شبکه اطلاع رسانی کاسب امین

نظرسنجی

نظر شما درباره استفاده از پیام رسان های داخلی چیست؟

بهتر از پیام رسان های خارجی است - 50%
اطلاعات شخصی به سرقت نمیرود - 0%
حمایت از تولید ایرانی است - 0%
بهتر از از پیام رسان های خارجی استفاده شود - 37.5%
دولت باید از پیام رسان های داخلی حمایت کند - 12.5%

rahbari1

کاسب امین : سال ۹۱ سالی بود که با توجه به تحریم‌های سنگین دولت استعمارگر امریکا و یکسری بی‌تدبیری‌های داخلی، معاش مردم به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و بنابر اعتراف معاون اول رئیس جمهور در آخرین روزهای سال گدشته، قدرت خرید حقوق بگیران نصف شد. این مسئله به احتمال زیاد در سال جدید نیز دامن‌گیر ما خواهد بود و قدرت خرید مردم، مهمترین معضل دولت‌مردان است.
سال جدید آمد و مثل همیشه، بیانات رهبر انقلاب در آغازین لحظات سال نو راهبردی‌ست برای ما که می‌خواهیم در کوران حوادث مختلف آینده، راه را از چاه تشخیص دهیم. در بیانات نوروزی ایشان، سه موضوع اساسی به چشم می‌خورد که لازم است به آنها توجه ویژه‌ای داشته باشیم.
به گزارش بولتن نیوز، اولین موضوع مورد اشاره‌ی ایشان، تأکید به تکریم ایام شهادت حضرت فاطمه (س) است. همانطور که مستحضرید، از پنجم فروردین امسال فاطمیه شروع می‌شود. از قضا در آخرین روزهای امسال نیز، دوباره شاهد این روزهای عزیز خواهیم بود. به عبارت دیگر، سال ۹۲ با گرامی داشت روزهای شهادت مادر دو جهان آغاز شده و با همین مناسبت نیز به پایان می‌رسد.
این تطابق قطعاً برای ما ایرانی‌ها یک امتحان الهی‌ست. امتحانی که لازم است در آن مثل چند سال پیش که شاهد تداخل نوروز و عاشورا بودیم، ارزش‌های دینی‌مان را بر هر چیزی محترم و مقدم بشماریم. توجه به این نکته شاید جالب باشد که رهبر انقلاب در جایی فرموده بودند که من رزق هر ساله‌ی مملکت را در شب‌های عزاداری حضرت فاطمه (س) از خدا می‌گیریم.
رزقی که اگر به هر شکلی توسط خداوند مقدر شود، براساس آیات و روایات محکمی که در این خصوص وجود دارد، توسط خود خداوند عطا شده و همان کسی که تعیین کننده‌ی اندازه‌ی رزق ماست، خودش هم اسباب رسیدنش‌ را فراهم می‌کند، حتی اگر همه‌ی دنیا مانع شوند. اهمیت این نکته وقتی معلوم می‌شود که موضوع فوق را با دغدغه‌ی اساسی سال گذشته‌ی مردم که همانا تأمین معاش بود، مرتبط بدانیم.
سال ۹۱ سالی بود که با توجه به تحریم‌های سنگین دولت استعمارگر امریکا و یکسری بی‌تدبیری‌های داخلی، معاش مردم به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و بنابر اعتراف معاون اول رئیس جمهور در آخرین روزهای سال گدشته، قدرت خرید حقوق بگیران نصف شد. این مسئله به احتمال زیاد در سال جدید نیز دامن‌گیر ما خواهد بود و قدرت خرید مردم، مهمترین معضل دولت‌مردان است.
به همین دلیل، رویکرد اقتصادی موجود در پیام‌های نوروزی چند ساله‌ی اخیر رهبر انقلاب در سال جدید نیز با عنوان “حماسه‌ی اقتصادی” تکرار شد. در اینجا باید دقت کنیم که هر نوع برنامه‌ریزی اقتصادی و مدیریت منابع برای تحقق بخشیدن به امر حماسه‌ی اقتصادی جای خودش لازم و واجب، اما توجه به ابعاد دینی و اعتقادی موجود در ادبیات دینی ما که جزء محکمات مذهب ما محسوب می‌شوند نیز ضروری می‌نماید.
در کنار موضوع حماسه‌ی اقتصادی به عنوان بخشی از دومین موضوع مورد بحث رهبر انقلاب، موضوع “حماسه‌ی سیاسی” نیز در بیانات ایشان وجود داشت. مسئله‌ی انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو، مهمترین عرصه‌ی تبلور این حماسه است. اما آنچه که باعث می‌شود این حماسه عملی شود، توجه به دو امر “شور و شعور” سیاسی در انتخابات آتی‌ست.
همه‌ی ما باید توجه داشته باشیم که از یکسو، با حضور موثر خود در روند انتخابات، گرمابخش این آزمون سیاسی باشیم تا آنهایی را که بر طبل تحریم انتخابات می‌کوبند مأیوس کرده و بینی‌شان را به خاک بمالیم و از سوی دیگر، سعی کنیم تا با فراگیری و استفاده‌ی ملاک‌های انتخاب یک رئیس جمهور اصلح، فردی را به مسند دومین شخص مملکت بنشانیم که شایسته‌ی این جایگاه باشد.
اما سومین موضوعی که در پیام نوروزی رهبر انقلاب به چشم می‌خورد، ریشه‌یابی مشکلات سال گذشته بود. ایشان از یکسو به عوامل خارجی این مشکلات اشاره کرده و وجود آنها را اعلام می‌کنند و از سوی دیگر، عوامل داخلی معضلات سال ۹۱ را نیز دخیل دانسته و توجه ما را به آنها جلب می‌نمایند. به عبارت دیگر، در تحلیل رهبر انقلاب و بر خلاف تحلیل بعضی‌ها، نه باید تنها به مشکلات داخلی توجه کرد و نه باید صرفاً به عوامل خارجی بسنده نمود.
به عبارت دیگر، داشتن نگاه جامع به عوامل بروز معضلات سیاسی و اقتصادی در سال ۹۱ است که ما را در رفع آنها کمک می‌کند. ولی در این میان باید توجه داشت که عوامل خارجی مشکلات همیشه بوده و همیشه هم در بالاترین حد خود بوده. آنچه باعث می‌شود که این عوامل کاری‌تر شوند، آلترناتیوهای داخلی‌ست. به همین دلیل است که بزرگان ما فرموده‌اند: درون را بساز، بیرون خودش ساخته می‌شود.
قطعاً توضیح و تشریح پیام رهبر انقلاب در این فرصت اندک کامل نخواهد بود. امیدواریم که در این سال جدید، تبیین بیانات رهبر انقلاب تبدیل به یکی از مهمترین دلمشغولی‌های اهل قلم شده تا زمینه برای تحقق اهداف سالانه‌ی مملکت فراهم گردد. انشالله

