖ.

5-5. ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﺩﺍﺧﻠﻰ: ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻛﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻣﻨﺠﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﻫﻢ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪﺍﺕ ﻭ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺍﺳــﺖ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺗﻼﺵ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺭﻫﻨﻤﻮﻥ ﺳﺎﺯﺩ.(35-34 :1391، ﺷﻬﺒﺎﺯﻯ)

5-6. ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ: ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻫﻤﻴﺸﮕﻲ ﺭﻫﺒﺮ ﺍﻧﻘﻼﺏ، ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻧﻴﺰ ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻔﻆ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﻛﻨﻨﺪﻩ، ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺸﺘﺮﻱ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺭﺍ ﺭﺍﺿﻲ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﻣﺮﻏﻮﺑﻴﺖ ﻛﺎﻻﻱ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺑﻲﺗﺮﺩﻳﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻗﺎﻧﻊ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ. ﺍﺭﺗﻘﺎﻱ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻛﺎﻻﻱ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺍﻛﻴﺪ ﻭ ﻫﻤﻴﺸﮕﻲ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺍﺳﺖ. ﺍﺭﺗﻘﺎﻱ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﭘﻴﺶ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻳﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻬﺎﺭﺕﻫﺎﺳﺖ. ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺁﻣﻮﺯﺵﻫﺎﻱ ﻓﻨﻲ ﻭﺣﺮﻓﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺁﻣﻮﺯﺷﮕﺎﻩﻫﺎ، ﻫﻨﺮﺳﺘﺎﻥﻫﺎ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎﻱ ﻓﻨﻲ ـ ﺣﺮﻓﻪﺍﻱ ﻭ ﻋﻠﻤﻲ ﻛﺎﺭﺑﺮﺩﻱ ﻧﻴﺮﻭﻱ ﻛﺎﺭﺁﻣﺪﻱ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛــﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻛﻤﻲ ﻭ ﭼﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺭﺗﻘﺎء ﺩﻫﻨﺪ.

5-7. ﭘﺮﻫﻴﺰ ﺍﺯ ﺷﻌﺎﺭﺯﺩﮔﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺍﺑﺪﺍﻋﺎﺕ ﻭ ﺍﺧﺘﺮﺍﻋﺎﺕ: ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻓﻌﻠﻰ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻛﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﻣﻰﺗﻮﺍﻥ ﺑﺪﻭﺭ ﺍﺯ ﺷﻌﺎﺭﺯﺩﮔﻰ ﻫﺎﻯ ﺭﺍﻳﺞ ﺑﻪ ﻳﻚ ﻓﺮﺻﺖ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻛﺮﺩ، ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﺆﺳﺴﺎﺕ ﻣﻠﻰ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺧﻼﻗﻴﺖ؛ ﺗﻘﺒﻞ ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎﻯ ﻃﺮﺡﻫﺎﻯ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﻰ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺨﺶﻫﺎﻯ ﺩﻭﻟﺘﻰ؛ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻛﻤﻴﺘﻪ ﻣﻠﻰ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺍﺧﺘﺮﺍﻋﺎﺕ؛ ﺍﻛﺘﺸﺎﻓﺎﺕ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻯﻫﺎ؛ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺟﺪﻯ ﻧﻈﺎﻡ ﻫﺎ، ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﺍﺕ؛ ﻃﺮﺡﻫﺎ ﻭ ﺍﻳﺪﻩﻫﺎ ﺩﺭ ﻛﻠﻴﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩﻫﺎﻯ ﺍﺟﺮﺍﻳﻰ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻰ ﺍﻳﺪﻩﻫﺎﻯ ﺑﺮﺗﺮ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺑﻬﺮﻩ ﻭﺭﻯ، ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎ، ﺗﻘﺪﻳﺮ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﺍﻳﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ... ﺍﺯ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺧﺎﺻﻰ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ.

5-8. ﺧﺮﻳﺪ ﻛﺎﻻﻫﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ: ﺑﺎ ﺧﺮﻳﺪ ﻛﺎﻻﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝﺯﺍﻳﻰ ﺩﺍﺧﻠﻰ، ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻯ ﺍﺯ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝﺯﺍﻳﻰ ﺷــﺮﻛﺖ ﻫﺎﻯ ﺧﺎﺭﺟﻰ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻜﺒﺎﺭ، ﺗﺮﻏﻴﺐ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻬﻴﻪ ﺍﺟﻨﺎﺱ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ، ﮔﺎﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻢﻫﺎﻯ ﻏﺮﺏ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﻯ ﺭﻭﻧﻖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﺍﺳﺖ.

5-9. ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺑﻬﺮﻩ ﻭﺭﻯ ﻭ ﻧﻴﺰ ﺻﻴﺎﻧﺖ ﺍﺯ ﺳــﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎﻯ ﻣﻠﻰ: ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺧﺮﻳﺪ ﻛﺎﻻﻫﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﺑﻬﺮﻩ ﻭﺭﻯ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﺎﺯﺩﻫﻰ ﻭ ﺳﻮﺩ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﻫﺎﻯ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﺩ ﻭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ، ﻛﺎﻫﺶ ﺑﻴﻜﺎﺭﻯ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎﻯ ﻣﻠﻰ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺑﻌﺪ ﻣﺎﺩﻯ ﻭ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺑﻌﺪ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ.

5-10. ﻛﺎﺭﺁﻣﺪﺳﺎﺯﻯ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻛﺸﻮﺭ: ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻯ ﺣﺪﺍﻛﺜﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻭ ﺗﺨﺼﻴﺺ ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﺳﻄﺢ ﺑﻬﺮﻩﻭﺭﻯ ﺑﺎ ﺣﻔﻆ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ ﺯﺍﻳﺎﻳﻰ، ﭘﻮﻳﺎﻳﻰ ﻭ ﭘﺎﻳﺎﻳﻰ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎ ﺩﺭ ﭼﺎﺭﭼﻮﺏ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻭ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﺭﻭﺷﻦ ﻭ ﻋﻤﻠﻰ ﻛﺎﺭﺍﻳﻰ، ﺑﻬﺮﻩﻭﺭﻯ ﻭ ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﻰ، ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﭘﺎﺭﺍﺩﺍﻳﻢ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﻣﺪﻝﻫﺎ، ﺗﻌﺎﺭﻳﻒ ﻭ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺣﻮﺯﻩ ﻛﺎﺭﺁﻣﺪﻯ ﺍﺳﺖ (ﻣﻴﺰﮔﺮﺩ ﺑﺴﻴﺞ ﻭ ﻛﺎﺭﺁﻣﺪﺳﺎﺯﻯ ﻧﻈﺎﻡ، 29 :1388).

5-11. ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻛﺴﻰ ﺟﻬﺖ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩﻥ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻧﻤﺎﻧﺪﻥ: ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭﻯ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻛﺴﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻧﻤﻰﺷﻮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺗﻼﺵ ﻣﻰﻛﻨﺪ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﺭﺍ ﻣﻬﻴﺎ ﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺘﻜﻰ ﻭ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﺒﺎﺷﺪ.

5-12. ﻋﺪﻡ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺷﺨﺼﻰ ﻭ ﭘﺮﻫﻴﺰ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﺣﺴﺎﺩﺕ؛ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﻭﻳﮋﮔﻰ ﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﭘﻴﺸﺘﺮ ﺫﻛﺮ ﺷﺪ، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻭ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻰ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺷﺨﺼﻰ ﺧﻮﺩ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭﻫﺎ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﺎﺑﺠﺎ ﭘﺮﻫﻴﺰ ﻛﻨﻨﺪ.

5-13. ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩﻫﺎﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ: ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩﻫﺎﻯ ﺭﺍﻫﺒﺮﺩﻯ ﻣﻬﻤﻰ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﻭ ﺧﺎﺭﺟﻰ ﻋﺎﻳﺪ ﻛﺸﻮﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺯﻳﺮ ﺧﻼﺻﻪ ﻛﺮﺩ:
- ﺑﻰ ﺍﺛﺮ ﻛﺮﺩﻥ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻫﺎﻯ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﻏﺮﺏ،
- ﻛﺎﻫﺶ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﻧﻔﺖ ﻭ ﺩﺭﺁﻣﺪﻫﺎﻯ ﻧﻔﺘﻰ،
- ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﻫﺎﻯ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺗﺠﻬﻴﺰﺍﺕ،
- ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﻭ ﺛﺒﺎﺕ ﺑﻴﻦ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻭ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺩﺭ ﺩﻭﻟﺖ ﻭ ﺩﺭﺁﻣﺪﺯﺩﺍﻳﻰ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺗﻮﻟﻴﺪ،
- ﺛﺒﺎﺕ ﻣﺎﻫﻮﻯ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻯ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻯ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﻭ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﻋﺮﺿﻪ ﻭ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ،
- ﻣﺮﺩﻣﻰ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻣﺮﺩﻣﻰ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﻯ ﺍﺻﻞ 44 ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﻰ .(37 :1391 ،ﺯﺍﺭﻋﻰ)

ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﻴﺮﻯ

ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺳﻴﺮﻩ ﻋﻤﻠﻰ، ﻓﺮﻣﺎﻳﺸﺎﺕ ﻭ ﻣﻨﻮﻳﺎﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﻴﻨﻰ(ﺭﻩ) ﻭ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻯ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻳﺖ ﺍﷲ ﺧﺎﻣﻨﻪﺍﻯ ﻧﺸــﺎﻥ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺍﺭﺯﺷﻰ ﻭ ﻣﻠﻰ ﻣﺴﺘﺘﺮ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺒﺎﺕ ﻓﺮﺍﮔﻴﺮﻯ ﻭ ﻫﻤﺪﺍﺳﺘﺎﻧﻰ ﺣﺮﻛﺖ ﻋﻈﻴﻢ ﻣﺮﺩﻣﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﻯ ﺑﺮﭘﺎﻳﻰ، ﺍﺳﺘﻤﺮﺍﺭ، ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻭ ﺗﻌﻤﻴﻖ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻫﺎﻯ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪﺍﺕ ﻭ ﺑﺤﺮﺍﻥﻫﺎﻯ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺩﺭ ﻟﻮﺍﻯ ﻋﻨﺎﻭﻳﻦ ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﺟﻮﻫﺮﻩ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ.

ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﻧﻈﺎﻡ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻣﻘﻄﻊ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﺗﻼﺵ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺭﺍﻫﻜﺎﺭﻫﺎﻯ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ، ﺯﻣﺎﻧﻰ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻧﻈﺎﻣﻰ، ﺗﺮﻭﺭ ﻭ ... ﻭ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺑﺎ ﺳﻼﺡ ﺟﻨﮓ ﻧﺮﻡ ﻭ ﺗﺤﺮﻳﻢﻫﺎﻯ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻭ ﺑﺎﻧﻜﻰ. ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻭ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺑﻮﻣﻰ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﻰﺷﻮﺩ. ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺍﻋﻴﻪ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ ﻭ ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﻰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﺣﺪﺍﻛﺜﺮﻯ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻛﻔﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺻﺎﺩﺭﺍﺕ ﺳﻨﮕﻴﻨﻰ ﻧﻤﺎﻳﺪ.

ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﻋﺎﻟﻴﻪ ﻭ ﺁﺭﻣﺎﻧﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﺯﻳﺮﺳﺎﺧﺖﻫﺎﻯ ﺑﻮﻣﻰ ﻭ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻯ، ﻛﺎﺭﻯ ﻭ ﻧﻴﺮﻭﻳﻰ ﺑﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻋﺪﻡ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﻰﺷﻮﺩ. ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻠﻰ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻭ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﺑﻮﻣﻰ ﻭ ﺟﺬﺏ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺍﺧﻠﻰ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﺣﺪﺍﻛﺜﺮﻯ ﻭ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﻴﺪ. ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﻯ ﻣﻮﺟﺐ ﺧﻨﺜﻰ ﺳﺎﺯﻯ ﺗﻮﻃﺌﻪﻫﺎﻯ ﻏﺮﺏ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﻴﻠﻰ، ﺍﻳﺜﺎﺭ، ﺷﻬﺎﺩﺕ، ﺷﻬﺎﻣﺖ ﻭ ... ﻛﻪ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻣﻮﺟﺐ ﺷﻜﺴﺖ ﺩﺷﻤﻦ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺑﺎ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﺩﺍﺧﻠﻰ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺗﻼﺵ، ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺑﻬﺮﻩ ﻭﺭﻯ ﺑﺎﻻ، ﺧﺮﻳﺪ ﻛﺎﻻﻫﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ، ﺑﺎﻻ ﺑﺮﺩﻥ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺩﺍﺧﻠﻰ، ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺎﺭﮔﺮﻭﻫﻰ، ﺗﻮﻛﻞ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻧﺸﺪﻥ ﻭ... ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﺗﺤﺮﻳﻢﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻨﺜﻰ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﺍﺯ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ. ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺠﻰ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺣﻔﻆ ﺍﺻﻮﻝ ﻭ ﻣﺒﺎﻧﻲ، ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻱ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

[نویسندگان: ﻗﺮﺑﺎﻧﻌﻠﻰ ﻣﺤﺒﻮﺑﻰ و ﻣﺼﻄﻔﻰ ﻣﺤﻤﺪﻯ]