990388 384

کاسب امین: با نگاهی تطبیقی به آخرین آمار انتخابات در ملل مختلف، می توان نتایج قابل تأملی را به دست آورد:
به نقل از خراسان، انتخابات از ابزار تحقق مردم سالاری و از مؤلفه هاى مشارکت سیاسى است؛ به عبارت دیگر، محور اصلی مشارکت سیاسی، مشارکت انتخاباتی است.یکی از معیارهای سنجش دموکراسی در جوامع مختلف انتخابات است؛ چرا که مردم می توانند به صورت مستقیم نظر خود را درباره تصمیمات مهم ابراز نمایند. حال با این شرایط میزان مشارکت مردم جوامع مختلف در انتخابات نمایان گر خرسندی آنها از روند پیشرفت دموکراسی و در عین حال رضایت آن ها از سیستم حاکمیتی می باشد.
روابط عمومی مرکز پژوهش ها به نقل از دفتر مطالعات سیاسی این مرکز در گزارشی اعلام کرد: “طی چند دهه گذشته، میزان مشارکت در انتخابات در سراسر جهان کاهش یافته و این مسئله باعث نگرانی حکومت ها و نهادهای برگزار کننده انتخابات شده است.” براساس این گزارش، نگرانی از آنجا ناشی می شود که مشارکت در انتخابات همواره یکی از پایه های نظام های دموکراتیک تلقی می شود و بنابراین کاهش مشارکت در انتخابات می تواند مشروعیت این نظام را به خطر بیندازد.
این گزارش حاکی است: “کشورهای مختلف می کوشند با توسل به شیوه های متفاوت، شهروندان خود را به مشارکت در انتخابات ترغیب کنند.” در همین زمینه بررسی تطبیقی درباره میزان مشارکت مردم کشورهای مختلف در انتخابات داشته ایم که از نظرتان می گذرد. International IDEA یک مؤسسه برای دموکراسی و کمک های انتخاباتی است که آمار نسبتاً قابل توجهی در رابطه با انتخابات در کشورهای مختلف ارائه می دهد. با نگاهی تطبیقی به آخرین آمار انتخابات در ملل مختلف، می توان نتایج قابل تأملی را به دست آورد:
نامداران غرب فاقد نظام ریاستی
بالاترین آمار در میان کشورهای این قاره از آن بلاروس، قبرس و فرانسه است.
این سه کشور با درصد مشارکت ۹۰٫۶۵، ۸۱٫۵۸، ۸۰٫۳۵ و تعداد آرای ۶۴۴۱۰۳۱، ۴۴۵۰۰۹ و ۳۷۰۱۶۳۰۹ به ترتیب دارای بالاترین آمار مشارکت هستند. در مورد فرانسه نکته حائز اهمیت آن است که این کشور تا پیش از این دارای درصد مشارکت ۳۱٫۲۱ بود و در سال ۲۰۱۱ ذهنیت بد مردم نسبت به سارکوزی، موجب حضور زیاد آن ها برای انتخاب اولاند شد.
پایین ترین آمار نیز با درصدهای مشارکت ۴۲٫۴۱، ۴۲٫۶۳، ۴۸٫۲۵ به ترتیب از آن کشورهای اسلوونی، مقدونیه و بلغارستان است. روسیه نیز مجموع آرای ۷۱۷۰۱۶۶۵ و ۶۵٫۲۷ درصد مشارکت را دارا می باشد. این در حالی است که کشورهای نامداری چون ایتالیا، آلمان، اسپانیا، انگلستان، سوئیس و یونان فاقد نظام ریاستی و دارای نظام پارلمانی می باشند که درصد مشارکت مردم کشورهای مذکور در انتخابات پارلمانی نیز به ترتیب عبارت است از: ۷۵٫۱۹، ۷۰٫۷۸، ۶۸٫۹۴، ۶۵٫۷۷، ۴۹٫۱۰ و ۲۲٫۴۷٫
ناگفته نماند که در بین کشورهای اروپایی تنها کشوری که انتخابات ریاست جمهوری اجباری در آن برگزار می شود، قبرس و تنها کشوری که انتخابات پارلمانی در آن به صورت اجباری برگزار می شود، یونان است.
کشورهای آسیای میانه صدرنشین قاره کهن
در میان کشورهای قاره کهن بیشترین مشارکت از آن کشورهای آسیای میانه است. سه کشور ترکمنستان، سنگاپور و تاجیکستان به ترتیب با درصدهای ۹۶٫۷۰، ۹۴٫۶۵، ۹۱٫۰۱ و با مجموع آرای ۲۸۸۸۷۴۲، ۲۱۵۳۰۱۴ و ۳۰۵۴۵۷۳ بالاترین مشارکت را دارا می باشند. . کشورهای ازبکستان و قزاقستان در این دسته در رتبه های بعدی قرار دارند. در میان کشورهای آسیایی نیز تنها کشور دارای انتخابات اجباری سنگاپور است. پایین ترین آمار مشارکت در این قاره از آن کشورهای افغانستان، فلسطین و بنگلادش است که به ترتیب دارای درصدهای ۳۸٫۸۰، ۴۵٫۵۶ و ۵۴٫۰۹ هستند. کره جنوبی نیز از درصد مشارکت ۷۵٫۸۴ و مجموع آرای ۳۰۷۲۱۴۵۹ برخوردار است.
در آسیا نیز کشور هایی چون ژاپن، عراق و کره شمالی به جای نظام ریاستی دارای نظام پارلمانی هستند و درصد مشارکت مردم آن ها به ترتیب ۵۹٫۳۲، ۶۴ و ۵۴٫۲۶ می باشد. ۲ کشور چین و عربستان سعودی نیز فاقد هرگونه انتخاباتی هستند.
کشورهای کمتر شناخته شده پر مشارکت در قاره آفریقا
رواندا با ۹۷٫۵۱ درصد، گینه استوایی با ۹۳٫۳۵ درصد و سیرا لئون با ۹۱٫۰۵ درصد بالاترین آمار مشارکت را در این قاره دارا هستند. مجموع آرای این سه کشور به ترتیب عبارت است از: ۵۰۴۹۳۰۲، ۲۷۳۱۲۷ و ۲۴۵۹۵۲۴٫ پایین ترین آمار مشارکت نیز به کشور های مالی، زیمبابوه و گابن اختصاص دارد که به ترتیب درصد های ۳۶٫۲۴، ۴۲٫۳۷ و ۴۴٫۲۹ را دارا می باشند. کشور مصر نیز از درصد ۵۱٫۸۵ و مجموع آرای ۲۶۴۲۰۷۶۳ برخوردار است. در این قاره ۳ کشور کنگو، گابن و مصر از انتخابات اجباری برخوردار هستند.
تاثیر اجبار در انتخابات های قاره آمریکا
بولیوی، اروگوئه و شیلی با درصد های ۹۴٫۵۵، ۸۹٫۱۸ و ۸۶٫۹۴ و همچنین مجموع آرای ۴۸۵۹۴۴۰، ۲۲۸۵۹۵۸ و ۷۲۰۳۳۷۱ به ترتیب کشورهای صدرنشین به لحاظ مشارکت هستند. ۳ کشور هائیتی، کلمبیا و هندوراس نیز با درصدهای ۲۲٫۳۶، ۴۴٫۳۵ و ۴۹٫۸۸ پایین ترین کشورها به لحاظ آماری هستند. در این قاره کشور برزیل دارای ۷۸٫۵۰ درصد مشارکت، آمریکا ۵۳٫۶۰ درصد مشارکت و ونزوئلا ۷۷٫۲۹ درصد مشارکت است.
جالب این جاست که انتخابات اجباری در قاره آمریکا محدود به چند کشور نمی شود و ۱۴ کشور از انتخابات اجباری برخوردار هستند که عبارت اند از: آرژانتین، هندوراس، برزیل، شیلی، بولیوی، پرو، اروگوئه، پاراگوئه، پاناما، مکزیک، گواتمالا، اکوادور، جمهوری دومینیکن و کاستاریکا. نکته قابل ذکر دیگر این است که اکثر کشورهای این قاره فاقد نظام ریاستی هستند و از نظام پارلمانی برخوردار می باشند.
استرالیا رکورددار قاره خود
در این قاره مردم استرالیا دارای بیشترین مشارکت هستند. این کشور نیز فاقد نظام ریاستی و دارای نظام پارلمانی است. البته ناگفته نماند که انتخابات در این کشور به صورت اجباری است. درصد مشارکت مردم این کشور ۹۳٫۲۲ و مجموع آرای آن ها ۱۳۱۳۱۶۶۷ می باشد.
مجموع آرای ایران، رتبه ۲ در آسیا و رتبه ۶ در جهان
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زمینه مشارکت مردم در عرصه های گوناگون به ویژه در عرصه سیاسی و در فرآیند تصمیم گیری، سیاست گذاری و اداره جامعه فراهم شد؛ به گونه اى که برخی از اصول قانون اساسی به حقوق ملت و حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از آن، آزادی مطبوعات، تساوی حقوق مردم، حمایت قانون از همه به طور یکسان،آزادی احزاب، جمعیت ها و … اختصاص دارد و از آزادی عقیده، بیان و مطبوعات، آزادی احزاب و جمعیت ها، انتخابات، اداره و اعمال نظارت از طریق شوراها و… به عنوان ساز وکارهای مشارکت سیاسی نام برده شده است. آخرین انتخابات ریاست جمهوری در ایران در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) بود که درصد مشارکت در این انتخابات به ۸۴٫۷۷ درصد و مجموع آراء به ۳۹۱۶۵۱۹۱ رسید.
ایران به لحاظ درصد مشارکت انتخابات ریاست جمهوری در آسیا رتبه هفتم و به لحاظ مجموع آراء نیز در رده دوم قرار دارد. همچنین رده ایران به لحاظ مجموع آراء در جهان نیز ششم است. از میان ۷۲۸۷۴۰۵۰ نفر جمعیت ایران در سال ۱۳۸۸، براساس آمار اعلام شده توسط مرکز آمار ایران تعداد واجدین رای دادن در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ۴۶٬۱۹۹٬۹۹۷ نفر بودند.
جدول نتایج آماری ده انتخابات ریاست جمهوری در ایران
ادوار زمان برگزاری تعداد ثبت نام کنندگان تعداد تایید صلاحیت شده ها رئیس جمهور منتخب درصد آرای ماخوذه درصد مشارکت
اول ۵ بهمن ۵۸ ۱۲۴ ۱۲۴ ابوالحسن بنی صدر ۷۵٫۷ ۶۷٫۸۶
دوم ۲ مراد ۶۰ ۷۱ ۴ محمدعلی رجایی ۹۰ ۶۴٫۲۴
سوم ۱۰ مهر ۶۰ ۴۶ ۴ سیدعلی خامنه ای ۹۵ ۷۴٫۲۶
چهارم ۲۵ مرداد۶۴ ۵۰ ۳ سیدعلی خامنه ای ۸۵ ۵۴٫۷۸
پنجم ۶ مرداد ۶۸ ۷۹ ۲ اکبر هاشمی رفسنجانی ۹۴ ۵۴٫۵۹
ششم ۲۱ خرداد ۷۲ ۱۲۸ ۴ اکبر هاشمی رفسنجانی ۶۳ ۵۰٫۶۶
هفتم ۲ خرداد ۷۶ ۲۳۸ ۴ سیدمحمد خاتمی ۶۹ ۷۹٫۹۹
هشتم ۱۸ خرداد ۸۰ ۸۱۷ ۱۰ سیدمحمد خاتمی ۷۷ ۶۷٫۷۷
نهم/ مرحله اول ۲۷خرداد ۸۴ ۱۰۱۴ ۸ — — ۶۲٫۶۶
نهم/ مرحله دوم ۳ تیر ۸۴ — — محمود احمدی نژاد ۶۳ ۵۹٫۸۲
دهم ۲۲ خرداد ۸۸ ۴۷۵ ۴ محمود احمدی نژاد ۶۳ ۸۵