8

سرویس سیاسی کاسب امین ـ نظام اسلامي ايران كه با سقوط رژيم ديكتاتوري و استبدادي پهلوي در سال ۱۳۵۷ به پيروزي رسيد با شعار محوري « استقلال ـ آزادي ـ جمهوري اسلامي » به سوي تحقق آن حركت خود را آغاز نمود.
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره ) همواره در پيامها و سخنراني ها در برابر نظام سلطنتي بر حكومتي تاكيد داشت كه بر احكام اسلام و راي مردم بنيان گذارده شده باشد.
اصطلاح « جمهوري اسلامي » را امام ابتدا در پاريس در توصيف نظام مطلوب و مورد نظر خود به كار برد. « جمهوريت » مورد نظر به همان معناي رايج يعني مردمي بودن حكومت است . ايشان در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر چيستي حكومت در جمهوري اسلامي در تاريخ ۲۰ مهر ۵۷ مي فرمايد : « رژيم اسلامي و جمهوري اسلامي يك رژيمي است متكي بر آراي عمومي و رفراندوم عمومي » . (۱ )
بنابراين « جمهوريت » نظام به پذيرش حق مردم در انتخاب نوع نظام سياسي و حاكمان اشاره داشته و شكل و قالب حكومت مورد نظر امام را تشكيل مي دهد و در اين نظام مردم به عنوان يكي از اركان مشروعيت نظام سياسي جمهوري اسلامي تلقي مي شوند به گونه اي كه نظر و راي مردم فقط در مراحل اوليه تاسيس نظام شرط نبود بلكه جمهوري اسلامي به حضور دائمي و نظارت هميشگي آنها بر مسئولين مقيد مي باشد.
البته در كنار آن « اسلاميت » هم ركن مهم ديگر نظام مورد نظر امام است كه بارها بر آن تاكيد نمودند. و در واقع اين ركن است كه جمهوري اسلامي را از دموكراسي هاي غربي جدا مي سازد. اسلام محتوا و ماهيت اصلي اين نظام را تشكيل داده و ضوابط و احكام و مقررات اسلامي مبناي اصلي سياستها و قوانين آن محسوب مي شوند.
يكي از مهمترين ابزارهاي مشاركت سياسي مردم و تحقق نظام « جمهوري اسلامي » عرصه انتخابات مختلف مي باشد كه اگر با دورانديشي و اتخاذ تدابير و مقدمات آن از سوي مسئولان و ساير دست اندركاران عملي شود مي تواند « جمهوري اسلامي » را در برابر تمامي توطئه ها بيمه نموده و از آسيبها و خطرات داخلي و خارجي مصون دارد.
در اينجا به برخي بايدها و نبايدها در عرصه انتخابات كه در ديدگاه و انديشه هاي معمار كبير جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره ) به آنها پرداخته شده است مي پردازيم .
● اهميت انتخابات و نقش مردم
انتخابات تجلي حضور و مشاركت سياسي مردم و عرصه تحقق اراده ملت براي تعيين سرنوشت خويش است از اينرو انتخابات داراي اهميت و جايگاه بلندي است و مردم نقش بزرگي در ايفاي اين رسالت و تكليف بزرگي بر دوش خواهند داشت .
امام خميني (ره ) درباره اهميت حضور و شركت مردم در انتخابات مي فرمايند : « اين وظيفه اي است الهي وظيفه اي است ملي وظيفه اي است انساني وظيفه اي است كه ما بايد به آن عمل بكنيم همه مان بايد در انتخابات شركت بكنيم . » (۲ )
با توجه به اين اهميت و نقش حضور مردم در صحنه انتخابات است كه بايد همت و تلاش تمامي مسئولان دست اندركاران كانديداها و رسانه ها به اين امر معطوف شود كه با اقدامات سنجيده و تدابير لازم و فضاسازي مناسب زمينه هاي حضور حداكثري مردم در انتخابات را فراهم ساخته تا موجب اميد بيشتر دوستداران و نااميدي و شكست دشمنان اسلام را فراهم نمايند.
● پرهيز از تخريب
انتخابات در نظام اسلامي داراي شرايط و آداب خاص خود مي باشد به گونه اي كه كانديداها و طرفداران آنان نبايد از هر شيوه اي براي موفقيت و دستيابي به اهداف خود استفاده كنند چرا كه پذيرش مسئوليتها در نظام اسلامي قبول رسالتي الهي و ملي براي تحقق آرمانهاي اسلامي و خدمت به مردم است . بنابراين چارچوبها و ضوابط ديني اخلاقي اجتماعي و فرهنگي بايد مورد توجه قرار گيرد و به هيچ عنوان نبايد شخصيت حيثيت و آبروي افراد دستخوش تمايلات و خواسته ها و اغراض دنيايي ديگران قرار گيرد.
متاسفانه انتخابات در نظام اسلامي به سمت ناخوشايند و نامطلوبي پيش مي رود و برخي افراد از هر شيوه اي ناپسند و غيراخلاقي براي تخريب رقيب و بيرون راندن او از صحنه انتخابات استفاده مي نمايند.
امام خميني (ره ) خطاب به كانديداها و طرفداران آنان بيان مي دارند : « از آقايان كانديداها و دوستان آنان انتظار دارم كه اخلاق اسلامي ـ انساني را در تبليغ براي كانديداي خود مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل كه موجب اختلاف و هتك حرمت باشد خودداري نمايند . » (۳ )
معلوم نيست چرا عده اي براي رسيدن به پست و مقام و باصطلاح خدمت به مردم ! اينگونه بي مبالاتي نموده و حاضر مي شوند هرگونه اتهام تهمت و ناسزا را به ديگران ببندند. « حيثيت و آبروي مومن در اسلام از بالاترين و والاترين مقام برخوردار است و هتك مومن چه رسد به مومن عالم از بزرگترين گناهان است و موجب سلب عدالت است » (۴ )
زيبنده نظام اسلامي نيست كه كانديداها و طرفداران آنان در شيوه هاي تبليغاتي خود از هر روش و شيوه اي همچون كشورهاي غربي براي تخريب چهره ها استفاده نموده تا از اين طريق براي خود چهره اي بسازند. چه بسا اين روش در آينده گريبان اين افراد را نيز بگيرد.
امام خميني (ره ) در بيانات خود درباره تبليغات انتخاباتي به نكته مهم و اساسي اشاره كرده و از هرگونه روشي كه با شئون اسلام منافات داشته برحذر داشتند; « نصيحتي است از پدري پير به تمامي نامزدهاي مجلس شوراي اسلامي كه سعي كنند تبليغات انتخاباتي شما در چارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام انجام شود و از كارهايي كه با شئون اسلام منافات دارد جلوگيري گردد. بايد توجه داشت كه هدف از انتخابات در نهايت حفظ اسلام است . اگر در انتخابات حريم مسائل اسلام رعايت نشود چگونه منتخب حافظ اسلام مي شود. بايد سعي شود تا خداي ناكرده به كسي توهين نگردد . » (۵ )
اگر واقعا هدف از پذيرش مسئوليت در نظام اسلامي حفظ اسلام و خدمت به مردم است تهمت و افترا و هتك حرمت و.... چرا ! مگر اينكه خداي ناكرده اغراض ديگري در كار باشد.
● معيارهاي انتخاب
با توجه به نقش و رسالت بزرگي كه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در رابطه با تدوين قوانين و مقررات اسلامي و ملي برعهده دارند بايد از شرايط و ويژگيهاي خاصي برخوردار بوده تا اين مهم محقق گردد.
« مركز همه قانونها و قدرتها مجلس است مجلس هدايت مي كند همه را و بايد بكند » (۶ )
با توجه به اين نقش و رسالتي كه مجلس دارد ملت بايد نمايندگاني را برگزينند كه از هر جهت شايستگيهاي نمايندگي ملت مسلمان ايران را داشته باشند معتقد به دو ركن مهم نظام يعني « جمهوريت » و « اسلاميت » باشند تا هنگام بررسي لوايح و طرحها اين دو ركن مهم را مورد توجه قرار دهد.
بنيانگذار جمهوري اسلامي در يكي از بيانات خود درباره ويژگي هاي لازم براي نمايندگي مجلس مي فرمايد : « من متواضعانه از شما مي خواهم كه حتي الامكان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نماييد و اشخاصي اسلامي متعهد غيرمنحرف از صراط مستقيم الهي در نظر بگيريد و سرنوشت اسلام و كشور خود را به دست كساني دهيد كه به اسلام و جمهوري اسلام و قانون اساسي معتقد و نسبت به احكام نوراني الهي متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت كشور مقدم ندارند . » (۷ )
● انتخابات تجلي وحدت
انتخابات يكي از عرصه هاي تجلي وحدت و نمايش وحدت مردم است و بايد تمامي تلاشها و اقدامات در اين راستا صورت گيرد. متاسفانه گاهي در انتخابات وحدت ملي جامعه دچار آسيب شده و ضربات و خسارتهاي بزرگي را بر مردم و جامعه تحميل مي نمايد در اين زمينه اگر مسئولان كانديداها طرفداران آنها رسانه ها و بويژه جناحها و گروههاي سياسي روش معقول منطقي و در چارچوب اصول را در پيش گيرند. اين اصل مهم نه تنها آسيب نمي بيند بلكه موجب وفاق ملي و وحدت و انسجام بيشتر جامعه مي شود.
اين نكته مهم نبايد مورد غفلت و يا احيانا شيطنت برخي قرار گيرد.
امام خميني با توجه به وجود دو ديدگاه و دو تفكر در جامعه ضرورت وحدت و پرهيز از اختلاف را مورد تاكيد قرار داده و فرمودند « البته دو تفكر هست بايد هم باشد دو راي هست بايد هم باشد سليقه هاي مختلف بايد باشد لكن سليقه هاي مختلف اسباب اين نمي شود كه انسان با هم خوب نباشد.... اگر در يك ملتي اختلاف سليقه نباشد اين ناقص است .
اگر در يك مجلس اختلاف نباشد اين مجلس ناقص است . اختلاف بايد باشد اختلاف سليقه اختلاف راي مباحثه جار و جنجال اينها بايد باشد لكن نتيجه اين نباشد كه ما دو دسته بشويم دشمن هم بايد دو دسته باشيم در عين حالي كه اختلاف داريم دوست هم باشيم . » (۸ )
بنابراين نبايد رقابتهاي انتخاباتي زمينه اي را براي پراكندگي و اختلاف در جامعه و ملت را فراهم سازد. بويژه احزاب و جناحهاي سياسي بايد مواظب عوامل و دستهاي ناپاك باشند كه در آنها رسوخ نكنند.
« من احتمال مي دهم كه عوامل و دستهاي ناپاكي بخواهند از رقابتهاي انتخاباتي در رسيدن به آرزوهاي خود استفاده كنند و با طرح مسائل پوچ و بي معنا دلها را از يكديگر جدا سازند . » (۹ )
از اين رو بر همگان است كه با هوشياري و درايت كامل مواظب القائات وسوسه انگيزان و نفاق تفرقه افكنان و وحدت شكنان بوده و در راه اتحاد و همدلي تمامي نيروهاي متعهد و دلسوز نظام حركت نمايند و انتخابات را به عرصه اتحاد و انسجام ملت و جامعه تبديل نمايند.
● حسن اجراي انتخابات
صندوقهاي راي امانتهاي ملت در دست مسئولان امر است و بايد با حساسيت تمام از اين امانتهاي مردم نگهداري شود بايد دقت شود كه حتي يك راي از كسي ضايع نشود. هيچ مصلحتي نبايد موجب خدشه دار شدن آراي مردم شود و انگيزه هاي شخصي و تمايلات فردي و گروهي و جناحي نبايد بر مصالح عمومي و حقوقي افراد مقدم شود.
امام خميني (ره ) اين مهم را مورد توجه قرار داده و به مسئولين گوشزد فرمودند : « اينجا ما كار نداريم ما خودمان بين خودمان و خداي تبارك و تعالي بايد فكر بكنيم كه شما مسئول اين مساله هستيد هم مسئول كار خودتان و هم مسئول مسئولين ديگري كه تحت نظر شما هستند هستيد كه جريان انتخابات يك جريان صحيح باشد. هيچ كس در انتخابات بر ديگري مقدم نيست . » (۱۰)

13

به نظرم اگر دولتی سر کار بیاید که سریع از نقطه نظرها و دیدگاه های متخصصان استفاده کند راه های پیشرفت باز خواهد شد. با همه ی محدودیت ها، مشکلات و فشار تحریم ها که وجود دارد ولی ظرفیت های بسیاری درکشور هست که اگر به درستی ازآن ها استفاده شود چشم انداز خوبی برای ایران قابل تصور است و حتی تشدید تحریم ها هم نمی تواند مشکلات جدی برای ما پدید بیاورد.الان اگرمی بینیم که بحث تحریم ها جدی می شود و مشکلاتی را متوجه کشور می کند و فشارهایی به همراه خود می آورد به خاطر این است که سیاست ها و مدیریت اقتصادی به درستی مسائل را تدبیر نمی کند و سیاست گذاری وجود ندارد و این باعث شده که دشمن خارجی ما هم موقعیت و فرصت را برای فشار بیشتر از طریق تشدید تحریم ها مغتنم بداند. اما اگر بحث مدیریت و سیاست گذاری اقتصادی در کشور به درستی مورد توجه قرارگیرد من فکر می کنم که آثار تحریم ها هم به سرعت برطرف خواهد شد.

تمام تاکید ها باید روی بخش تولید باشد اگرما بتوانیم مشکلات بخش تولید را برطرف کنیم، چرخ اقتصادی کشور در سال اینده به حرکت در خواهد آمد. درحال حاضر حجم نقدینگی در کشور بسیار بالاست ولی این حجم بالا دربخش تولید به کار گرفته نشده است، جمع آوری نقدینگی چندان هنر نیست بلکه مهم این است که نه تنها نقدینگی جمع آوری شود بلکه به سمت تولید هم آن را هدایت کنیم و از این طریق نیاز واحدهای تولیدی برطرف بشود.

اگرمشکل تولید حل شود بحران اشتغال و تورم هم بر طرف خواهد شد، درصورتی که در شرایط کنونی ما تنها با برخی سیاست ها مانند جبران پرداخت به خانوارها فقط مشکل تقاضا را تا حدودی حل می کنیم. وقتی به دلیل تورم شاهد کاهش توان خرید خانوارها هستیم یک راه این است که با پرداخت نقدی قدرت خرید را تا اندازه ای جبران کنیم ولی این راه تنها به صورت مقطعی جواب خواهد داد و در بلند مدت هیچ سودی نخواهد داشت و حتی به تولید آسیب جدی وارد خواهد کرد. باید با یک برنامه ریزی بلند مشکلات تولید را برطرف کنیم تا چرخه اقتصادی اصلاح شود و تمام معضلات اقتصادی حل شود.

البته به جز مشکل نقدینگی که در حال حاضر یکی از مشکلات عمده تولید درکشور است، کاستی های دیگری هم در این زمینه وجود دارد مانند بحث بهبود فضای کسب و کار که بخش خصوصی و تولید کنندگان صنعتی با آن رو به رو هستند. جهت گیری و سمت و سوی مالیات هم مشکل دیگری است که واحدهای تولیدی و صنعتی دارند. نظام و سیاست های مالیاتی باید به شکلی باشد که ما برای به جای اخذ مالیات بر تولید  روی مالیات بر مصرف برنامه ریزی کنیم و مالیات هم به شکلی باشد که انگیزه ها را از بین نبرد و مصرف را به سمت کالاهای داخلی سوق دهد و زمینه را برای تولید کالای داخلی فراهم کند.

14

حضرت زینب (س) در واقعه کربلا حضور داشت و نگذاشت که پیام قیام عاشورا در کربلا بماند، وی پاسدار خون امام حسین(ع) و یارانش است.
حضرت زینب (س) نواده گرانقدر پیامبر خاتم(ص)، فرزند علی(ع) و فاطمه(س)، خواهر امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، یادگار قیام کربلا و الگوی صبر و استقامت است. اصالت و شرافت خانوادگی از مسائلی است که در اسلام بدان عنایت بسیار شده است. حضرت زینب (س) مولودی است که در طهارت خاندان، پاکی و اصالت تبار، عظمت و پاکیزگی دودمان همانندی در عالم ندارد. جدش محمد مصطفی(ع)، ختم انبیاء و آخرین حلقه از سلسله نبوت، پدرش حضرت علی، داماد پیامبر(ص) و پسر عم او، مادرش فاطمه سیده نساءالعالمین و مصداق خیر کثیر در قرآن عظیم است.
 
حضرت زینب(س) را برادرانی معصوم و دارای مقام خلافت و امامت است. برادر ارشدش حسن بن علی، سبط اول و یکی از دو سید جوانان اهل بهشت است. برادر دیگرش حسین بن علی(ع)، همان حسینی که با شهادت انتخابگرانه خود بزرگترین حماسه جاوید را پدید آورد. برادر دیگرش حضرت ابوالفضل العباس(ع) سردار شهید سپاه امام حسین(ع) در واقعه کربلا و دیگر برادرانش از فرزندان ام البنین که هر یک در واقعه عاشورا درخشیدند و دیگر برادرش محمد حنیفه که بدلیل عارضه ای قادر به حضور در عرصه کربلا نبود.
 