ius149

کاسب امین: معیاری که رهبر معظّم انقلاب برای رئیس جمهور آینده ارائه فرمودند- اگر به دقت نگریسته شود- ارتفاعی دارد که کف آن از ظرفیّت نهایی بسیاری از نامزدهای کنونی ریاست جمهوری آینده مرتفع تر است. رهبر فرزانه انقلاب بر دو عنصر حفظ نقاط قوّت رئیس جمهور فعلی و برطرف نمودن نقاط ضعف کنونی تأکید فرمودند.
رهبر فرزانه انقلاب بر دو عنصر حفظ نقاط قوّت رئیس جمهور فعلی و برطرف نمودن نقاط ضعف کنونی تأکید فرمودند.
نکات در این خصوص بسیار است اما موضوعی که شاید کمتر به چشم آمده امّا اهمیّت اساسی دارد مربوط به مسئله “کلان نگری” و ارتباط آن با صلاحیّت های علمی- معرفتی است. مسئله الگوی اقتصاد اسلامی و آشنایی عمیق با مبانی و ادبیات علوم انسانی اسلامی یکی از مهم ترین ضعف های رئیس جمهور کنونی است.
رهبر معظّم انقلاب در سالیان اخیر با گفتمان سازی در حوزه های جنبش نرم افزاری، علوم انسانی اسلامی، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و زیر موضوعاتی چون سبک زندگی، محیطی را فراهم آوردند که “کلان نگری” و “چشم انداز بینی” را در سیر حرکت کشور مورد توجّه عمومی قرار داد. اما “کلان نگری” و “تئوری پردازی کلان” از سوی رهبر فرزانه انقلاب با مشارکت و تفاهم مناسبی از سوی مسئولان درجه اوّل اجرایی کشور همراه نبوده است.
قبل از دولت نهم اصولاً جهت گیری های فکری رئیس جمهور وقت با افق دید جمهوری اسلامی هم جهت نبود و در دولت نهم نیز گرچه گفتمان انقلاب اسلامی در شعارها احیاء شد امّا برنامه ریزی جامع – در سطح اسناد بالادستی، تعیین خط مشی ها و اتّخاذ استراتژی ها- برای پیشرفت اسلامی کشور در همه شئون انجام نگرفت.
حکایت ناخوشایند دولت دهم نیز اصولاً عقبگردی به شعارهای “اومانیستی” و “پورالیستی” دولت اصلاحات را رقم زد. در مجموع دولت نهم و دهم، خُردبینی ، گرفتار شدن در جاریّات اجرایی و تا حدّی “عمل زدگی” نقصی بود که باید در رئیس جمهور بعدی و تیم همراه او اصلاح شود.
اگر به دقّت در سخنان رهبر معظّم انقلاب در موضوعات معضلات اقتصادی و آینده کشور تأمّل شود قرابت بالایی با سخنان ایشان در موضوعات الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و حتّی مباحث علوم انسانی اسلامی مشاهده می شود.
هنگامی که رهبر انقلاب به برخی ناکارایی ها و کژکردهای اقتصادی اشاره می فرمایند سخیف ترین برداشت از سخنان حکیمانه ایشان آن است که عدّه ای به طور سطحی نتیجه گیری کنند، رئیس جمهور آینده باید یک مدیر فعّال و کارآمد باشد. نیاز امروز کشور برنامه ریزی بلند مدّت، هدفمند و ثبات تئوریک درمبانی استخراج راهکارهای اقتصادی- اجتماعی است.
رئیس جمهور آینده نه در جزئیات اجرایی کشور بلکه در فهم کلان موضوعات انسانی معطوف به برنامه ریزی باید شایستگی و توانایی لازم را داشته باشد.
از سوی طیف های “تکنوکرات” نسخه سطحی و البتّه فرسوده ای برای مسائل اقتصادی کشور پیچیده می شود. اما باید توجّه شود بزرگترین مشکل اقتصادی کشور ضعف در “کلان نگری” و عدم استخراج – و بعضاً عدم پایبندی به – مدل اسلامی ایرانی پیشرفت است. باید توجّه شود نوعی تفکر “تکنوکراسی آسیاسی” در میان طیف های متنوّعی از اصلاح طلبان و اصولگرایان رسوخ کرده و راه حل مدیریّت اقتصادی کشور را به چند ساز و کار و دستورالعمل غربی تقلیل می دهد. (مقصود از “تکنوکراسی آسیاسی” تفکر توسعه محور غربی است که گرچه پیرو غرب است امّا شاخصه های خاص خود را دارد و در بسیاری از موارد هم چون “کلان نگری” نسبت به پارادایم ها و الگوهای غربی ضعف دارد و تنها به کپی برداری مقطعی می پردازد. روزگاری سوسیالیسم اقتصادی را مدل قرار می دهد روزگاری به اقتصاد سرمایه داری نولیبرال می پردازد و زمانی اقتصاد سرمایه داری راینی (مدل سرمایه داری آلمان و کشورهای شمال اروپا) را در دستور کار قرار می دهد. “تکنوکراسی آسیاسی” به هیچ وجه معادل تکنوکراسی غربی نیست.)
سئوال اساسی این جا است که اصولاً با تکنوکراسی آسیاسی می توان افق های کلان پیشرفت کشور را پایه ریزی و پیگیری نمود یا خیر؟ علاوه بر ناکارایی تفکر “تکنوکراسی” برای اقتضائات و آرمان های کشور، به نظر می رسد اصلح دانستن برخی از گزینه های اصولگرا نیز حکایت از همان مرجح دانستن قابلیت بخشی و جزئی در مدیریّت کشور است.
شاید برخی از نامزدهای موجود در رشته های خاص فنی و پزشکی خود افراد درجه یک و نخبه ای باشند امّا حرکت کشور نیازمند به یک مدیر با “فهم مجموعه ای” و “دید سیستمی” و نه توانایی مدیریّت در موضوعات “بخشی” و “زیرمجموعه ای ” است. اتّفاقاً در مدیریّت کشور می توان در موضوعات خاص و زیر مجموعه ای با اعتماد به افراد شایسته و کارآزموده کار را پیش برد امّا نفر اوّل مدیریّت اجرایی کشور باید فهم کلان و درک گفتمانی از الگوی پیشرفت کشور داشته باشد.
تقدّم کلّیات بر جزئیّات حُکم می کند کسانی که در مسائل کلان مدیریتی – که به شدّت با نظریه های اقتصاد سیاسی و کلان نظریه های علوم انسانی در رتباط است- شایستگی معرفتی بیشتری دارند، قرابت بهتری با معیار مرتفع رهبر انقلاب پیدا می کنند.
به طور حتم حضور در ارکان مدیریّتی و سطوح بالای تصمیم گیری نظام، یکی از شرط های لازم برای رئیس جمهور آینده است و پیشنهاد نویسنده این یادداشت این نیست که صرفاً یک “تئوری پرداز″ شایستگی بیشتری برای ریاست جمهوری دارد بلکه مقصود آن است که توجّه شود آشنایی و ورود کامل بر ادبیات کلان تئوری ها برای رئیس جمهور آینده یک شرط ضروری است. پیشنهاد منطقی برای رئیس جمهور آینده نه یک فرد صرفاً “نظریه پرداز″ و البتّه نه صرفاً یک مدیر “عمل گرا” بلکه مدیری با ویژگی ” تئوری فهمی” و آشنا با اقتضائات اجرایی است.
رهبر معظّم انقلاب در سال های اخیر به صراحت فرموده اند اولویّت اوّل کشور برای سال های آینده مسئله اقتصاد است. حقّ مطلب آن است که توجّه کنیم اقتصاد نه به معنای یک رشته خاص و یا یک شأن از مدیریّت بلکه موضوعی کلان و از اصلی ترین مسائل انسانی- معرفتی مدیریت کشور است.
مسائل اقتصادی با تمامی مسائل علوم انسانی در ارتباط بوده است. (به طور مثال موضوع سبک زندگی گرچه موضوعی فرهنگی است امّا به شدّت با اقتصاد کشور و مدل پیشرفت جامعه در ارتباط است).
مدل های اقتصادی خود محصول پارادایم ها و کلان تئوری ها هستند. اقتصاد – خصوصاً از دیدگاه اسلامی- نباید صرفاً در مباحث اقتصاددانان فعلی حصر شود و بسط و توسعه ابعاد یک برنامه ریزی اقتصادی باید تا ابعاد جامعه شناختی، فرهنگی ، سیاسی و .. گسترش یابد.
به عبارت دیگر، صرفاً یک اقتصاد دان کارآزموده نیز برای ریاست جمهوری کفایت نمی کند بلکه فهم کلان از الگوهای اقتصادی و شناسایی مبادی، مسیر و نتایج دستورالعمل ها و راهکارهای اقتصادی، ارزش بالاتری دارد. دوباره به همین نقطه می رسیم که رئیس جمهور آینده باید ورود کامل در مباحث علوم انسانی اسلامی را داشته باشد و تا حدّی دارای شایستگی “اجتهاد نظریه پردازی” در این باب باشد.
همانطور که اشاره شد یکی از بزرگترین ضعف های رئیس جمهور کنونی – در کنار نقاط قوّت قابل تحسین- ضعف در شناخت و عدم ورود در مباحث علوم انسانی اسلامی است.
گرچه ضعف هایی چون سُستی در ولایت پذیری و عدم متانت و ثبات در تصمیم گیری نیز مطرح است امّا باید توجّه نماییم اگر رئیس جمهور کنونی در برابر چند فرمان مستقیم رهبری واکنش مناسبی از خود نشان نداده – که البتّه ضعف بسیار بزرگی است- امّا در برابر بسیاری از گفتمان سازی ها و کلان راهبردهای رهبری اصلاً نتوانسته است نسبتی برقرار کند.
در حقیقت یکی از شئون ولایت پذیری رئیس جمهور آینده، «شناخت مباحث معرفتی رهبر معظّم انقلاب» و بالتّبع آشنایی با مباحث علوم انسانی اسلامی است. ولایت پذیری تنها به معنی حدّاقلی عبور نکردن از «فرامین حکومتی» نیست بلکه ولایت پذیری حدّاکثری قرابت و آشنایی معرفتی با «فقه حکومتی» رهبر انقلاب و کلان راهبردهای ایشان است.
رهبر فرزانه انقلاب به عنوان رصدگر سیر حرکت کلّی کشور اخیراً به معیارهایی چون “کلان نگری” و توجّه به چشم اندازها و پایبندی به عقل جمعی برای رئیس جمهور آینده اشاره کرده اند.
باید توجّه شود مدیریّت در یک شهر یا یک وزارتخانه بخشی، خصوصیّت “کلان نگری” مسائل کشور را ندارد و از طرف دیگر علوم انسانی اسلامی همان عقل و قطب نمایی است که باید الگوی پیشرفت اسلامی را ترسیم و مسیر حرکت کشور را هدایت کند. شاید دو یا سه نفر از افراد مطرح برای برای ریاست جمهوری آینده صلاحیّت علمی و معرفتی لازم را برای ورود در مباحث چشم اندازی آینده کشور را داشته باشند امّا باید سئوالات دیگری را نیز اضافه کنیم. آیا صلاحیّت علمی و معرفتی الزاماً با صلاحیّت ” کلان نگری مدیریتی” توام است؟ آیا در کنار نامزد ریاست جمهوری، تیم قوی برای کلان نگری مسائل کشور وجود دارد؟ آیا در نگرش نامزد ریاست جمهوری التقاط معرفتی وجود ندارد؟ آیا اعضاء اصلی تیم فکری نامزد ریاست جمهوری از یک قماش فکری و نظری هستند؟ آیا … به نظر می رسد گزینه ها محدود هستند.