بر اساس اسنادی از حضرت علی (ع) سه فرزند دختر به نام زینب و با اسم های مجدد بودند:
- زینب کبری، عقیله بنی هاشم که در شام مدفون است.
- زینب، با نام دیگر رقیه که ظاهرا در مدینه مدفون است
- زینب صغری، معروف به ام کلثوم که قبر او را در شام و برخی در مصر می دانند.
 
سخن درباره زینب کبری است. وی اولین دختر علی و سومین فرزند اوست. حضرت زینب پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجری به دنیا آمد. مادرش حضرت فاطمه از همسر گرانقدر خود حضرت علی(ع) درخواست کرد که برای او نامی معین کند و علی(ع) فرمود، در این کار بر پیامبر(ص) پیشی نمی گیرد و جدش نام او را زینب برگزید. ام الکثوم از معروف ترین کنیه هایش است.
 
حضرت زینب را با القابی متفاوتی خوانده اند:
- عالمه غیرمعلمه: دانای بدون معلم
- سیده العقائل: بانوی بانوان
- ملیکة النساء: زن قدرتمند در میان زنان
- سرابیها: راز وجود و هستی پدر
- بطلة کربلا: قهرمان کربلا
- امین الله: امین خداوند
- عارفه: زنی عارف و شناساگرا
- قرة عین المرتضی: نور چشم علی مرتضی
 
حضرت زینب در خانه ای به دنیا آمد که خانه عصمت است و در محیطی رشد یافت که محیط وحی است. حضرت زینب حدود 6 سال با مادر زندگی کرد. وی پرورش یافته دامان ولایت علی(ع) است. مورد محبت و عنایت پدر است. دوران کودکی زینب گذشت، مصائب و دشواری ها یکی پس از دیگری پدید آمدند و زینب خردسال با عنایت خداوندی در سایه دلداری های پدر، توانست آنها را پشت سر بگذارد. زینب به سن رشد رسید و خواستگاران بسیاری پیدا کرد که برخی از آنان از اشراف و از رؤسای قبایل عرب بودند. در بین خواستگاران عبدالله بن جعفر بود که در خانه علی آمدوشد داشت و مورد علاقه رسول خدا و امام امیرالمومنین(ع) بود. آرزوی ازدواج با زینب را در دل پروراند ولی حیا داشت و مستقیما خواستگاری کند قاصدی به حضور امام فرستاد و از او خواستگاری کرد. جعفر پسر جعفر طیار بود.
 
حضرت زینب در واقعه کربلا حضور داشت و نگذاشت که پیام قیام عاشورا در کربلا بماند. زینب پاسدار خون امام حسین(ع) و یارانش است. وی رئیس کاروان اسیران آل محمد بود. حضرت زینب (س) عمر زیادی نکرد، به ویژه پس از واقعه کربلا ولی عمر پربرکتی داشت. شاید بدان خاطر که مصائب بسیاری را متحمل شده بود. شاید هم بدان خاطر که رسالت خود را انجام شده یافته بود. برخی وفات حضرت را 1.5 سال پس از واقعه کربلا،گروهی 2.5 سال و عده ای 4 سال ذکر کرده اند. اما معتبرترین اسناد قابل قبول است که همان 1.5 سال پس از شهادت امام حسین(ع) از دنیا رفته باشد. روز وفاتش نیمه ماه رجب است که بر آن اتفاق نظر وجود دارد. در مورد اینکه حضرت زینب در کجا از دنیا رفت و مزار او اینک در کجاست بحث های بسیاری وجود دارد.

27
آنچه از بيانات امام خميني (ره) برداشت مي‌شود اين است كه از ديدگاه امام خميني (ره)، تدين و تعهد، شرط تصدي هر مسئوليتي، از جمله رياست‌جمهوري، در حكومت ديني و جمهوري اسلامي است.[1]

اما گذشته از اين معيار كلي و عمومي، حضرت روح‌الله (س) در مقاطع گوناگون پيش و پس از انقلاب و عمدتاً به مناسبت برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري و همچنين تنفيذ حكم رياست‌جمهوري، ويژگي‌هاي چندي را كه براي رئيس‌جمهور در طراز انقلاب اسلامي و ملت صدر اسلامي ايران لازم است، برشمرده‌اند.

با تحليل اين ويژگي‌ها، از نگاهي به دو قسمِ ويژگي‌هاي ايجابي و ويژگي‌هاي سلبي رهنمون مي‌شويم. توضيح آنكه، ويژگي‌هاي ايجابي آن ويژگي‌هايي است كه نامزد رياست‌جمهوري بايد در خود بيابد يا ايجاد كند و هرچه بيشتر آن‌ها را در وجود خود تقويت نمايد و ويژگي‌هاي سلبي آن ويژگي‌هايي است كه داوطلب تصدي اين مقام بايد از آن‌ها منزه باشد و اگر چنان‌چه در او وجود دارد، آن‌ها را تضعيف كند و از بين ببرد.

آنچه از بررسي اين ويژگي‌ها به‌دست مي‌آيد آن است كه اولاً برخي از اين ويژگي‌هاي بيان‌شده توسط امام (ره) به صورت متناظر مي‌باشند؛ يعني در مقابل يك ويژگي ايجابي، يك ويژگي سلبي كه حالت مقابل آن ويژگي ايجابي است، طرح شده‌است، مثلاً اگر به عنوان يك ويژگي ايجابي گفته شده‌است كه «با قانون اساسي موافق باشد و از آن تبعيت كند»، در مقابل و به تناظر، به عنوان يك ويژگي سلبي بيان گرديده‌است كه «از قانون اساسي تخطي نكند».

اما اين لزوماً بدين معنا نيست كه بين همه ويژگي‌هاي بيان‌شده تناظر وجود دارد و اتفاقاً در بين بعضي ديگر از اين ويژگي‌ها تناطري وجود ندارد و به صورت مستقل مطرح شده‌اند، مثلاً بين ويژگي «داراي بصيرت در امر دين و دنيا باشد» و ويژگي «حتي‌الامكان روحاني نباشد»، تناظري وجود ندارد.

ثانياً توجه حضرت امام (ره) به ويژگي‌هاي ايجابي لازم براي رئيس‌جمهور بيشتر از ويژگي‌هاي سلبي بوده است و اين امر از تعداد بيشتر ويژگي‌هاي ايجابي نسبت به ويژگي‌هاي سلبي مبرهن است. اين مقايسه، نشان‌دهنده و مؤيد همان نگاه ايجابي و مثبتي است كه امام خميني (ره) در تمامي زمينه‌ها از آن برخوردار بودند.

ثالثاً از آنجا كه حضرت روح‌الله (س) همواره بر حاكميت قانون تأكيد داشتند و اساساً حكومت اسلامي را حكومت قانون مي‌دانستند[2]، ويژگي‌هاي لازم براي رئيس‌جمهور را همان ويژگي‌هاي ذكرشده در قانون اساسي مي‌دانستند – ايشان پيش از اولين دوره انتخابات رياست‌جمهوري و در تشريح ويژگي‌هاي لازم براي رئيس‌جمهور آينده مي‌فرمايند: «قانون اساسي را ملاحظه كنند و صفات رئيس‌جمهور را در آنجا ملاحظه كنند[3] و كسي كه داراي آن صفات بود و او را به آن صفات مي‌شناسيد، به او رأي بدهيد و اگر فاقد آن صفات باشد، احتراز كنيد از رأي دادن به او»[4]. – و بيان اين ويژگي‌هاي ايجابي و سلبي، براي تبيين و تدقيق همان ويژگي‌هاي ذكرشده در قانون اساسي و هدايت مردم جهت انتخاب اصلح بوده است و نبايد موجب ايجاد اين توهم گردد كه امام (ره) براي رياست‌جمهوري، شرايطي فراتر از شرايط قانوني مطالبه مي‌كردند.

در پايان لازم به ذكر است كه ويژگي‌هاي ايجابي و سلبي بيان‌شده در جدول ذيل، تمامي مواردي است كه در صحيفه امام خميني (ره) و وصيت‌نامه الهي – سياسي ايشان، در موضوع ويژگي‌هاي لازم براي رئيس‌جمهور يافت شد و سپس دسته‌بندي و ويرايش گرديد و موارد تكراري حذف شد و در اكثر موارد هم سعي گرديد كه با همان عبارات شيواي حضرت امام (ره) بيان شود.


رديف ويژگي‌هاي ايجابي (باشد) ويژگي‌هاي سلبي (نباشد)
1 در كارهايي كه كرده‌است، امتحان داده‌باشد.[5] دزد نباشد و نخواهد جيب خودش را پر كند.[6]
2 صحيح و سالم باشد، ولو از طبقه پايين باشد.[7] سوء‌سابقه نداشته‌باشد.[8]
3 سوابق قبل، حين و بعد انقلابش، سوابق خوبي باشد.[9] به رژيم شاهنشاهي وابستگي نداشته‌باشد و حتي هيچ‌گاه در رژيم سابق وارد نشده‌باشد.[10]
4 از طبقه‌اي باشد كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشد و حامي، طرفدار و جانبدار مستضعفان، محرومان، مظلومان و مستمندان باشد.[11] از اشراف، سرمايه‌داران، زمين‌خواران و صدرنشينان مرفه و غرق در لذات و شهوات نباشد كه نتواند تلخي محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را بفهمد.[12]
5 مسلمان، متدين، پيرو احكام اسلام و معتقد به قوانين اسلام باشد و صد در صد مكتبي، اسلامي و در خط اسلام باشد و از همه به اسلام متعهدتر باشد.[13] نه شرقي و شرق‌زده باشد، نه غربي و غرب‌زده و نه حتي گرايش به شرق يا غرب داشته باشد و با اجانب پيوند نداشته باشد و از گرايش به مكتب‌هاي انحرافي نيز منزه باشد و از فرامين الهي و احكام اسلام تخطي نكند.[14]
6 مخالف ظالمان، ستمگران و مستكبران باشد.[15] با هيچ ظالمي راه سازش باز نكند.[16]
7 شايسته‌سالار باشد و افراد كارآمد و فرمان‌بردار اسلام را براي همكاري انتخاب كند و مشاورينش را از اشخاص باسابقه كه تعهدشان قبل از انقلاب مشهود بوده‌است، انتخاب كند.[17] رفيق‌باز و باندباز نباشد و به دنبال فرمان‌برداري زيردستان از خودش نباشد و از اعمال شبه‌طاغوتي اجتناب كند و از چاپلوسان دغل‌باز و زبان‌بازان حيله‌گر بر حذر باشد.[18]
8 بر محور عدل اسلامي عمل كند.[19] از راه مستقيم انسانيت و اسلام انحراف ننمايد.[20]
9 با قانون اساسي موافق باشد و از آن تبعيت كند و در مقابل آن خاضع باشد.[21] از قانون اساسي تخطي نكند.[22]
10 ملي باشد و از خودتان و براي خودتان باشد و خدمت‌گزار ملت، كشور و اسلام باشد و دل‌سوز ملت باشد و در راه مصالح كشور و ملت كوشش كند.[23] چپ و راستي نباشد.[24]
11 داراي بصيرت در امر دين و دنيا باشد.[25] حتي‌الامكان روحاني نباشد.[26]
12 مطلع و داراي ديد سياسي باشد.[27]     
13 «اشداء علي الكفار و رحماء بينهم»[28] باشد.[29]     
14 به اصل 110 قانون اساسي و ولايت فقيه معتقد و وفادار باشد.[30]      
15 لايق و شايسته مقام رياست‌جمهوري باشد و توانايي اداره مملكت طوري كه خدا مي‌خواهد را داشته باشد.[31]     



پي نوشت‌ها:

--------------------------------------------------------------------------------

* كارشناسي‌ارشد حقوق عمومي دانشگاه علامه طباطبايي.

[1] - صحيفه امام خميني (ره)، ج 19، صص 366 و 367.


[2] - همان، ج 8، صص 281 و 282.


[3] - اصل 115 قانون اساسي: «رئيس‌جمهور بايد از ميان رجال مذهبي و سياسي كه واجد شرايط زير باشند انتخاب گردد:

ايراني‌الاصل، تابع ايران، مدير و مدبر، داراي حسن سابقه و امانت و تقوي، مؤمن و معتقد به مباني جمهوري اسلامي ايران و مذهي رسمي كشور».


[4] - همان، ج 11، ص 393.


[5] - همان، ج5، ص 322.


[6] - همان.


[7] - همان، ج5، ص 322 و ج 12، ص 72.


[8] - همان، ج 11، ص 393.


[9] - همان، ج 11، صص 484 و 485.


[10] - همان، صص 393 و 485.


[11] - وصيت‌نامه الهي – سياسي امام خميني (ره)، ص 48 و صحيفه امام خميني (ره)، ج12، ص 139، ج 15، صص 249 و 278 و ج 19، ص 369.


[12] - وصيت‌نامه الهي – سياسي امام خميني (ره)، ص 48 و صحيفه امام خميني (ره)، ج 5، ص 322.


[13] - صحيفه امام خميني (ره)، ج 11، صص 484، 485، 518 و 519، ج 12، ص 72، ج 15، صص 27، 67 و 249 و ج 19، ص 369.


[14] - همان، ج 11، ص 484 و 485 و 519، ج 12، ص 139 و ج 15، صص 67 و 249.


[15] - همان، ج 19، ص 369.


[16] - همان.


[17] - همان، ج 19، صص 366 و 369.


[18] - همان، ج 12، ص 139 و ج 19، صص 366 و 369.


[19] - همان، ج 12، ص 139.


[20] - همان، ج 15، ص 278.


[21] - همان، ج 11، ص 485، ج 12، صص 119 و 139 و ج 15، ص 67.


[22] - همان، ج 15، ص 67.


[23] - همان، ج 11، صص 485 و 519، ج 12، ص 72 و ج 15، صص 67، 249 و 278.


[24] - همان، ج 12، ص 72.


[25] - همان، ج 15، ص 249.


[26] - همان، ج 11، ص 464.


[27] - همان، ج 5، ص 322 و ج 15، ص 249.


[28] - قسمتي از آيه شريفه 29 سوره مباركه فتح.


[29] - همان، ج 15، ص 278.


[30] - همان، ج 11، ص 485.


[31] - همان، ج 11، صص 393 و 485 و ج 19، ص 366.

15

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.

اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه  - در صورت امكان و بلا مانع بودن -  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.

پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.

منبع / سرویس فرهنگی کاسب امین

15

احزاب در دهه هاي اخير تاثيرات فراواني را در نحوه شكل گيري نظام هاي انتخابات ي از خود برجاي گذاشته اند و مبنايي براي تقسيم نظام هاي انتخاباتي به اكثريتي و تناسبي گرديده اند. بر اين مبنا بررسي تاثير مثبت و منفي احزاب بر نحوه برگزاري انتخابات و انتخاب مديران تصميم ساز و اجرايي و تعيين ساختارهاي اجتماعي جوامع ضروري به نظر مي رسد.