721

کاسب امبن: انقلاب اسلامی ایران در طی ۳۵ سال اخیر همواره بر اصول و عقاید خویش که همان حفظ حریت و آزادگی ایران در زیر پرچم اسلام و ولایت بوده پافشاری کرده و در کنار ان بر حمایت از حق قانونی مردم فلسطین برای تعیین سرنوشت خود اصرار داشته است که موجب شده مانعی بزرگ بر سر راه امریکا و هم پیمانانش در استراتژیک ترین منطقه جهان تشکیل شود.
چگونه حماسه سیاسی خلق کنیم؟
ایران اسلامی بر پایه شعار استقلال، آزادی و تعیین سرنوشت مردم به دست خود، در این ۳۵ سال به عنوان یک کشور مردم سالار در لوای اسلام شناخته شده و همواره به روش های گوناگون از حمله نظامی گرفته تا حملات سایبری و فرهنگی مورد تهاجم قرارگرفته است تا بله قربان گوی بی اختیار در برابر غرب باشد اما همواره از این آزمون ها و حملات سربلند بیرون امده است. به طوری که حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با هزاران نفر از مردم قم در دیماه سال گذشته با تأملی در حوادث دوران انقلاب و سه دهه اخیر فرمودند: “برخی، پیروزی ملت بر رژیم پر کبکبه و مغرور طاغوت و خارج شدن ایران عزیز از چنبره حقارت آمیز سلطه امریکا را امری محال می دانستند اما به یاری پروردگار رژیم سلطنتی در ایران به زباله دان تاریخ رفت و جمهوری اسلامی و ملت ایران با استقلال کامل در مقابل امریکا، در چشم جهانیان به ملت و نظامی تبدیل شدند که نامشان ملتهای جهان را به وجد می آورد”.
به گزارش خبرنگار سیاسی پارس، ایشان در همان سخنرانی پرده از نقشه جدید دشمنان برداشتند و فرمودند:”ممکن است کسانی سعی کنند در ایام انتخابات با بوجود آوردن حادثه ای یا ماجرایی اقتصادی، سیاسی یا امنیتی سر مردم را به چیزهای دیگری گرم کنند که این هم جزو نقشه هاست البته بنده مطمئنم که ملت ایران بسیار با بصیرت تر و با هوش تر از این است که با چنین ترفندهای خصمانه دشمنان یا عوامل آنها فریب بخورد.”
این در حالی است که به گفته احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی بر خلاف سال ۸۸ که در فاصله ای چند ماهه مانده به انتخابات هجمه ای گسترده رسانه های غربی برای کاهش حضور مردم شروع شده بود ،رسانه های بیگانه از ابتدای تابستان امسال جنگ روانی رسانه‌ای و تحریم‌های به قول خود ویرانگر را اعمال کرده اند تا اذهان مردم متوجه مسئولان نظام شود.
اما براستی هدف از کاهش حضور مردم و کمرنگ جلوه دادن انتخابات چیست؟ برگزاری انتخابات و حضور مردم در صحنه علاوه بر این که عمل به یکی از اصلی ترین شعار های انقلاب و فرمان های بنیان گذار انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه “میزان رای ملت است”می باشد ،نشان از رضایت مندی مردم و در کنار ان تجدید بیعت با اصول و ارزش های هر حکومتی است که ایران جزِء معدود کشورهایی در دنیا می باشد که علاوه بر دارا بودن از بیشترین انتخابات، درصد بالای مشارکت مردمی را نیز دارا می باشد، به عنوان مثال از لحاظ تعداد انتخابات در مقایسه با کشوری مثل عربستان که مردم ان رنگ انتخابات را ندیده اند یا در مقایسه با امریکا که میزان حداکثر مشارکت مردم ان در انتخابات کمتر از ۶۵ درصد است،برگزاری بیش از ۳۰ انتخابات در طی ۳۵ سال و همچنین حضور ۸۴ درصد از واجدین شرایط رای دادن در انتخابات سال ۸۸ خود گواه شکوه و عظمت انقلاب اسلامی و دلیل افزایش فشارها و تهدید ها است.
البته این برای اولین بار نیست که ایران مورد هجوم واقع شده است اما انتخابات ۹۲ تفاوت های با سایر انتخابات دارد که افزایش بصیرت و اگاهی مردم را نیازمند است به طوری که چندی پیش فیروزابادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه آثار فتنه ۹۲ پیداست، گفت:” برنامه‌ریزی‌ها و جهت گیری ها و پول هایی که در دو ـ سه سال اخیر خرج شده، ساختاری را بوجود آورده که ممکن است به نام دفاع از ولایت و شعار امام زمان(عج) و دفاع از عدالت، کار خود را انجام دهد.” شاید یکی از دلایل اصلی نامگذاری امسال توسط رهبر انقلاب به نام «سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» همین امر باشد.
ایشان در پیام نوروزی فرمودند:”در زمینه‌ی امور سیاسی، کار بزرگ سال ۹۲، انتخابات ریاست‌جمهوری است که در واقع مقدرات اجرائی و سیاسی و به یک معنا مقدرات عمومی کشور را برای چهار سال آینده برنامه ریزی می کند. ان‌شاءالله مردم با حضور خودشان در این میدان هم خواهند توانست آینده‌ی نیکی را برای کشور و برای خودشان رقم بزنند.”
رهبر انقلاب همچنین درنخستین روز از سال ۱۳۹۲،در حرم رضوی فرمودند:” انتخابات مظهر حماسه سیاسی و اقتدار نظام اسلامی واراده ملی و آبروی نظام است.
حضور گسترده مردم و شور انتخاباتی علاوه برتامین امنیت کشور، تهدیدهای دشمنان را بی‌اثر و آنان را نا‌امید خواهد کرد”.
به واقع حضور گسترده و با بصیرت مردم درانتخابات ریاست جمهوری و بینش کافی برای انتخاب اصلح و هوشیاری در برابر فتنه می تواند از مصداق های بارز حماسه سیاسی باشد.‌

4561 291

«حمایت از تولید ملی» و «حمایت از كار و سرمایه‌های ایرانی» عنوانی بود كه مقام معظم رهبری برای سال ۹۱ انتخاب فرمودند تا برای پنجمین سال متوالی رهبری انقلاب با تحویل سال جدید نقشه ی راه كشور را برای دولت مردان و ملت ترسیم كرده باشند؛ عنوانی كه استراتژی كلان كشور برای ایران ۹۱ محسوب می‌شد تا در پازل بزرگ ایران ۱۴۰۴ گام مؤثر دیگری برداشته شود.

به گزارش سرویس اقتصادی کاسب امین ـ  در حالی که در دهه ی «پیشرفت و عدالت» هستیم، جا داشت در کشور از این فرصت استفاده‌ی بهتری می شد تا کشور ما که در حال حاضر در صف اول مبارزه با استکبار قرار دارد و با سخت ترین تحریم ها مواجه است، از این پیچ تاریخی با سربلندی و موفقیت عبور کند.

بسیاری معتقدند مقام معظم رهبری با علم بر این موضوع که تنها راه برای مبارزه با تحریم ها رونق تولید داخلی است به چنین نام گذاری ای دست زده است که البته باید گفت این یکی از ابعاد و نتایج رونق تولید ملی است، زیرا تحریم به دنبال از بین بردن تولید داخلی است و این جای بسیار خوش حالی است که شعار امسال حمایت از تولید داخلی و سرمایه گذاری داخلی شده است.

از دیگر سو، پیشرفت لازمه‌ی حیات هر ملت و امتی است که از طریق اعتلای آحاد جامعه؛ تعالی فرهنگ عمومی؛ عمران و آبادانی کشور؛ سرمایه‌گذاری برای نوآوری و تولید کالا و خدمات؛ اشتغال و کارآفرینی؛ و... میسر است و عدالت لازمه ی بقای هر نظام و اعتلابخش حیات جوامع انسانی است.

متأسفانه، یکی از نقطه ضعف هایی که سیاست های اقتصادی سال جاری داشته است در نظر نگرفتن یک نکته‌ی اساسی بوده است و آن نکته این است که هدف اصلی که حمایت از تولید ملی بوده فراموش شده است.

در اقتصاد ایران، انواع و اقسام مسائل مختلفی وجود دارد که در مواجهه با آن ها راه حل هایی اتخاذ می شود؛ راه حل هایی که ممکن است اقتصاد ایران را از هدف اصلی دور کند.

بنابراین، هدف گذاری امری بسیار مهم است. این که هدف چه باشد و آن را چه انتخاب کنیم مهم ترین امری است که در اقتصاد ایران باید صورت بگیرد که مقام معظم رهبری این هدف گذاری را انجام می دهند، اما مسئولان و مجریان و قانون گذاران آن را از ریل اصلی خود خارج می کنند مانند آن چه در سال جاری اتفاق افتاد.