علي فتاحي[1]

احزاب در دهه هاي اخير تاثيرات فراواني را در نحوه شكل گيري نظام هاي انتخابات ي از خود برجاي گذاشته اند و مبنايي براي تقسيم نظام هاي انتخاباتي به اكثريتي و تناسبي گرديده اند. بر اين مبنا بررسي تاثير مثبت و منفي احزاب بر نحوه برگزاري انتخابات و انتخاب مديران تصميم ساز و اجرايي و تعيين ساختارهاي اجتماعي جوامع ضروري به نظر مي رسد.

بر اين مبنا لازم است پيش از ورود به مباني ابتدا تعريفي از احزاب سياسي ارائه گردد . بر اساس ديدگاه غربي، حزب متشكل از مجموعه افراديست كه بر مبناي اساسنامه و مرامنامه اي ملي وكلان نگر تشكيل شده و به دنبال دستيابي به قدرت سياسي و حفظ قدرت مذكور از طريق ساز وكارهاي انتخاباتي مي باشند.

روند شكل گيري احزاب

طرفداران يك نامزد معمولا اتنخاباتي دور هم جمع مي شوند و ستادهاي انتخاباتي فرد را فعال مي نمايند و اين ستادها در فرآيند ذكر شده يعني تصويب اساسنامه وبرنامه ريزي براي كسب قدرت تبديل به يك حزب مي شوند. فلذا ريشه تشكيل احزاب رابطه تنگاتنگي با نظام هاي انتخاباتي دارد. احزاب مبتني بر نگاه فوق به دو دسته تقسيم مي گردند.

1- احزاب حكومتي: اين احزاب قبل از شكل گيري قدرت سياسي وجود خارجي نداشتند وحاكمان براي نهادينه كردن قدرت خود احزابي را تشكيل مي دهند. اين احزاب به علت اينكه در هرم قدرت از بالا به پايين شكل مي گيرند دوام زيادي نداشته و با زوال قدرت سياسي از حزب، از بين مي روند. اين تشكيلات به علت اينكه جايگاه مردمي ندارد از نظر دموكراسي ارزشمند نيست.

2- احزاب مردمي: اين احزاب در فرآيند رشد قدرت در جامعه تشكيل مي شده و رشد مي يابند و در قدرت تاثير مي گذارند و در طي برنامه اي حكومت را فتح مي كنند. اين احزاب در هرم قدرت از پايين به بالا قرار دارند؛ به عبارت ديگر مردم جهت به دست آوردن قدرت سياسي تشكيلاتي ايجاد مي كنند تا از طريق رقابت انتخاباتي ميان احزاب قدرت را به دست آورند.

تاثيرات مثبت احزاب بر انتخابات

1-بررسي جنبه هاي مثبت قبل از پيروزي و در حين فعاليت انتخاباتي:

اولا يكي از فوايد احزاب آن است كه در نظام حزبي تعداد نامزدهاي انتخاباتي كاهش مي يابد. نامزدها تنها از طريق حزب معرفي مي شوند. اين اقدام موجب كاهش هزينه هاي ناشي از تعدد كانديدا هاي انتخاباتي و افزايش قدرت تشخيص مردم مي گردد؛ چرا كه احزاب بر خلاف افراد در كنار ارائه برنامه دقيق زبده ترين افراد خود را جهت احراز مسوليت هاي مختلف در معرض انتخاب مردم قرار مي دهند.

ثانيا افراد مي توانند با بيان شعار هاي فريبنده و استفاده از ترفندهاي انتخاباتي در آراء مردم تاثير گذار باشند، در حالي كه احزاب نمي توانند در فرصت كوتاه تبليغات ذائقه مردمي را كه در طول زمان با افكار، استراتژي و تاكتيك هاي آنها آشنا شدند را تحت تاثير قرار دهند.

ثالثا از نتايج رشد احزاب در جوامع انضباط انتخاباتي است.

2-در حين قدرت و پس از پيروزي:

اول آنكه احزاب پس از پيروزي در عرصه انتخابات نيازي به فحص و جست وجو در پي افراد با كفايت جهت اداره امور حكومتي ندارند، چرا كه با تربيت افرادي مطابق با سياست هاي حزب از قبل جايگاه افراد متناسب با تخصص آنها و نياز حكومت معين گرديده است.

دوم به علت اينكه همه افراد تخصص هاي لازم و كافي را در همه زمينه هاي حكومتي ندارند، احزاب با ارائه مشورت به مثابه يك ستاد پشتيباني برنامه اي واطلاعاتي براي افراد منتخب عمل مي كنند.

3- مرحله استقرار قدرت و تشكيل دولت:

در نظام حزبي پس از پيروزي يك حزب در انتخابات، احزاب رقيب دست از تلاش برنمي دارند و با تشكيل دولت در سايه همواره با نگاه ذره بيني به دنبال نظارت دقيق بر حزب حاكمند. اين نظارت موجب دقت فراوان حاكمان در اجراي وظيفه خود مي گردد تا از هرگونه سوء استفاده تبليغاتي توسط رقبا جلوگيري نمايد و در مقابل با استفاده از نقد احزاب رقيب نقاط ضعف خود را پوشش دهد.

از طرف ديگر پيروزي حزب واستقرار قدرت آن مانع هرج ومرج گرديده و باعث ثبات سياسي مي شود. همه كساني كه به فكر اصلاحات در نظام هستند به جاي برنامه ريزي جهت كودتا و نا فرماني هاي مدني براي كسب قدرت از طريق دموكراتيك بر نامه ريزي مي كنند.

در نتيجه وجود احزاب در جامعه نوعي نظم وانضباط را ايجاد مي نمايد و تخصص محوري و پشتيباني اطلاعاتي از اعضاي حزب كه در قدرت قرار دارند و جلوگيري از هزينه هاي اضافي در رقابت هاي انتخاباتي از ويژگي هاي نظام حزبي به شمار مي رود.

پيامدهاي منفي حزب بر انتخابات

بررسي معايب مي تواند درك درستي از ويژگي هاي اين گونه نظام هارا ارائه دهد تا نهايتا مشخص گردد كه آيا در عمل تشكيلات حزبي مي تواند ويژگيهاي مثبت خود در زمينه هاي انتخاباتي را به منصه ظهور بگذارد يا خير؟

1-قدرت طلبي: بزرگ ترين و اساسي ترين عيب تشكيلات حزبي قدرت طلبي احزاب است. قدرت طلبي شاه بيت و محور اصلي تشكيل حزب به شمار مي آيد و از نظر تفكر اسلامي بزرگترين نقطه ضعف يك حزب حركت در مسير قدرت طلبي است.رهبر معظم انقلاب در تبيين اين موضوع مي فرمايند:« در تحزّب بايستى كسب قدرت مورد نظر نباشد. اگرچه كسب قدرت براى يك حزبِ موفّق يك امر قهرى است - يعنى وقتى كه پاى انتخابات به ميان آمد، شما كه حزبى داريد و طرفداران زيادى دارد و مردم با شما همفكرند، به‌طور طبيعى نمى‌توانيد بى‌تفاوت باشيد كه مثلاً اين فرد رئيس جمهور شود يا آن شخص ديگر؛ لابد به يكى عقيده داريد. به‌طور طبيعى اين عقيده‌ى شما اثر مى‌گذارد و رأى دهندگان به او زياد خواهند شد - اما هدف حزب نبايد به‌دست آوردن قدرت باشد[2].» در راستاي تبيين اين موضوع مي بايست به اين نكته اشاره نمود كه انسان موجودي نفع طلب و زياده خواه است. مطابق با نظر علامه طباطبايي انسان مستخدم للطبع مدنيه بالضروره است به اين معنا كه علاقه دارد همه چيز در خدمت منافع او قرار بگيرد و اگر كسي مبتلا به مطلق نگري شد و خود را مستغني ديد سر بر طغيان بر مي آورد وسر كشي پيشه مي كند[3] .

پيامدهاي قدرت طلبي احزاب را مي توان در موارد زير خلاصه نمود:

1-1 از آنجا كه كار احزاب كاري تشكيلاتي است و بر اساس اساسنامه و مرامنامه آن صورت مي پذيرد در بين اعضا نوعي سلسله مراتب جهت اداره امور تشكيلات شكل مي گيرد و ميان افراد حزب مسابقه كسب قدرت ايجاد مي شود و عملا افراد براي به دست آوردن رياست حزب به تشكيل باندهاي قدرت روي مي آورند. در نتيجه پيشرفت در سلسله مراتب حزب بر اساس نزديكي افراد به كانون هاي قدرت صورت مي پذيرد و شايسته سالاري و انتخاب افراد براساس لياقت و توانمندي هاي ذاتي جاي خود را به رابطه مي دهد. بر اين اساس شخصي رييس حزب مي گردد كه نزديكي بيشتري به اركان مركزي حزب داشته باشد و نتيجتا باندهاي قدرت در راس حزب شكل مي گيرد.

2-1به علت آن كه هدف اصلي احزاب كسب قدرت مي باشد در معرفي نامزدهاي انتخاباتي به جاي در نظر گرفتن ويژگي هاي لياقت، صلاحيت و اصلح بودن به وجهه ي اجتماعي افراد توجه بيشتري مي گردد چرا كه مقبوليت عمومي نامزد در پيروزي هاي انتخابات و در پي آن كسب قدرت اهميت بسيار بيشتري دارد.

3-1 در بسياري از موارد احزاب به جاي توجه به ارائه برنامه و گسترش بخشهاي آموزشي و پژوهشي در راستاي برنامه ريزي براي اداره كشور در جهت تقويت رانت هاي سياسي با صاحبان قدرت گام برمي دارند.

4-1 در شكل گيري صحيح احزاب نظارت احزاب رقيب بر حزب حاكم و در پي آن تقويت قدرت دولت از ويژگي هاي قابل توجه احزاب است؛ به عبارت ديگر دولت در سايه مي بايست با نظارت خود عملگرايي مثبت حزب رقيب را افزايش دهد، اما در واقع احزاب ثروت و قدرت را در بين يكديگر توزيع مي نمايند. تاثير گذارترين افراد حزب تحت تاثير كارتلهاي بزرگ اقتصادي با پوشش احزاب بر ثروت خود مي افزايند و در مقابل شبكه هاي پول و ثروت نيز به قدرت دسترسي پيدا مي كنند. فلذا جهت حفظ اساس قدرت احزاب بعد از استقرار قدرت در خطوط قرمز با يكديگر تعامل مي نمايند تا اصل بهره مندي از قدرت و ثروت حفظ گردد.

2-چرخش قدرت در محدوده احزاب :

از اشكالات اساسي نظام حزبي گردش قدرت در ميان عده اي خاص و به حاشيه كشيدن مردم به عنوان مبناي حكومت دموكراسي است. به عبارت ديگر گسترش نظام حزبي در جامعه مشاركت عمومي را كاهش مي دهد و موجب بي تفاوتي مردم نسبت به امور سياسي مي گردد. اين امر معلول تبديل سياست به حرفه اي در اختيار عده اي خاص در احزاب است و تنها افراد آموزش ديده و متخصص و ماهر در بازي قدرت كه در احزاب تربيت شده اند با قواعد آن آشنايي دارند وديگران قادر به بازي در اين ميدان نيستند. نهايتا تاثير گذاري مردم بر سرنوشت خود به نحو گسترده كاهش مي يابد.


پي‌نوشتها
------------------------------------------------

[1] - دانشجوي كارشناسي ارشد حقوق عمومي دانشگاه تهران


[2] بيانات در جلسه پرسش و پاسخ مديران مسئول و سر دبيران نشريات دانشجويي۱۳۷۷/۱۲/۰۴


[3] إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى



منابع:
----------------------------
1- قرآن كريم

2- بيانات مقام معظم رهبري: http://farsi.khamenei.ir

3- تفسير الميزان، سيد محمد حسين طباطبايي، مترجم: محمد باقر موسوي، ناشر :دفتر انتشارات اسلامي سال 1385

4- اخلاق در قرآن، محمدتقى مصباح يزدى؛ تحقيق و نگارش محمدحسين اسكندرى.ـ قم: مؤسسه. آموزشى و پژوهشى امام خمينى(قدس سره)

5- عباس كعبي، فرآيند تربيت نيرو در نظام اسلامي، ،كتاب دولت اقدام،مركزپژوهش واسناد رياست جمهوري،1387

6- مباني حقوق بشر در اسلام ودنياي معاصر،عباسعلي عميد زنجاني،انتشارات مجد،1388

7- احزاب سياسي ،حسن محمدي نژاد، انتشارات امير كبير، سال 1355

8- اكثريت چگونه حكومت مي كند، حجت الله ايوبي، انتشارات سروش، 1382

316315 386

براستى قلم در برابر عظمت و وفاى حجر، عاجز و نا توان است. او کسى نبود که بزرگیها و فداکاریهاى او را بتوان به آسانى ترسیم کرد، مرد وفا بود، شب زنده دار و روزه دار بود او یک مسلمانان راستین بود. از دوران جوانى، دلاورى و شجاعت با سرشت او در هم آمیخته شده و خون حماسه و پیکار در رگهاى او جارى بود.
او در نوجوانى همراه برادرش "هانى بن عدى" به حضور پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله شرفیاب شد و به آئین اسلام گروید. او از دوران حیات پیامبر چیزى درک نکرد و پس از زمان اندکى که از مسلمانانى او مى گذشت پیامبر از دنیا رفت و در جنگهاى زمان آن حضرت نیز اسم او به چشم نمى خورد.
او در عین رزم جوئى، مرد تقوى و نیایش و معنویت بود و به همین سبب او را حجر الخیر مى نامیدند، در برابر حجر شر که از یاران معاویه بود. او نسبت به مادرش همواره نیکى مى کرد و نماز و روزه فراوان انجام مى داد. او هرگز بى وضو نمى ماند و هر وقت وضو مى گرفت، نماز مى خواند. دعاى او در پیشگاه، پروردگار به هدف اجابت مى رسید.
حجر مرد هدف و عقیده بود، او به مردان حق و فضیلت عشق مى ورزید، او هنگام مرگ "ابوذر" در ربذه همراه اشتر بر بالینى او حاضر شد، آرى مردان خدا از همرزمان خود چنین یاد مى کنند! حجر شیفته حق و عدالت و تشنه فضیلت و مردانگى و پیرو راستین اسلام بود و همه این ها را در وجود على مى دید.
حجر در زمان علی
و در میان یاران حضرت على (علیه السلام) نمونه بود. او در مدت خلافت امیر مؤمنان (علیه السلام) در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در رکاب آنحضرت شمشیر مى زد او پیش از شروع جنگ صفین، روزى پشتیبانى خود را از امیر مؤمنان (علیه السلام) چنین اعلام کرد "ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم مى دانیم جنگ را از کجا باید شروع کرد و چگونه از آن بهره بردارى نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده زود شناخیتم ما داراى یاران نیک، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأى آزموده و نیروى پسندیده اى هستیم اینک اختیار ما در دست توست، اگر به شرق یا غرب جهان بروى، در رکاب تو هستیم و هر چه دستور بدهى اطاعت مى کنیم.