اما سؤال مهمی که باید پاسخ آن در ابتدای سال داده می شد این بود که چرا امسال به عنوان سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ ی ایرانی نامیده شده است. نه تنها این سؤال پاسخ داده نشد، بلکه شاهد آن بودیم که اختلاف های سیاسی، تورم، نوسان-های متعدد در بازارهای ارز و طلا و مشخص نبودن سیاست دولت و مجلس برای حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی بیشتر رخ نمایی می کرده است.

مشکلات حمایت از تولید ملی
تولید ملی در اصطلاح اقتصاد متعارف عمدتاً تولید ناخالص داخلی نامیده می‌شود که جنبه ی کمّی دارد و جنبه‌ های کیفی و معنوی کار تولید را مدنظر ندارد، در حالی که در یک جامعه ی اسلامی تأثیر تولید در تکامل و تعالی آحاد جامعه رفع نیازهای ضروری و رعایت احکام الهی و رعایت حقوق و عزت نیروی کار و... مد نظر است.

الف- سیاست نامشخص برای رونق تولید
تولید در جامعه ی اسلامی با رعایت اولویت ‌های آن برای حفظ استقلال سیاسی کشور؛ برقراری امنیت غذایی و دارویی؛ توازن قدرت کشور در بین کشورهای رقیب یا متخاصم؛ برقراری عدالت اجتماعی؛ هدایت و تربیت و توانمندسازی آحاد جامعه؛ برقراری امنیت اجتماعی؛ تأمین نیازهای ضروری امت اسلامی؛ و... صورت می ‌گیرد. در سال جاری، شاهد آن بودیم که دولت و مسئولان کشور نه تنها برنامه ی خاصی برای حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ی ایرانی نداشتند بلکه گاه شاهد سیاست های ضدونقیضی بودیم که بر تولیدکنندگان داخلی فشاری مضاعف را وارد کرده است. تولید در جامعه ی اسلامی انواع فعالیت ‌های اقتصادی مشتمل بر تولید کالاها و خدمات؛ کشاورزی و دام پروری؛ احیای زمین؛ فعالیت‌های دستی و صنعتی شهری و روستایی و عشایری؛ و فعالیت های دفاعی و عمرانی و... را در بر می ‌گیرد.

اما همان گونه که مشاهده می شود، ما در تمام عرصه‌های بالا نه تنها به رونقی قابل مشاهده دست نیافتیم، بلکه در برخی عرصه ها هم افت تولید چه کمّی و چه کیفی مشاهده شده است که صنعت خودروسازی را می توان از آن جمله دانست. با نگاهی به مشکلات تولید در کشور، می توان به وضوح این مسئله را مشاهده کرد که دولت در سال های گذشته برنامه ی مشخصی برای حمایت عادی از تولید نداشته است چه برسد به حمایت ویژه از آن در سال حمایت از تولید ملی.

ب- واگذار نشدن اقتصاد و تولید به مردم
توانمندسازی آحاد جامعه برای دست یابی به توان حرفه‌ای و تخصصی اشتغال و دسترسی عادلانه به منابع و ابزارهای تولیدی و فرصت‌های برابر تحصیلی و شغلی نسبت به بازتوزیع ثروت در جامعه تقدم دارد، گرچه همگی در زمره ی مصادیق تحقق عدالت تلقی شوند.

اما در کشور ما سیاست های باز توزیعی از جمله پرداخت یارانه ها از اولویت بالاتری برخوردار بوده و می توان گفت یارانه ای که قرار بود به تولیدکنندگان پرداخت شود هیچ گاه محقق نشد و دولت صد درصد یارانه ها را به صورت یارانه در اختیار مصرف کنندگان قرار داده و با توجه به ناتوانی تولیدات داخلی برای پاسخ گویی به نیازهای آنان، رونق واردات را در سال جاری شاهد بودیم که افزایش نرخ ارز هم تا حدود زیادی بر این مشکلات افزوده است.

از دیگر سو، تعاون و مشارکت سرمایه‌های کوچک برای امکان پذیری تولید در مقیاس اقتصادی در قالب تعاونی‌ های تولیدی و توزیعی امری مطلوب تلقی می‌شود گرچه نیاز به نهادینه شدن فرهنگ تعاون و مشارکت در فرهنگ ایرانی وجود دارد.

ج- نیروی انسانی: رکن اصلی تولید محسوب می شود و در تسهیم ارزش افزوده ی تولید، رعایت عدالت در تقسیم سود بین نیروی کار، صاحبان سرمایه، دارندگان فن آوری و دیگر ذی ‌نفعان ضروری است. اما در کشور ما به علت آن که هنوز قانون کار مناسبی وجود ندارد و بهره وری نیروی کار به شدت پایین است هنوز نیروی کار نتوانسته است به جایگاه واقعی خود در عرصه های اقتصادی و از جمله تولید برسد.

نیروی انسانی به عنوان رکن اصلی توسعه ی اقتصادی کشور در نام گذاری سال هم مورد عنایت قرار گرفته است که حمایت از کار ایرانی در سال جاری هنوز به آن حدی که می بایست نرسیده است. به عنوان مثال، طراحی و پیاده‌ سازی استانداردهای اخلاقی تعالی‌ بخش نیروی کار در تقدم رتبی نسبت به طراحی و پیاده ‌سازی استانداردهای فنی و زیست‌ محیطی تولیدی قرار دارد، گرچه رعایت استانداردها بر حسب اجباری یا اختیاری بودن آن ها حائز اهمیت است که، همان طور که بیان شد، تا کنون اجرایی نشده است.

د- فضای نامناسب کسب و کار
طبق اصول اقتصادی، فضای کسب و کار باید نشاط‌ آور و تحرک ‌آفرین و تعالی ‌بخش باشد و عوامل مخل آرامش روحی نیروی کار باید کاهش یابد. طبق آمارهای بین المللی، کشور در سال های گذشته با توجه به سیاست های نادرست دولت مردان در این حوزه با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم کرده است و چنانچه بخواهیم تولید ملی رونق یابد می بایست ابتدا به فضای کسب-وکار بپردازیم.

ه- ظهور پدیده ی دلالیسم در اقتصاد کشور
در سال های گذشته، پدیده ی دلالی در کشور رونق بسیار یافته است. برخی علل تاریخی و برخی سیاست های اقتصادی را در این موضوع علت اصلی می دانند. فارغ از دلایل ایجاد این موضوع، ضربه ای که این پدیده به اقتصاد کشور و تولید ملی زده است بر هیچ یک از دولت مردان و اقتصاددانان و مردم پوشیده نیست. دلالان در بازارهای ارز و سکه در سال گذشته چنان تاخته اند که حتی سیاست های دولت هم به جای حمایت از تولید ملی برای مبارزه با آنان بوده است که این موضوع خود تا حدود زیادی توان دولت را کاسته است.

و- کیفیت پایین تولیدات
پایین بودن کیفیت تولید ملی نیز یکی از موضوع هایی است که در حال حاضر مصرف کنندگان را به خرید کالاهای واردتی وادار کرده است. در صورتی که تولیدکنندگان به فکر ارتقای کیفیت محصولات خود نیفتند، می بایست منتظر روزی بود که سراسر بازارهای کشور در دست کالاهای وارداتی و تعدادی تاجر باشد که اقتصاد کشور را به هرکجا که بخواهند بکشند.

کنترل تقاضا و فراوانی عرضه برای ایجاد ثبات در قیمت کالا و خدمات باید با اولویت روی کرد فرهنگی و خودکنترلی در مقایسه با روی کرد تعزیری توسط حاکمیت ترویج شود.

namaye

از جمله موضوعات تخصصی و در اولویت اقتصاد مقاومتی، حوزه انرژی است. جمهوری اسلامی ایران از نظر امکان تنوع پذیری در سبد انرژی جایگاه ویژه ای دارد. کشور ما در ذخایر نفتی مقام چهارم و در ذخایر گازی مقام دوم را در جهان دارد. البته اگر مجموع نفت و گاز مد نظر قرار گیرد، مقام اول دارنده ذخایر هیدروکربوری متعلق به ایران می‌باشد. اقتصاد کشور نیز به گونه ای رشد کرده که وابستگی آن به فروش یا مصرف این ذخایر بسیار بالاست. داشتن این نعمتهای بی بدیل الهی جای شکرانه فراوان دارد و اولین قدم عملی در شکرگزاری، تولید و مصرف بهینه آنهاست.

در دهه های گذشته شاهد صادرات بخش عمده ای از ذخایر هیدروکربوری و فرآورده های مربوطه و همزمان تولید و تامین قسمت قابل توجهی از نیازهای داخلی بوده ایم. به نظر میرسد که مدلی که تا کنون عمل شده است دارای مشکلات فراوانی بوده که بایستی مورد باز نگری جدی قرار گیرد. به عنوان مثال خام فروشی علاوه بر اینکه کمترین عایدی را از این ثروت خدادادی نصیب ما می‌کند، باعث میشود تا بخش زیادی از درآمدهای آن به ریال تبدیل شده و یا صرف واردات کالاهای مصرفی شود. این دو کار یا افزایش تورم را به دنبال داشته و یا باعث رکود تولید داخل میشود. همچنین به دلیل جریان نیافتن این مواد اولیه با ارزش در صنعت و کسب و کار، منافع و بهره واقعی آن که ایجاد فناوری، کارآفرینی و تولید محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر باشد رخ نداده و این عواید بیشتر نصیب کشورهای وارد کننده نفت خام میشود. لذا طراحی مدلی بهینه به منظورتولید مواد هیدوکربوری و تکمیل زنجیره تولید مشتقات ارزشمند آن و نیز محصولات پایین دستی و یا ترکیبی، از ضروریات اقتصاد مقاومتی است. همچنین با توجه به تجربیات کسب شده و فعالیتهای پژوهشی انجام شده و در حال انجام، لازم است که سازوکارهای گذشته در خرید دانش فنی از خارج کشور تغییرات اساسی کرده و دانش فنی بومی جایگزین آنها شود.

همچنین از طرفی کشور ما یکی از معدود کشورهایی است که شدت مصرف انرژی بسیار بالایی داشته و علیرغم داشتن فرهنگ غنی اسلام در توصیه به عدم اسراف و تبذیر، متاسفانه درعمل به آن با ضعف های فراوانی مواجهیم. همینطور به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب، استعداد تولید و استفاده از انرژیهای تجدید پذیر در کشور در مقایسه با بسیاری از کشورها از رتبه بالایی برخوردار هستیم. برای غلبه بر فرهنگ پرمصرفی، اولین گامی که طی دو سال اخیر برداشته شده هدفمندی یارانه ها بوده است. اگر چه این کار اقدام خوبی بوده ولی قدمهای بیشتری باید برداشته شود که از جمله آنها تکمیل معقول هدفمندی یارانه ها، فرهنگ سازی مصرف و استفاده از فناوریهای جدید در کاهش شدت مصرف انرژی می‌باشد. اصلاح سبد انرژی، اقتصادی کردن و بومی سازی استفاده از انرژیهای تجدید پذیر، تخصیص بخشی از یارانه ها به استفاده کنندگان از وسایل مرتبط با انرژیهای نو و فناوریهای صرفه جویانه و نیز طراحی سبد انرژی مناسب برای هر اقلیم نیز از جمله فعالیت هایی است که به تدریج بایستی به آنها پرداخته شود.

3904024

توسعه ي اقتصادي بر مبناي سرمايه داري مصرفي، نسخه اي است كه غرب براي اقتصاد خود پيچيده است و براي اينكه بتواند كشورهاي در حال توسعه را نيز به صورت بازاري براي مازاد محصولات توليدي خود درآورد و آنان را به خريد اين كالاها تشويق كند، چاره اي نمي بيند جز آنكه مصرف گرايي را به صورت ارزش براي آنان درآورد.در شرايط كنوني دنيا و به ويژه منطقه ي خاورميانه و ايران اسلامي، بحث مصرف و الگوي مصرف جايگاهي خاص و حياتي دارد؛ به طوري كه مصرف ـ كه شعبه اي اساسي از زندگي است و از متغيرهاي اساسي در اقتصاد به شمار مي رود ـ مي تواند در سرنوشت ملت ها نقشي تعيين كننده داشته باشد. الگوي مصرف بومي منطبق بر شرايط خاص سرزميني، اعتقادي، فرهنگي و اجتماعي يك نياز اساسي براي هر كشور مستقل و بااقتدار است.

با اين مقدمه، در شرايط كنوني كشور ما، آن چنان كه مقام معظم رهبري در بيانات خود اشاره نموده اند، اقتصاد مقاومتي ضرورت دارد؛ اقتصادي كه بتواند در شرايط تهديد و تحريم دشمنان كارآمد و پويا عمل كند و با هر گونه وابستگي به مقابله برخيزد. مقام معظم رهبري در اين زمينه تصريح مي كنند: «اقتصاد مقاومتي معنايش اين است كه ما يك اقتصادي داشته باشيم كه هم روند رو به رشد اقتصادي در كشور محفوظ بماند، هم آسيب پذيري اش كاهش پيدا كند؛ يعني وضع اقتصادي كشور و نظام اقتصادي جوري باشد كه در مقابل ترفندهاي دشمنان، كه هميشگي و به شكل هاي مختلف خواهد بود، كمتر آسيب ببيند و اختلال پيدا كند.»

ايشان به كرّات در سال هاي مختلف، از ابتداي جنگ تحميلي تا كنون، تكيه ي خاصي بر لزوم اصلاح الگوي مصرف، مقابله با تجمل گرايي و مصرف زدگي، ترويج فرهنگ صرفه جويي و قناعت و مبارزه با اشرافي گري و اسراف داشته اند. تعبيري كه ايشان از خطر مصرف گرايي براي جمهوري اسلامي ايران دارند، تعبير «بيماري اجتماعي» است (در ديدار دانشگاهيان سمنان، 18 آبان 1385).

رهبري در سال 81 نيز آن چنان به پديده ي مصرف گرايي در جامعه انتقاد مي كنند كه شايد تا آن زمان اين چنين نسبت به اين موضوع واكنشي صورت نگرفته بود. ايشان فرمودند: «مصرف‏گرايي، جامعه را ازپاي درمي‏آورد. جامعه‏اي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد در ميدان هاي مختلف شكست خواهد خورد.» (بيانات در خطبه هاي نماز عيد فطر، 15 آذر 1381)

بنابراين بجاست نسبت به اين بلاي جامعه برانداز بيش از پيش آگاه بود و از خطرات و لطمات آن جامعه را حفظ كرد. به نظر مي رسد، اگر به دنبال مبارزه با سياست هاي استعماري و استكباري دشمن هستيم، بايد بدانيم كه يكي از برنامه ها و نقشه هاي دشمن در راستاي براندازي نظام جمهوري اسلامي همين ترويج مصرف گرايي در ميان مردم جامعه است.

ملك محمدي در كتاب خود با نام «بر لبه ي پرتگاه مصرف گرايي»، عامل سقوط رژيم ديكتاتور پهلوي را در كنار اقتصاد ضعيف ايرانِ آن زمان، حركت در پرتگاه مصرف گرايي عنوان مي كند و از اين رو، نام كتاب خود را به زيبايي چنين برمي گزيند. حال سؤال و دغدغه ي اصلي مؤلف اين است كه آيا با ترويج مصرف گرايي در جامعه ي اسلامي ايران دوباره خطر سقوط در پرتگاه وجود ندارد؟ مردم و مسئولين خدمتگزار اگر واقعاً به فكر حفظ و رشد و بالندگي اين نظام اسلامي هستند، بايد در برابر چنين پديده اي هوشيار باشند و براي رفع و زوال آن به شدت تلاش كنند.