زندگینامه حجر بن عدی,زندگی نامه حجر بن عدی

آرامگاه حجربن عدی در سوریه

امیر مؤمنان (علیه السلام) از این وفادارى خوشحال شد و درباره او دعا کرد. یکى از افتخارات وى مقابله با ضحاک یکى از فرماندهان نامدار شام بود که در این نبرد پیروز شد.
حجر در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره‌ی لشگر امام را بر عهده داشت.
بعد از شهادت حضرت على (علیه السلام) و جریان صلح تحمیلى بر امام حسن (علیه السلام) حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان حضرت على (علیه السلام) کردند یکى زا این حاکمان مغیره بود که چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف مى کرد و مى گفت نمى خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان را در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! او اضافه کرد با قتل حجر و یاران او معاویه در دنیا به عزت و آقائى مى رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و مغذب مى گردد.
پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام و رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین علیه السلام دست‌نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به‌خصوص شیعیان کوفه می‌کردند و بعضی از چهره های سرشناس شیعه را به بهانه های پوچ و بی اساس به قتل می‌رساندند. یکی از آنان حجربن عدی کندی بود.
بیان حجر در رثای علی
حجر بن عدى فرداى ضربت خوردن مولاى متقیان چنین گفت: تأسف و اندوه من بخاطر سرور پرهیزگاران، پدر پاکان، و شیر مرد پاکیزه خوئى است که او را کافرى پست و گمراه، و دور از رحمت خدا و گنهکارى مفسد و سنگدل کشت. لعنت خدا بر کسى باد که از شما خاندان دورى کند، زیرا شما از خاندان پیامبر راهنما و نقطه امید من در روز رستاخیز است.
خبر شهادت
چشمان نافذ و بصیر امیر مؤمنان (علیه السلام) به سوى حجر دوخته شد و او را مخاطب ساخته و فرمود: "چگونه خواهى بود هنگامى که تو را به تبرى از من فرا خوانند و چه خواهى گفت در آن حال که از تو بخواهند پیوند دوستى ات را از من بگسلى؟

حجر پاسخ داد: به خدا سوگند، اگر با شمشیر بدنم را پاره پاره کنند و اگر خرمنى از آتش بیفروزند تا مرا در آن بیندازند، تمام اینها را قبول مى کند ولى تبرى از تو را، نه! حضرت على (علیه السلام) شهادت حجر و یارانش را پیشگوئى کرد و فرمود: اهل کوفه! هفت نفر از بهترین مردان شما در عذراء کشته خواهند شد و وضع آنان مانند اصحاب اخدود خواهد بود.
 زیاد به حکمرانی منصوب می شود
درسال 50 هجرى دست مرگ طومار عمر مغیره بن شعبه را در هم نوردید و معاویه "زیاد بن ابیه" برادر خوانده بد نام و سفاک خود را که حکمران بصره بود به حکمرانى کوفه نیز منصوب نمود. اما با چنان اعتراض سختى و مبارزه بى امانى از جانب جهر مواجه شد که بر فراز منبر رفت و چنین گفت اگر نتوانم این قریه ناچیز (یعنى کوفه) را از شر تحریکات حجر حفظ کنم مرد نیستم!

زندگینامه حجر بن عدی,زندگی نامه حجر بن عدی

آرامگاه حجربن عدی در سوریه

من بلائى بر سر حجر بیاورم که براى آیندگان عبرت باشد! اما با سرسختى حجر و یارانش مواجه شد و ناگزیر پس از تلاشهاى فراوان از دستگیرى وى نا امید شد اما با بى وفائى و خیانت کوفیان چندى بعد حجر مجبور شد در عوض دادن امان نامه از ظرف زیاد خود را تسیلیم کند چون همرزمان حجر بازداشت و سرکوب شدند زیاد براى اینکه معاویه را به کشتن حجر وا دارد شروع به جمع آورى شهادتهاى دروغ و طومارى بى اساس بر ضد حجر و همرزمانش کرد. و سرانجام حجر و یازده تن از یارانش را به شام حرکت داد و در نتیجه هفت تن از همراهان حجر آزاد و باقى به مرگ محکوم شدند.
دو رکعت عشق
هنگامى که نوبت قتل حجر وفادار و بزرگوار رسید از دژخیم خود اجازه خواست دو رکعت نماز بخواند، او موافقت کرد، حجر به نماز ایستاد و نماز را طول داد پرسیدند آیا از ترس مرگ نماز را طول دادى گفت: "به خدا سوگند در عمرم هر وقت وضو گرفته ام، دو رکعت نماز خوانده ام و هرگز نمازى به این کوتاهى نخوانده ام و براى اینکه خیال نکنید من از مرگ مى ترسم به این کوتاهى خواندم و بعد گفت پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نکنید و خون پیکرم را نشوئید زیرا مى خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم"!

خبر شهادت جانگداز حجر دلیر و همرزمانش بازتاب وسیع داشت. من جمله اعتراض شدید امام حسین (علیه السلام) به معاویه بود. در این بین عایشه نیز معترض بود و شخصى را نزد معاویه فرستاده بود با مانع کشتن حجر شود اما کار از کار گذشته بود اما عایشه به معاویه گفت: از پیامبر اسلام شنیدم که فرمود: بعد از من هفت کشته مى شوند که خدا و اهل آسمان از قتل آنان خشمگین خواهند شد و چنین شد چه بسا هنگام مرگ معاویه او دچار کابوس وحشتناکى شده بود و در حالى که به شدت دچار تشنج و درد بود تکرار مى کرد: "اى حجر! مؤاخذه و گرفتارى من به خاطر تو طولانى خواهد بود".
تاثیر شهادت حجر
شهادت حجر تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از خاندان اموی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت، به طوری که عایشه هنگامی که در مراسم حج با معاویه ملاقات کرد، به او گفت:« چرا حجر و یاران او را کشتی و از خود شکیبایی نشان ندادی؟ از رسول خدا شنیدم که فرمود در « مرج عذراء » جماعتی کشته می شوند که فرشتگان آسمان از کشته شدن آنها خشمگین خواهند شد.»
معاویه برای این که عمل خود را توجیه کند گفت:« در آن زمان هیچ مرد عاقل و کاردانی نزد من نبود تا مرا از این کار باز دارد.»
گفته‌اند که حجر مستجاب الدعوه بود.

34

تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی النقی (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجری قمری نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربيت مقام ولايت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نيکو وظيفه مادری را به انجام رسانيد و بدين مأموريت خدايی قيام کرد . نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود .

در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدينه عهده دار بود ، و لحظه ای از آگاهانيدن مردم و آشنا کردن آنها به حقايق مذهبی نمي آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خليفه ستمگر وقت - يعنی متوکل عباسی - آنی آسايش نداشت .

به همين جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدينه بنا بر دشمنی ديرينه و بدخواهی درونی ، به متوکل خليفه زمان خود نامه ای خصومت آميز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگيزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقيقت آنچه در شأن خودش و خليفه زمانش بود به آن امام معصوم (ع ) منسوب نمود ، و اين همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولايت و علم و فضيلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدينه مي کشانيد و اين کوته نظران دون همت که طالب رياست ظاهری و حکومت مادی دنيای فريبنده بودند ، نمي توانستند فروغ معنويت امام را ببينند .

و نيز " مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمين ( = مکه و مدينه ) از سوی دستگاه خلافت ، به متوکل عباسی نوشت : اگر تو را به مکه و مدينه حاجتی است ، علی بن محمد ( هادی ) را از اين ديار بيرون بر ، که بيشتر اين ناحيه را مظيع و منقاد خود گردانيده است " . اين نامه و نامه حاکم مدينه نشان دهنده نفوذ معنوی امام هادی (ع ) در سنگر مبارزه عليه دستگاه جبار عباسی است .

از زمان حضرت امام محمد باقر (ع ) و امام جعفر صادق (ع ) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربيت شدند که هر يک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای زمان بودند ، و بدين سان پايه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شيعه ، از دوره حضرت رضا (ع ) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر اين فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع ) پيش نيامده بود ، معلوم نبود سرنوشت اين معارف مذهبی به کجا مي رسيد ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر (ع ) به بعد ديگر چنين فرصتهای وسيعی برای تعليم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدوديت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که بايد و شايد پيش نيامد .

با اين همه ، دوستداران اين مکتب و ياوران و هواخواهان ائمه طاهرين - در اين سالها به هر وسيله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دينی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پيشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری خلافت به حضور امامان والاقدر مي رسيدند و از سرچشمه دانش و بينش آنها ، بهره مند مي شدند و اين دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پيوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدينه و مانند آن ، نشان دهنده اين هراس هميشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمين ( مکه و مدينه ) ممکن است به فرمانبری از امام (ع ) درآيند و سر از اطاعت خليفه وقت درآورند .

بدين جهت پيک در پيک و نامه در پی نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی (ع ) را از مدينه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی حضرت هادی (ع ) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . برخی از بزرگان مدت اين زندانی و تحت نظر بودن را - بيست سال - نوشته اند .

پس از آنکه حضرت هادی (ع ) به امر متوکل و به همراه يحيی بن هرثمه که مأمور بردن حضرت از مدينه بود ، به سامرا وارد شد ، والی بغداد اسحاق بن ابراهيم طاهری از آمدن امام (ع ) به بغداد با خبر شد ، و به يحيی بن هرثمه گفت : ای مرد ، اين امام هادی فرزند پيغمبر خدا (ص ) مي باشد و مي دانی متوکل نسبت به او توجهی ندارد اگر او را کشت ، پيغمبر (ص ) در روز قيامت از تو بازخواست مي کند . يحيی گفت : به خدا سوگند متوکل نظر بدی نسبت به او ندارد . نيز در سامرا ، متوکل کارگزاری ترک داشت به نام وصيف ترکی . ا

و نيز به يحيی سفارش کرد در حق امام مدارا و مرحمت کند . همين وصيف خبر ورود حضرت هادی را به متوکل داد . از شنيدن ورود امام (ع ) متوکل به خود لرزيد و هراسی ناشناخته بر دلش چنگ زد . از اين مطالب که از قول يحيی بن هرثمه مأمور جلب امام هادی (ع ) نقل شده است درجه عظمت و نفوذ معنوی امام در متوکل و مردان درباری به خوبی آشکار مي گردد ، و نيز اين مطالب دليل است بر هراسی که دستگاه ستمگر بغداد و سامرا از موقعيت امام و موضع خاص او در بين هواخواهان و شيعيان آن حضرت داشته است .

باری ، پس از ورود به خانه ای که قبلا در نظر گرفته شده بود ، متوکل از يحيی پرسيد : علی بن محمد چگونه در مدينه مي زيست ؟ يحيی گفت : جز حسن سيرت و سلامت نفس و طريقه ورع و پرهيزگاری و بي اعتنايی به دنيا و مراقبت بر مسجد و نماز و روزه از او چيزی نديدم ، و چون خانه اش را - چنانکه دستور داده بودی - بازرسی کردم ، جز قرآن مجيد و کتابهای علمی چيزی نيافتم . متوکل از شنيدن اين خبر خوشحال شد ، و احساس آرامش کرد . با آنکه متوکل از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سيدالشهداء (ع ) آب بستند و زيارت کنندگان آن مرقد مطهر را از زيارت مانع شدند ، و دشمنی يزيد و يزيديان را نسبت به خاندان رسول اکرم (ص ) تازه گردانيدند ، با اين همه در برابر شکوه و هيبت حضرت هادی (ع ) هميشه بيمناک و خاشع بود .

مورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی به سزا داشت . روزی متوکل مريض شد و جراحتی پيدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خليفه شفا يابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هديه فرستد . در اين ميان به فتح بن خاقان که از نزديکان متوکل بود گفت : يک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شايد بهبودی يابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذاريد به اذن خدا بهبودی حاصل مي شود .

چنين کردند ، آن جراحت بهبودی يافت . مادر متوکل هزار دينار در يک کيسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از اين ماجرا نگذشته بود که يکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دينار فراوانی در منزل علی بن محمد النقی ديده شده است . متوکل سعيد حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بياورند تا آسيبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گويد : ديدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختيار توست .

آن مرد خانه را تفتيش کرد . چيزی جز آن کيسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کيسه ديگری سر به مهر در خانه وی نيافت ، که مهر مادر خليفه بر آن بود . امام فرمود : زير حصير شمشيری است آن را با اين دو کيسه بردار و به نزد متوکل بر . اين کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنيا و مال دنيا اعتنايی نداشت پيوسته با لباس پشمينه و کلاه پشمی روی حصيری که زير آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی (ع ) زندگی مي کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق مي فرمود .

با اين همه ، متوکل هميشه از اينکه مبادا حضرت هادی (ع ) بر وی خروج کند و خلافت و رياست ظاهری بر وی به سر آيد بيمناک بود . بدخواهان و سخن چينان نيز در اين امر نقشی داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : " حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسيار جمع کرده و کاغذهای زياد است که شيعيان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند " . متوکل از اين خبر وحشت کرد و به سعيد حاجب که از نزديکان او بود دستور داد تا بي خبر وارد خانه امام شود و به تفتيش بپردازد .

اين قبيل مراقبتها پيوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (ع ) در سامره بودند - وجود داشت . و نيز نوشته اند : " متوکل عباسی سپاه خود را که نود هزار تن بودند از اتراک و در سامرا اقامت داشتند امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند ، و در ميان بيابان وسيعی ، در موضعی روی هم بريزند . ايشان چنين کردند . و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد . اسم آن را تل " مخالي " نهادند آنگاه خليفه بر آن تل بالا رفت و حضرت امام علی النقی ( عليه السلام ) را نيز به آنجا طلبيد و گفت : شما را اينجا خواستم تا مشاهده کنيد سپاهيان من را . و از پيش امر کرده بود که لشکريان با آرايشهای نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند ، و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنماياند ، تا مبادا آن حضرت يا يکی از اهل بيت او اراده خروج بر او نمايند " .

در اين مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی ، مستقيم و غير مستقيم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی امام و رفت و آمدهايی که در اقامتگاه امام (ع ) مي شد ، داشتند از جمله : " حضور جماعتی از بنی عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سيد محمد - که حرم مطهر وی در نزديکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - ياد شده است . اين نکته نيز مي رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر مي زده اند . "


اصحاب و ياران امام دهم (ع )
در ميان اصحاب امام دهم ، برمي خوريم به چهره هايی چون " علی بن جعفر ميناوي " که متوکل او را به زندان انداخت و مي خواست بکشد . ديگر اديب معروف ، ابن سکيت که متوکل او را شهيد کرد . و علت آن را چنين نوشته اند که دو فرزند متوکل خليفه عباسی در نزد ابن سکيت درس مي خواندند . متوکل از طريق فرزندان خود کم کم ، متوجه شد که ابن سکيت از هواخواهان علی (ع ) و آل علی (ع ) است .

متوکل که از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود روزی ابن سکيت را به حضور خود خواست و از وی پرسيد : آيا فرزندان من شرف و فضيلت بيشتر دارند يا حسن و حسين فرزندان علی (ع ) ؟ ابن سکيت که از شيعيان و دوستداران باوفای خاندان علوی بود ، بدون ترس و ملاحظه جواب داد : فرزندان تو نسبت به امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) که دو نوگل باغ بهشت و دو سيد جنت ابدی الهي اند قابل قياس و نسبت نيستند . فرزندان تو کجا و آن دو نور چشم ديده مصطفی کجا ؟ آنها را با قنبر غلام حضرت (ع ) هم نمي توان سنجيد . متوکل از اين پاسخ گستاخانه سخت برآشفت .

در همان دم دستور داد زبان ابن سکيت را از پشت سر درآوردند و بدين صورت آن شيعی خالص و يار راستين امام دهم (ع ) را شهيد کرد . ديگر از ياران حضرت هادی (ع ) حضرت عبدالعظيم حسنی است . بنا بر آنچه محدث قمی در منتهی الآمال آورده است : " نسب شريفش به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی عليه السلام منتهی مي شود ... " از اکابر محدثين و اعاظم علماء و زاهدان و عابدان روزگار خود بوده است و از اصحاب و ياران حضرت جواد (ع ) و حضرت امام هادی (ع ) بود . صاحب بن عباد رساله ای مختصر در شرح حال آن جناب نوشته .

نوشته اند : " حضرت عبدالعظيم از خليفه زمان خويش هراسيد و در شهرها به عنوان قاصد و پيک گردش مي کرد تا به ری آمد و در خانه مردی از شيعيان مخفی شد ... " . " حضرت عبدالعظيم ، اعتقاد راسخی به اصل امامت داشت . چنين استنباط مي شود که ترس اين عالم محدث زاهد از قدرت زمان ، به خاطر زاهد بودن و حديث گفتن وی نبوده است ، بلکه به علت فرهنگ سياسی او بوده است . او نيز مانند ديگر داعيان بزرگ و مجاهد حق و عدالت ، برای نشر فرهنگ سياسی صحيح و تصحيح اصول رهبری در اجتماع اسلامی مي کوشيده است ، و چه بسا از ناحيه امام ، به نوعی برای اين کار مأموريت داشته است .

زيرا که نمي شود کسی با اين قدر و منزلت و ديانت و تقوا ، کسی که حتی عقايد خود را بر امام عرضه مي کند تا از درست بودن آن عقايد ، اطمينان حاصل کند - به طوری که حديث آن معروف است - اعمال او ، به ويژه اعمال اجتماعی و موضعی او ، بر خلاف نظر و رضای امام باشد . حال چه به اين رضايت تصريح شده باشد ، يا خود حضرت عبدالعظيم با فرهنگ دينی و فقه سياسی بدان رسيده باشد " .

صورت و سيرت حضرت امام هادی (ع )
حضرت امام دهم (ع ) دارای قامتی نه بلند و نه کوتاه بود . گونه هايش اندکی برآمده و سرخ و سفيد بود . چشمانش فراخ و ابروانش گشاده بود . امام هادی (ع ) بذل و بخشش بسيار مي کرد . امام آن چنان شکوه و هيبتی داشت که وقتی بر متوکل خليفه جبار عباسی وارد مي شد او و درباريانش بي درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمي خاستند .

خلفايی که در زمان امام (ع ) بودند : معتصم ، واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعين ، معتز ، همه به جهت شيفتگی نسبت به قدرت ظاهری و دنيای فريبنده با خاندان علوی و امام همام حضرت هادی دشمنی ديرينه داشتند و کم و بيش دشمنی خود را ظاهر مي کردند ولی همه ، به خصال پسنديده و مراتب زهد و دانش امام اقرار داشتند ، و اين فضيلتها و قدرتهای علمی و تسلط وی را بر مسائل فقهی و اسلامی به تجربه ، آزموده و مانند نياکان بزرگوارش (ع ) در مجالس مناظره و احتجاج ، وسعت دانش وی را ديده بودند . شبها اوقات امام (ع ) پيوسته به نماز و طاعت و تلاوت قرآن و راز و نياز با معبود مي گذشت . لباس وی جبه ای بود خشن که بر تن مي پوشيد و زير پای خود حصيری پهن مي کرد . هر غمگينی که بر وی نظر مي کرد شاد مي شد . همه او را دوست داشتند . هميشه بر لبانش تبسم بود ، با اين حال هيبتش در دلهای مردم بسيار بود .

شهادت امام هادی (ع )
امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری به وسيله زهر به شهادت رسيد . در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالين او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از اين سال امام حسن عسکری پيشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بيست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد .

زن و فرزندان امام هادی (ع )
حضرت هادی (ع ) يک زن به نام سوسن يا سليل و پنج فرزند داشته است . 1 - ابومحمد حسن عليه السلام ( امام عسکری (ع ) يازدهمين اختر تابناک ولايت و امامت است ) . 2 - حسين . 3 - سيد محمد که يک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد ، جوانی بود آراسته و پرهيزگار که بسياری گمان مي کردند مقام ولايت به وی منتقل خواهد شد . قبر مطهرش که مزار شيعيان است در نزديکی سامرا مي باشد . 4 - جعفر . 5 - عايشه ، يا به نقل شادروان شيخ عباس قمي " عليه " .

9

آنچه می خوانید 20 وظیفه رسانه ها در انتخابات از دیدگاه مقام معظم رهبری است که 7 مورد از بایدها و 13 مورد از نبایدها را شامل می شود:

الف) بایدها

1- بر سطح آگاهی و تحلیل مردم بیافزایید

مطبوعات در کشور ایران و در نظام جمهورى اسلامى، کجاى کارند؟ که هستند و چه هستند؟ آیا زاید و سربارى هستند؟ زینت‌المجالسى هستند؟ یا نه؛ یک عنصر حقیقى و مؤثّر و اجتناب‌ناپذیر و سازنده‌اند؟ نظر ما، البته، معطوف به نکته دوم و جمله اخیر است. ما معتقدیم که مطبوعات براى نظام جمهورى اسلامى، یک مقوله تجمّلاتى و تشریفاتى نیست. بنابراین، افزایش آن، تنوّع آن، کیفیّت یافتن آن، و اگر خطایى دارد، تصحیح آن، جزو کارهاى اساسى در این نظام است.

نظام جمهورى اسلامى یک نظام مردمى است و کسى نمى‌تواند این را منکر شود. مخالفین ما هم نمى‌توانند این را منکر شوند. حداکثر این است که مردم را تخطئه مى‌کنند و مى‌گویند «مردم نفهمیدند و با این مسئولین و این نظام، صفا کردند.» بالاخره صفاى مردم با این نظام را نمى‌توانند منکر شوند و این، مطلب واضحى است. سر و کارِ ما با مردم است؛ پس این نظام، نظامى است مردمى.

مردم باید اهل تحلیل شوند تا بفهمند که نظام برایشان مفید است. آگاهى براى چنین نظامى، مثل آب و هوا، لازم و واجب است. نظام ما، این گونه است. هر چه مردم بیشتر آگاه باشند، نظام جمهورى اسلامى، بیشتر سود مى‌برد. بنابراین، این نظام، به آگاه سازى مردم نیازمند است.

مطبوعاتى که طریق سلامت بپیمایند و بنا بر عناد و بدجنسى نداشته باشند. این گونه مطبوعات، در هر رشته‌اى قلم بزنند - سیاسى باشند، فرهنگى باشند، اقتصادى باشند، درباره مسائل خارجى حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلى حرف بزنند - و هر کارى که بکنند، به نفع نظام حرکت کرده‌اند. چرا؟ چون بر مایه آگاهى مردم مى‌افزایند. موضع مطبوعات در جمهورى اسلامى، این است. 13/02/75

2- سه وظیفه عمده: نقد و نظارت، اطلاع‌رسانی و تبادل آراء براى مطبوعات سه وظیفه عمده قائلم: وظیفه نقد و نظارت، وظیفه اطّلاع رسانى صادقانه و شفّاف، وظیفه طرح و تبادل آراء و افکار در جامعه. معتقدم که آزادى قلم و بیان، حقِ‌ مسلّم مردم و مطبوعات است. در این هم هیچ تردیدى ندارم و این جزو اصول مصرّحه قانون اساسى است. معتقدم اگر جامعه‌اى مطبوعات آزاد و داراى رشد و قلمهاى آزاد و فهمیده را از دست بدهد، خیلى چیزهاى دیگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، یکى از نشانه‌هاى رشد یک ملت و حقیقتاً خودش هم مایه رشد است؛ یعنى از یک طرف رشد و آزادگى ملت، آن را به‌وجود مى‌آورد؛ از طرف دیگر،آن هم به نوبه خود مى‌تواند رشد ملت را افزایش دهد. البته معتقدم در کنار این ارزش، ارزشها و حقایق دیگرى هم وجود دارد که با آزادى مطبوعات و آزادى قلم، آن ارزشها نباید پامال شود. هنر بزرگ این است که کسى بتواند هم آزادى را حفظ کند، هم حقیقت را درک کند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسیبها دامنش را نگیرد. باید این‌گونه مشى کرد.09/12/79

 3- مردم را به انتخاب اصلح تشویق کنید

کسانى که زبان گویایى دارند، قلم توانایى دارند و آبرویى پیش مردم دارند - که این آبرو هم جزو ذخایر الهى است و خداى متعال به هر کس داده است، باید آن را در راه او مصرف کند و به کار ببرد - مردم را توجیه و تشویق کنند و آدمهاى خوب را به آنها معرفى نمایند. 14/11/74

4- از انتخابات مانند یک نعمت الهی پاسداری کنید

انتخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دینى است، باید پشتوانه‌ى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزى که ذخیره‌ى امنیت است، پشتوانه‌ى امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد کند. دیدید، حس کردید، از نزدیک لمس کردید آن وقتى را که دشمنان میخواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوء استفاده کنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند. 09/06/90

 5- انتقاد، منطقی و واقع‌بینانه باشد

البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحیح اینقدر حرف‌هاى آشکار وجود دارد که انسان اگر ذکر آنها را بکند، اصلاً هم غیبت نیست، و میتواند انسان نقد بکند. بله مسلّم است، امروز یک جریان صحیح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جریان‌هاى باطلى هم وجود دارد که به انواع و اقسام طرق می‌خواهند جامعه را خراب کنند، انقلاب را منحرف کنند؛ در این شکى نیست. آدم‌هایى هم در رأس این جریانات هستند. چه لزومى دارد که انسان به این آدم‌ها تهمت بزند. چه لزومى دارد که غیبت اینها را بکند. حرف آشکار اینقدر دارند؛ همان حرف‌هاى آشکار را بیان بکنند، تبیین بکنند، توضیح بدهند، مطلب روشن خواهد شد. 07/10/89

 امروز متأسفانه انسان مشاهده میکند که در بین برخى مسئولین و نخبگان سیاسى و غیره کأنه مد شده است که نگاه، نگاه بدبینانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبینند؛ روى نقاط منفى تکیه کنند. در رسانه‌ها و غیررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى میشود. تا انسان میگوید هم چرا، میگویند آقا شما نمی‌گذارید ما واقعیات را بگوئیم. می‌گویید سیاه‌نمائى است، می‌گویید فلان است؛ ما میخواهیم حقایق را بگوئیم. نه، این یکسونگرى است. خب، اگر فرض بفرمائید یک واحد تولیدى دچار یک اشکالى میشود و شما می‌خواهید به عنوان یک نگاه واقع‌بینانه آن را بیان کنید، بسیار خوب، در کنارش مثلاً دو تا واحد تولیدى هم ایجاد شده. اگر این نقطه‌ى مثبت را بیان کنیم، یک جور مسائل کشور را می‌فهمیم؛ اگر این نقطه‌ى مثبت را بیان نکنیم، مسائل کشور را جور دیگرى خواهیم فهمید. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده کنیم - که البته نقاط منفى وجود دارد - این طبعاً واقع‌بینى نیست؛ این برآورد درستى از اوضاع کشور به ما نخواهد داد؛ منجر به ناامیدى میشود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم این است.16/05/90

 6- رسانه‌های اینترنتی هم خود را به قانون مقید کنند

این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى اینکه یک عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غیور کشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار می‌گیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت میکنم؛ منتها همه را توصیه میکنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است. 01/01/91

 7- به یکدیگر حسن ظن داشته باشیم

قرآن کریم میفرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً»؛ یعنی وقتى افک را شنیدید چرا به همدیگر حسن‌ظن نداشتید؟ یعنى از اول رد کنید افک را. [اگر] آمدند به یک نفرى تهمت زدند، یک چیزى را گفتند - حالا یا با عنوان تهمت یا به عنوان غیبت - چرا قبول میکنید؟ ببینید این کلمه‌ى لولاى تحذیریه در قرآن و در کلام عرب خیلى معناى وسیعى دارد، فقط معنایش «چرا» نیست، که ما بگوئیم چرا این کار را نکردى. چراى با تأکید است. یعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» این است؛ تحذیریه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خیراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نیک ندارید، چرا به هم حسن‌ظن ندارید. تا فوراً کسى آمد، شما بگوئید بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت یقین آن را بداند و نقل بکند. این درست نیست، این ممنوع است. این چیزى که امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چیزهائى است که بایست از همین ادله‌ى غیبت بفهمیم که درست نیست؛ این وضعى که وجود دارد درست نیست.07/10/89

 ب) نبایدها

1- به خواست دشمن کمک نکنیم

این‌که بنده مکرّر به مطبوعات و رسانه‌ها توصیه مى‌کنم که با مسائل کشور مسئولانه برخورد کنند، به خاطر همین است. دشمن مى‌خواهد مطالب خود را در بین مردم به‌دروغ و فریب منتشر کند. ما نباید عامل دشمن شویم و کار دشمن را آسان کنیم و همان چیزى را که او مى‌خواهد در فضاى فکرى و فرهنگى جامعه ما به وجود آورد، در داخل کشور به وسیله مطبوعات، رسانه‌ها و تریبونها به خورد مردم دهیم. این خطاى بسیار بزرگى است. اگر عمداً و با توجّه صورت گیرد، خیانت بزرگى است و اگر از روى غفلت باشد، خطاى بزرگى است. باید خیلى آگاه و مراقب بود.05/05/81

 از گویندگان و نویسندگانى که توفیق سخن گفتن با مردم را دارند، درخواست مى‌کنم که همواره خدا را در نظر داشته، حقیقت را بیان کنند و با سخنان خلاف واقع یا تکیه بر گمان واهى، خداى ناخواسته، به تبلیغات دشمن کمک نکرده؛ کام شیرین مردم را تلخ نکنند.27/01/71

 همه باید مراقب باشند. در کشور، کسانى که اهل نوشتند، اصحاب مطبوعات، کسانى که رسانه‌ها دست آنهاست، کسانى که تریبونها دست آنهاست، مراقب باشند به این خواست دشمنان کمک نکنند. بعضى دانسته، بعضى ندانسته، با اظهارنظرهاشان، با حرفهاشان، به خواست دشمن کمک میکنند؛ باید همه مراقب باشند. دشمن امروز میخواهد از جمهورى اسلامى یک چهره‌ى نامطلوبى به ملتهاى منطقه نشان بدهد تا آنها به این طرف سوق داده نشوند و خط ایستادگى در مقابل استکبار - که خصوصیت ملت ایران است - در میان آنها رواج پیدا نکند؛ لذا ما باید مراقب باشیم. 27/07/90

2- ذهن مردم را مشغول مسائل فرعی نکنید

اینکه ما این همه عرض میکنیم، توصیه میکنیم، تأکید میکنیم، هم به مسئولین، هم به مردم، که خودتان را به مسائل فرعى سرگرم نکنید، براى خاطر این است. اینکه به مطبوعات، به رسانه‌ها، به روزنامه‌ها، به پایگاه‌هاى اینترنتى که امروز رواج پیدا کرده است، هى سفارش میکنیم که از وارد کردن حرفها و مطالب نادرست - که ذهن مردم را مشغول میکند - به فضاى ذهنى مردم پرهیز کنید، به خاطر این است.19/10/91

 3- مردم را نسبت به انتخابات دلسرد نکنید

مبادا در روزنامه یا در رسانه‌یى - به هر نحوش - یا در تبلیغاتى، طورى حرف زده بشود که مردم را نسبت به انتخابات دودل بکنند. البته این مردم دودل نمى‌شوند. این مردم نشان داده‌اند که در مقابل توطئه‌هاى دشمن، هوشیارانه عمل مى‌کنند؛ مخالفان انقلاب اسلامى هم این را مى‌دانند؛ اما بالاخره تبلیغات و تلاشهاى خودشان را مى‌کنند. مبادا کسانى در داخل محدوده‌ى نظام اسلامى پیدا بشوند که به این خواسته‌ى دشمن کمک کنند؛ به علت اختلافى که با زید و عمرو و بکرى دارند، براى خاطر یک امر جزیى، کم‌اهمیت و احیاناً شخصى یا گروهى، بیایند مردم را نسبت به این حقیقت عظیم - که حضور آن‌ها را در صحنه نشان مى‌دهد - مردد و دلسرد بکنند. 19/10/70

 4- اعتماد به نفس مردم نباید شکسته شود

انسان جایزالخطاست؛ باید تلاش کند خطا نکند یا کمتر بکند. کسانى هم که خطاى طرف مقابل را مى‌بینند، باید دلسوزى کنند و خطا را به گوش او برسانند؛ اما هوچیگرى کردن، مردم را دلسرد کردن، اعتماد به نفس مردم را شکستن، آنها را ناامید کردن نسبت به آینده، هیچ روا نیست. این خطاب من به همه است؛ هم به مطبوعات، هم به رسانه‌ها، هم به مسئولین، هم به کسانى که منبرهاى گوناگون خطابه و سخن گفتنِ با مردم را دارند؛ در مجلس، در نماز جمعه، در جاهاى دیگر، در دانشگاه‌ها. این چیزى است که بحث مصلحت کشور است؛ باید مصلحت کشور را رعایت کرد. این هم یکى از آن راه‌هاى مقابله‌ى [دشمن] با اعتماد به نفس ملى است.13/10/86

 5- از اختلافات جزئى و غیر اصولى صرف نظر شود

حالا بعضى‌ها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصیه‌پذیر نیستند؛ آنها از ما توصیه نمی‌خواهند؛ معلوم نیست سیاستهاى بعضى از این دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را کى معین میکند و کجا معین میشود - نانشان در ایجاد اختلاف است - اما آن کسانى که مصالح کشور را میخواهند، مایلند حقائق را غالب کنند، من توصیه‌ام به آنها این است که از این اختلافات جزئى و غیر اصولى صرف نظر کنند. شایعه‌سازى و شایعه‌پراکنى درست نیست. انسان مى‌بیند صریحاً و علناً به مسئولین کشور - کسانى که بارهاى کشور را بر دوش دارند - تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعه‌سازى میکنند؛ فرق هم نمیکند، چه رئیس جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوه‌ى قضائیه باشد؛ اینها مسئولین کشورند. مسئولین کشور کسانى هستند که زمام یک کارى به اینها سپرده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعه‌پراکنى کرد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد شایعه‌پراکنى کند؛ میخواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسئولین بدبین کند. 04/09/88

 اعمال و گفتار تفرقه‌انگیز و دلسردکننده از هر کسى صادر شود، خیانت به امام و اسلام است. از حضرات نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، ائمه‌ى محترم جمعه، گویندگان مذهبى و رسانه‌هاى عمومى تقاضا مى‌کنم همگان را به این وظیفه‌ى انقلابى توجه دهند؛ و البته ضمانت اصلى براى این کار، آحاد مردم حزب‌اللَّه‌اند که با مشاهده‌ى تخلف از این وظیفه‌ى الهى، موظف به نهى ازمنکر و اعراض از متخلفین مى‌باشند. 23/04/68

 6- نقاط برجسته ملت تضعیف نشود

آن کسانى هم که داراى تریبونهاى گفتن هستند، داراى رسانه هستند، صدایشان در جامعه شنیده میشود، سعى کنند نقاط برجسته‌ى این ملت را طبق میل دشمن کوچک نکنند، تضعیف نکنند، کمرنگ نکنند. این هوشیارى ملت ایران باید همواره محفوظ بماند. 27/07/90

 7- هر خبرى گفتنى نیست

بعضى از خبرهاى دنیا، براى مردم ما اصلاً جالب نیست. حالا دانستند، دانستند؛ ندانستند، ندانستند. طبیعتاً این خبرها حذف مى‌شود. بعضى از خبرها، اصلاً مضر است. حادثه‌یى را در جایى درست مى‌کنند و میلیونها و میلیاردها دلار خرج مى‌کنند، تا آن را به گوش ما برسانند. آنگاه ما بیاییم، همین حادثه را از طریق رسانه‌هاى گروهى خودمان، به گوش مردممان برسانیم! آیا این عاقلانه است؟! 21/12/69

 8- هتک آبروی افراد جایز نیست

از طرف علاقه‌مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقیهاى انتخاباتى، شایسته‌ى ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونیت‌دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتک آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پایگاههاى اینترنتى و غیره، این‌ها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همه‌ى کسانى که نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‌مندى‌اى دارند، درخواست می‌کنم، اصرار می‌کنم که این علاقه‌مندى خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم کردن دیگران نشان ندهید. هرچه می‌خواهید، از نامزد مورد علاقه‌ى خودتان تمجید کنید، تعریف کنید؛ اما دیگران را تخریب نکنید. این علامت بدى است.12/10/86

 9- تهمت به نظام، گناهی بالاتر از تهمت به افراد است

فضا را نباید از تهمت و از گمان سوء پر کرد. قرآن کریم میفرماید: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا»؛ وقتى میشنوید که یکى را متهم میکنند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟ تکلیف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجرائى باید مجرم را تعقیب کنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى باید مجرم را محکوم و مجازات کنند؛ با همان روشى که ثابت میشود و در قوانین اسلامى و قوانین عرفى ما هست و هیچ هم در این زمینه نباید کوتاه بیایند؛ اما مجازات مجرم که از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غیر از این است که به گمان، به خیال، به تهمت، یکى را متهم کنیم، بدنام کنیم، توى جامعه دهن به دهن بگردانیم. اینکه نمیشود. این فضا، فضاى درستى نیست. یا دیگران - خارجى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، بیگانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، تلویزیونهاى مغرض - علیه کسى یا کسانى حرفى بزنند، ادعا کنند که اینها فلان جا خیانت کردند، فلان جا خطا کردند؛ ما هم عین همان را پخش کنیم. این، ظلم است؛ این، مورد قبول نیست. رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى بیگانه کِى دلشان براى ما سوخته است؟ کِى خواسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند حقائق در مورد ما روشن بشود، که در این مورد بیایند حقیقت را گفته باشند؟ میگویند، حرفهائى میزنند، ادعاهائى میکنند. نباید گفت اینها شفافیت است. این، شفافیت نیست؛ این، کدر کردن فضاست. شفافیت معنایش این است که مسئول در جمهورى اسلامى عملکرد خودش را به طور واضح در اختیار مردم قرار بدهد؛ این معناى شفافیت است، باید هم بکنند؛ اما اینکه ما بیائیم این و آن را بدون اینکه اثبات شده باشد، بگیریم زیر بار فشار تهمت و چیزهائى را به آنها نسبت بدهیم که ممکن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى که ثابت نشده است، ما حق نداریم آن را بیان کنیم؛ این آن را متهم کند، آن این را متهم کند؛ از رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بیگانه - رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى مغرض انگلیس - شاهد برایش بیاوریم، بعد هم یک نفر از آن طرف پیدا بشود و کل نظام را به امورى که شایسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى نظام اسلامى نیست و نظام اسلامى شأنش بسیار بالاتر است از این چیزهائى که بعضى به نظام اسلامى نسبت میدهند، متهم بکند، این اشکال بر آنها بیشتر هم وارد است. تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامى، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگترى است. پروردگارا ! با تقواى خود ما را از این گناهان دور کن. 29/06/88

 10- یکدیگر را متهم نکنید

به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهیم. من هیچ موافق نیستم با اینکه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهیم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم. اینکه متأسفانه باب شده که روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون ارتباطى - که امروز روزبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روز هم بیشتر و گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پیچیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر میشود - روشى را در پیش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم کردن یکدیگر، این چیز خوبى نیست؛ این چیز خوبى نیست، دل ما را تاریک میکند، فضاى زندگى ما را ظلمانى میکند. هیچ منافات ندارد که گنهکار تاوان گناه خودش را ببیند، اما فضا، فضاى اشاعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، دیگران را متهم کردن به شایعات، به خیالات. 29/06/88

 11- غیبت در رسانه‌ها و وبلاگها جایز نیست

اینى که اصلاً این کار [غیبت] جایز است یا جایز نیست ولو به قصد اصلاح باشد، این را نمیشود به طور مطلق یک چنین چیزى را پابند شد؛ که ما بگوئیم ما چون میخواهیم در امر جامعه اصلاح کنیم، پس زیدى را، عمروى را یا یک جریانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهیم، غیبت کنیم؛ حالا آن کسانى که این کارها را میکنند، خیلى اوقات به غیبت هم اکتفاء نمیکنند؛ خب، ملاحظه میکنید دیگر. گاهى چیزهائى را مى‌آورند که معلوم نیست حدِّ غیبت بر او صادق باشد؛ شاید مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غیر علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نمیشود این را گفت که اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراین این جایز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است که [در کتب فقهی] ذکر شده است.

منتها باید این موارد صدق کند، احراز بشود. این خیلی مهم است. واقعاً یکى از چیزهائى که ما همه‌مان [باید توجه کنیم]، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم این که حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هر چه به دهنشان آمد، آن را بگویند؛ اینجور نیست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همین حکم است. یعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن کاغذ است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همه‌ى اینها میشود؛ یعنى ملاک استماع در اینها وجود دارد مسلّماً. شنیدن به گوش خصوصیتى ندارد، خواندن تو نامه هم عین همان است که ما در بحث استماع این را تأکید کردیم و عرض کردیم.

خب، دوربین هم همین جور است. فرض کنید که اگر چنانچه انسان یک خطائى را از کسى دید، این را رفت با دوربین ثبت کرد، بعد آمد یک جائى نشان داد؛ این هم همان است دیگر، چه فرقى میکند؟ یعنى بایستى واقعاً به اینها توجه کرد. محیط را باید محیط اخلاقى کرد. ما اگر بخواهیم جامعه را اصلاح بکنیم، این اصلاح فقط به این نیست که انسان از افراد غیبت بکند. راه‌هاى دیگرى هم وجود دارد. حالا من غیبت را عرض میکنم. فضلاً از تهمت و افتراء و اینها. 07/10/89

 12- هوچیگرى رسانه‌اى ممنوع!

یکى از راه‌ها - که این راه سوم را هم غربى‌ها بشدت در این سالها دنبال کردند - مسئله‌ى هوچیگرى است؛ هوچیگرى مطبوعاتى. آدم خیال میکند که هو کردن افراد مال محدوده‌هاى خاصى از مردم است، توى مجامع خاصى؛ نخیر، در سطح بین‌الملل یکى از کارهائى که بسیار رایج است، هوچیگرى است؛ هوچیگرى رسانه‌اى. امروز امکانات رسانه‌اى هم فراوان است. 13/10/86

13- از بى‌احترامى به شوراى نگهبان پرهیز شود

مبادا خداى نکرده کسى از هیأتهاى نظّار در گوشه‌اى از کشور کارى کند که دهان بدخواهى را باز کند و احترام شوراى نگهبان هتک شود؛ یا در بیان مطالب طورى حرف زده شود که احیاناً کسانى به عنوان اعتراض - نه از سر خیرخواهى - حرمت شوراى نگهبان را هتک کنند. کسانى هم که در بیرون این مجموعه هستند، همین‌طور باید رعایت کنند. آنهایى که قلمى به‌دستشان هست، تریبونى در اختیارشان هست، بفهمند که اعتراض کردن، بى‌احترامى کردن و هتک حرمت شوراى نگهبان، خطاى کوچکى نیست. قابل قبول و قابل تحمّل نیست.

2

درباره نامگذاری ۱۰ اردیبهشت به عنوان روز ملی خلیج فارس، گفت: خلیج فارس همراه با نام امام قلی خان تبدیل به نماد مقاومت مردم ایران برای مقابله با استعمارگران خارجی شده است.

نماینده مردم فریدون شهر وچادگان در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه هر کشوری دارای میراث فرهنگی،  تاریخی و افتخاراتی دارد که در زمان مشخص آنها را پاس می دارد، تصریح کرد: اشغال خاک یک کشور از سوی متجاوزگران، لکه ننگی است که همواره تاریخ آن را ثبت خواهد کرد و از صفحات آن پاک نخواهد شد.

وی با تاکید براینکه بیرون کردن پرتغالی ها از خلیج فارس افتخار بزرگی برای ملت ایران بوده است، ادامه داد: افتخاری که درطول تاریخ آفریده شده است گوشزدی به کسانی خواهد بود که گوشه چشم طمعی به آب و خاک این مرز و بوم داشته اند.

 نماینده اصولگرای مجلس نهم، با اشاره به اینکه کشورهای حاشیه خلیج فارس به دنبال جعل نام این خطه از ایران زمین هستند، افزود: پس از انقلاب اسلامی ایران غرب فضای بکر ژئوپولوتیک و ژئواستراتژیکی ایران را از دست داده و ازاین رو سعی دارد با تحریک کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران هراسی آنها را در مقابل کشورمان قرار دهد تا مانعی بر سر راه پیشرفت ها و قدرت یافتن جمهوری اسلامی ایران در عرصه منطقه ای و بین المللی شود.

سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با بیان اینکه نام خلیج فارس با نام ایران عجین شده است، گفت: قدیمی ترین کشور حاشیه خلیج فارس قدمتی ۱۵۰ ساله دارد، اما تاریخ ایران، نشانگر این است که خلیج فارس سالیان متمادی است که در حاکمیت ایران بوده است.

100197

در بیستم جمادى الثانى سال دوم بعثت، از صلب پیامبر اکرم- صلى الله علیه و آله و سلم- و از رحم پاک و مطهر خدیجه، دخترى پا به عرصه وجود نهاد، دخترى که همتاى على (ع)، سرمنشأ و ریشه سلسله امامت و ولایت، و الگوى تمامى مؤمنین و موحدین است .

   wwwshiapicsir 20090823 1954289473

نوع دستورهایى که اسلام به زن ومرد مى‏دهد، در عین حال که یک راه مشترکى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمی دارد.

trjh

اهميت انتخابات‏

انتخابات، شاخص و عَلم نظام جمهورى اسلامى است. انتخابات مهم است. انتخابات براى ما يك پرچم افتخار است؛ نشانه مردم‏سالارى دينى است. انتخابات بايستى خوب انجام بگيرد. تا امروز هم با همه بداخلاقى‏هايى كه از اطراف مختلف و در دوره‏هاى گوناگون اتفاق افتاده و همين طور نق و نوق كرده‏اند و از قبل از انتخابات شروع مى‏كنند كه نبادا در انتخابات تخلف بشود، فلان بشود، اما خوشبختانه هيچ چيز را نتوانستند اثبات كنند. در دوره‏هاى مختلف بحمدالله انتخاباتِ خوب، روشن و شفافى انجام گرفته، اين دوره هم ان‏شاءالله همين جور خواهد بود.

بدانيد انتخابات براى كشور، براى نظام، براى مردم، در همه دوره‏ها يك دستاورد بزرگ است. وضع مجلس در وضع عمومى كشور تأثيرگذار است. مجلس محور اصلى تصميم‏گيرى در كشور است. اين‏ها همه‏اش اهميت انتخابات را نشان مى‏دهد.

انتخابات، آن نقطه اساسى وصل افكار و آراى مردم به بدنه نظام اجرايى است. انتخابات، فقط يك پديده سياسى نيست، انتخابات، مظهر حضور مردم، مظهر احقاق حق، مظهر توانايى و اقتدار ملى براى يك كشور است. انتخابات اگر به‏صورت مطلوب انجام بگيرد، آينده را تضمين و امنيت كنونى را هم تأمين مى‏كند.

مهمترين مسائل در انتخابات‏

الف. حضور گسترده مردم‏

در انتخابات، دو تا مسأله از همه مهمتر است: مسأله اول، حضور مردم، شركت مردم (است) كه بايستى وسيع و گسترده باشد. انتخابات، مظهر اقتدار ملى است. اگر ملت عزيز ايران بتواند در اين انتخابات، آراى فراوان خود را به ميدان بياورد و حضور مردمى، حضور چشمگيرى باشد، اين، بزرگترين مظهر اقتدار و عزت ملى است.

ب. قانون‏گرايى در انتخابات‏

مسأله دوم، قانون‏گرايى در انتخابات، وفادارى به قانون، احترام به رأى مردم (است). اينجور نباشد كه اگر چنانچه انتخابات بر طبق نظر و ميل ما انجام گرفت، اين را ما قبول داشته باشيم، اگر برخلاف نظر ما بود، «و ان يكن لهم الحقّ يأتوا اليه مذعنين». اگر حق را به ما دادند، آنى كه ما مى‏خواهيم، سر كار آمد، قانون را قبول داريم، اگر آنى كه ما مى‏خواهيم، سر كار نيامد، مى‏زنيم زير قانون؛ نه قانون را قبول داريم، نه رأى مردم را قبول داريم؛ اين نمى‏شود. فتنه‏ى 88 همين جور بود؛ ادعا كردند كه قانون‏گرا هستند، بعد مردم به آن‏ها رأى ندادند، اكثريت مردم به كس ديگرى رأى دادند؛ اين‏ها بنا كردند دعوا راه انداختن كه چرا! كشور را، ملت را مدتى مضطرب كردند، دشمن را خوشحال كردند، البته آخرش هم ديگر در مقابل مردم تاب نياوردند و عقب نشستند. گناه آتش‏افروزان فتنه 88 همين بود كه به قانون تمكين نكردند، به رأى مردم تمكين نكردند. ممكن است كسى بعد از انتخابات اعتراض داشته باشد، اين اعتراض ايرادى ندارد، اما راهِ قانونى دارد كه چگونه بايد اين اعتراض را بيان و دنبال كرد. اگر قانون را قبول داريم، بايد از آن راه برويم. اين هم نكته اصلى است.

وجه هجوم تبليغاتى دشمن عليه انتخابات‏

انتخابات، مظهر حضور مردم است. با هر انتخاباتى، خون تازه‏اى در رگهاى كشور تزريق مى‏شود، روح تازه‏اى در كالبد كشور دميده مى‏شود و به خاطر همين هم هست كه در طول اين سالهاى متمادى، هميشه دشمن خواسته است كه يا انتخابات نباشد يا كم‏رنگ باشد. در هيچ انتخاباتى ما سراغ نداريم كه قبل از انتخابات، بوق‏هاى تبليغاتى دشمن به كار نيفتاده باشد براى اين‏كه كارى كنند كه انتخابات در ايران كم‏رنگ شود. در همه انتخاباتها، به شكلهاى مختلف، اين كار صورت گرفته است.

شما هوشمنديد، زيركيد، خودتان مى‏توانيد تشخيص بدهيد كه براى بى‏رونق كردن انتخابات، بى‏شوق و ذوق كردن مردم به حضور در انتخابات، چه حرفهايى زده مى‏شود و چه كارهايى مى‏شود.

از مدتى قبل شروع كرده‏اند كه شايد كارى كنند كه در اين انتخابات، حضور مردم كم شود. مى‏شنويد ديگر، مى‏بينيد؛ حالا در آن مقدارى كه به گوش مردم مى‏رسد، به چشم مردم مى‏رسد، در مطبوعات و در رسانه‏هاى گوناگون، دشمنان ما - از آن صدر گرفته است كه مركز و قرارگاه فرماندهى جبهه كفر و استكبار است، تا اين پادوها و ايادى كوچك و پياده‏نظامشان كه همه‏جا پخشند، اينجا هم هستند، بيرون هم هستند - همه تلاششان اين است كه كارى كنند كه مردم در اين انتخابات شركت نكنند. من با تجربه‏اى كه از رفتار اين مردم دارم و با اعتمادى كه به لطف خداى متعال دارم، پيش‏بينى مى‏كنم كه به لطف الهى، به فضل الهى، به حول و قوه الهى، حضور مردم در اين انتخابات، يك حضور دشمن‏شكن خواهد بود و با اين انتخابات، خون تازه‏اى به پيكر انقلاب و كشور و نظام جمهورى اسلامى دميده خواهد شد؛ حركت تازه‏اى براى او پيش خواهد آمد، نشاط تازه‏اى پيدا خواهد كرد، همچنان كه همه انتخاباتها همين‏جور است. انتخابات مظهر حضور مردم است، مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود است.

نبايد اجازه داد انتخابات به امنيت صدمه بزند

انتخابات هميشه در كشور ما تا حدودى يك حادثه چالش‏برانگيز است. اگرچه در مقايسه با انتخاباتهايى كه در بعضى از كشورهاى دنيا - چه كشورهاى به اصطلاح پيشرفته و چه بعضى از كشورهاى ديگر - برگزار مى‏شود كه تويشان چه خباثتها، چه خيانتها، چه درگيرى‏ها، حتّى چه كشت و كشتارها اتفاق مى‏افتد، بحمدالله اين حوادث در كشور ما نيست، اما بالاخره يك چالشى است؛ مردم را متوجه مى‏كند. مراقب باشيد اين چالش به امنيت كشور صدمه نزند. انتخابات كه مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‏سالارى دينى است، بايد پشتوانه امنيت ما باشد. نبايد اجازه داد كه اين چيزى كه ذخيره امنيت است، پشتوانه امنيت است، به امنيت ما صدمه وارد كند. ديديد، حس كرديد، از نزديك لمس كرديد آن وقتى را كه دشمنان مى‏خواهند از انتخابات عليه امنيت كشور سوء استفاده كنند. بايد همه مراقب باشند، همه به‏هوش باشند. آحاد مردم، مسؤولان گوناگون، منبرداران سياسى، كسانى كه مى‏توانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند يك نعمت الهى پاسدارى كنند.

نامزدهاى متصل به كانون ثروت و قدرت را برنگزينيد

انتخاب نماينده دلسوز و مؤمن و علاقه‏مند، مسأله بسيار مهمى است، مردم بايد كسانى را انتخاب كنند كه به كانونهاى ثروت و قدرت متصل نباشند؛ كسانى باشند كه واقعاً مردم اين‏ها را بخواهند، بر طبق وجدانشان، بر طبق دينشان، بر طبق وظايف انقلابى‏شان عمل كنند.

اين خيلى خطر بزرگى است كه كسى به خاطر تأمين نمايندگى در يك دوره، نزديك بشود به صاحبان ثروت يا به صاحبان قدرت؛ اين خيلى چيز بدى است؛ اين از آن چيزهايى است كه خداى متعال از آن‏ها نمى‏گذرد و انتقام خواهد گرفت. اين چيزها روى شخص، روى عاقبت - عاقبت به خيرى كه اينقدر برايش اهميت قائليم - و روى جامعه اثر منفى مى‏گذارد.

نامزدها! انگيزه ناسالم نباشد

كسانى هم كه وارد عرصه انتخابات مى‏شوند، بايد يك تقيداتى، تعهداتى داشته باشند. اين، خطاب به همه كسانى است كه به عنوان نامزد وارد عرصه انتخابات مى‏شوند و خطاب به همه مردم است. مردم عزيزمان در سراسر كشور اين رفتارها را در نامزدهاى انتخابات تفرس كنند، دنبال كنند، دقت كنند. نامزد انتخابات بايد با قصد خدمت وارد شود. اگر با قصد قدرت‏طلبى و جمع‏كردن پول و مسائل گوناگون و انگيزه‏هاى ناسالم ديگر وارد شود، به كشور خدمت نمى‏كند. نامزد انتخابات بايد با انگيزه خدمت وارد شود؛ اين را بايد تشخيص داد، بايد فهميد، بايد حدس زد. اگر چنانچه نامزدها به مراكز ثروت و قدرت متصل شوند، كار خراب مى‏شود، همچنان كه امروز در به‏اصطلاح دموكراسى‏هاى دنيا، در آمريكا و غير آمريكا اين رسم هست؛ كمپانى‏ها و پولدارها به نامزد انتخابات در رياست جمهورى يا در انتخابات كنگره پول مى‏دهند، ولى او در مقابل آن‏ها متعهد است. آن رئيس جمهورى كه با پول دستگاه‏هاى گوناگون و مراكز ثروت سر كار بيايد، در مقابل آن‏ها متعهد است. آن نماينده مجلسى كه با پول فلان شركت و فلان كمپانى و فلان ارباب و فلان پولدار توى مجلس بيايد، مجبور است آنجايى كه آن‏ها لازم مى‏دانند، قانون جعل كند، قانون بردارد، توسعه و تضييق در قانون بكند. اين نماينده به درد مردم نمى‏خورد. نه بايد به مراكز ثروتهاى شخصى متصل بود و نه به طريق اولى به ثروتهاى عمومى. كسى بيايد از پول بيت‏المال مصرف كند، براى اين‏كه به وكالت مجلس برسد، اين دو برابر اشكال دارد، اشكال مضاعف دارد. اين‏ها را بايد مردم مراقب باشند. البته هر كسى را هم نمى‏شود متهم كرد؛ بگوييم آقا اين وابسته به فلان‏جا است، اين وابسته به فلان‏كس است، اين فلان پول را خرج كرده، اين‏ها هم بايد روشن شود، بايد ثابت شود.

مردم بايد چشمها را باز كنند، ملتفت باشند. خوشبختانه مردم ما بيدارند. افرادى كه مى‏توانند انسان را خاطرجمع كنند، بين انسان و خدا حجت براى انسان درست كنند، انسان به اين‏ها اطمينان كند، آنجايى كه خودش مى‏تواند تحقيق كند، تحقيق كند. اين‏ها لازم است، بايد دقت شود. ان‏شاءالله انتخابات خوبى انجام بگيرد؛ انتخابات پرشور، با حضور مردم. مردم درست بشناسند، درست انتخاب كنند و ان‏شاءالله مجلسى تشكيل شود باب نظام اسلامى و به لطف الهى ان‏شاءالله همين جور هم خواهد شد.

در انتخابات بايد رقابت باشد، نه خصومت‏

انتخابات مظهر حضور مردم و محصول آن، مظهر رأى مردم و خواست مردم است؛ بايد به آن احترام گذاشت. انتخابات بايد سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمت‏زنىِ متقابل است؛ اين‏ها را بايد همه مواظب باشيم، رقابت اين نيست كه كسى اثبات خود را متوقف بر نفى ديگرى بداند، رقابت اين نيست كه كسانى بيايند براى جلب نظر مردم، وعده‏هاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانين عادى بدهند، اين‏ها نبايد باشد. كسانى كه وارد عرصه انتخابات مى‏شوند - چه از طرف مجريان و مسؤولان، چه از طرف كسانى كه نامزد مى‏شوند - بايستى به آداب و شروط يك حركت عمومىِ سالم پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است.

مسؤولين كشور بايد احترام انتخابات را نگهدارند

سفارش (مى)كنم كه مسؤولين كشور مراقب باشند احترام انتخابات را نگه دارند؛ هم مجلس، هم دولت، هم قوه قضائيه، احترام انتخابات را نگه دارند. اگر كسى به انحاى مختلف دخالت كند، هيچ روا نيست، جايز نيست. بايد مردم بر طبق روال قانونى ببينند، تشخيص بدهند، بشناسند و انتخابات انجام بگيرد.

مجريان، تمام سعى را بر امانتدارى بگذارند

مجريان بايد تمام سعى خودشان را بكنند كه امانتدارى كنند. خوشبختانه انتخاباتهاى ما در طول اين سالهاى متمادى، انتخابات سالمى بودند. برخى اوقات بعضى‏ها ادعا كردند كه انتخابات ناسالم است، ما فرستاديم تحقيق كردند، تدقيق كردند - هم در زمان حيات مبارك امام رضوان الله عليه، هم بعد از آن - ديدند نه، ممكن است گوشه و كنار تخلفاتى باشد، اما چيزى كه انتخابات را ناسالم كرده باشد، نتيجه انتخابات را تغيير بدهد، مطلقاً اتفاق نيفتاده؛ همانى كه مردم انتخاب كردند، در بيرون واقع شده است. بايد سعى كنند انتخابات سالم باشد؛ اين به عهده مجريان است؛ چه مجريان در دولت و وزارت كشور، چه در دستگاه شوراى محترم نگهبان. بايد مراقبت كنند. هيچ چيزى از قانون بالاتر و عزيزتر نيست. در دنيا معروف است، مى‏گويند قانون بد هم از بى‏قانونى بهتر است. بعيد نيست آدم اين را قبول داشته باشد، چون بى‏قانونى، هرج و مرج است؛ قانون بد لااقل يك ضابطه‏اى است؛ انسان اصلاحش مى‏كند. خوشبختانه قوانين انتخاباتى ما قوانين خوبى است، ممكن است بعدها كاملتر و بهتر هم بشود.کاسب امین