از ديد باكاك در كتاب مصرف، مصرف مظهر حركت پسامدرنيته اي است كه متضمن از بين رفتن نقش محوري اي است كه پيش از اين كار توليدي در زندگي مردم و حس هويت آن ها داشت.

اهداف دشمن از ترويج مصرف گرايي

ايجاد سرمايه داري مصرفي (وابسته)

پديده ي مصرف گرايي سوغات شوم غرب و نظام سرمايه داري است. در اين نظام گفته مي شود: «The more is better» و نظريات اقتصاددانان معروف و شاخص جهان، از جمله كينز و فريدمن و سايرين نيز بر همين اساس بنا شده است، اما غافل از اينكه مصرف بيشتر نه تنها براي خود كشورهاي غربي رضايت مندي به بار نياورده و آثار سوء رواني آن در كتب بسياري از خود غربي ها منتشر شده است، بلكه در رابطه با وضع كشورهاي به اصطلاح جهان سوم و از جمله ايران، مصرفي مشابه كشورهاي صنعتي، كه بر اقتصاد جهان مسلط هستند و تقسيم كار بين المللي بر پايه ي نياز آنان به وجود آمده است، امري غيرمفيد و بسيار زيان بار است.

رابطه ي نظريات متعارف درباره ي مصرف و وضع عيني كشورهاي در حال توسعه، به دليل تقليد و تصويربرداري نظري از غرب و پياده كردن آن در اين كشورها، كه به هيچ وجه داراي شرايط برابر اقتصادي، اجتماعي و سياسي نيستند، تا كنون آثار وخيمي به بار آورده است كه از جمله ي آن ها متلاشي شدن اقتصاد سنتي و ايجاد اقتصاد سرمايه داري با ويژگي اصلي وابستگي مي باشد. علاوه بر اين، رشد جمعيت و رشد شديدتر نيازهاي جديد مي تواند بي ثباتي سياسي را بر اين كشورها تحميل كند (رزاقي، ص31 تا 33).

از ديد باكاك در كتاب مصرف، مصرف مظهر حركت پسامدرنيته اي است كه متضمن از بين رفتن نقش محوري اي است كه پيش از اين كار توليدي در زندگي مردم و حس هويت آن ها داشت.

به جاي نقش هاي كاري، اين نقش انواع صورت بندي هاي خانوادگي، انواع رفاقت هاي جنسي، گذران اوقات فراغت و مصرف به طور كلي است كه براي مردم اهميت هر چه بيشتري يافته است (همان، ص 5). همچنين به عقيده ي وي، سرمايه داري در بيشتر غرب و بلوك شرقي به اين علت جذابيت و مشروعيت يافت كه كالاي مصرفي اي را كه مردم تقاضا مي كردند ارائه مي كرد يا به نظر مي رسيد كه ارائه مي كند.

در خلال نيمه ي دوم سده ي بيستم، مصرف كالا و خدمات براي گروه هاي بيشتري از جوامع غربي و ژاپن و در ساير بخش هاي جنوب شرقي آسيا امكان پذير شد. نكته ي جالب توجه اين است كه بنا بر اذعان باكاك، همراه با مصرف، مرام وابسته به آن نيز به عنوان رشته اي از اعمال اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در خدمت مشروعيت بخشيدن به سرمايه داري در ديد ميليون ها مردم عامي عموميت يافت (همان، ص 2).

وي همچنين معتقد است كه مصرف به عنوان فعاليتي اقتصادي ـ اجتماعي و رويه هاي ايدئولوژيك همبسته با مصرف گرايي را مي توان به عنوان حركتي ديد كه دستيابي به سوي موقعيتي مسلط در صورت بندي هاي اجتماعي را مورد هدف خود قرار داده است. اين خود مستلزم وجود ديدگاهي است كه به موجب آن، مصرف گرايي و عمل مصرف كردن همراه آن، يك روش كامل و كارآمد زندگي اخلاقي فلسفي را در ميان همه ي افراد بشر بر روي زمين شكل دهد.

براي اينكه چنين چيزي امكان پذير باشد، بايد عادت هاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي همبسته با مصرف را به طور فلسفي در جهان بيني اي چون ليبراليسم بازار آزاد و مبتني بر مفاهيمي چون بازار آزاد و فردگرايي استوار كرد. مسئله اينجاست كه در اين جهان بيني، چيزي با نام جامعه وجود ندارد و صرفاً افرادي وجود دارند كه در بازارها براي فروش كالا، خدمات و يا توانايي هاي جسمي و ذهني شان با هم رقابت مي كنند (ص 10 و 11).


به عقيده ي باكاك، امروز در جهان شكل مجزايي از سرمايه داري وجود دارد كه مبتني بر توليد هميشه فزاينده ي كالاهاي مصرفي است. اين نوع جديد را مي توان «سرمايه داري مصرفي» ناميد (ص 53).

آنچه از اظهارات بالا مي توان نتيجه گرفت اين است كه توسعه ي اقتصادي بر مبناي سرمايه داري مصرفي، نسخه اي است كه غرب براي اقتصاد خود پيچيده است و براي اينكه بتواند كشورهاي در حال توسعه (كشورهاي داراي درآمد ملي پايين و رشد اقتصادي كم) را نيز به صورت بازاري براي مازاد محصولات توليدي خود درآورد و آنان را به خريد اين كالاها تشويق كند، چاره اي نمي بيند جز آنكه مصرف گرايي را به صورت ارزش براي آنان درآورد و آنجايي كه ميل و هوس آدمي تحريك شود، ديگر جاي مقاومت و ايستادگي نخواهد بود و بدين ترتيب اين كشورها نيز دچار نوعي سرمايه داري مصرفي غير از سرمايه داري توليدي خواهند شد.

بنابراين كشورهاي در حال توسعه هم رشد خواهند كرد، اما نه رشد در محصولات توليدي، بلكه رشد در مصرف كالاها و خدمات خارجي به بهاي فروختن مواد خام ارزشمند زيرزميني و معدني و به ويژه نفت كه آن ها هم عمري ندارند و به زودي تمام خواهند شد. بنابراين باز ملت ها بايد دوباره درخواست كنند تا ممالك غربي بيايند و به اوضاع ايشان رسيدگي كنند؛ همچون معتاد به مواد مخدر كه حاضر است به هر قيمتي كه شده (زير پا گذاشتن شرف و آبرو و مال و جان و فرزندش) موادي تهيه كند و درد خود را با آن دوا نمايد.

لذا سقوط چنين جامعه اي با چنين افرادي حتمي است. رهبر معظم انقلاب، در تذكري شديد به مردم و مسئولان درباره ي خطر چنين وضعيتي، مي فرمايند: «ما حق نداريم به عنوان يك ملت، مصالح بزرگ و ملي ودورنگر، بلكه مصالح نقد مهم و كنوني، خود را به خاطر خواسته‏هاي شخصي خودمان، كهما را به اسراف و بي‏بندوباري در مصرف مي‏كشاند، فدا كنيم و آن ها را نديده بگيريم.» (پيام به مناسبت حلول سال نو، اول فروردين 1377).

براي شكوفايي اقتصاد داخلي و رفع نيازهاي مردم، به طوري كه وابستگي را به دنبال نداشته باشد، ناچار از استفاده از محصولات داخلي هستيم. مقام معظم رهبري در اين زمينه، خطاب به مسئولين و مردم، مي فرمايند: «همه ي دستگاه هاي دولتي... سعي كنند هيچ توليد غيرايراني را مصرف نكنند؛ همت را بر اين بگمارند. آحاد مردم هم مصرف توليد داخلي را بر مصرف كالاهايي با مارك هاي معروف خارجي ـ كه بعضي فقط براي نام و نشان، براي پز دادن، براي خودنمايي كردن، در زمينه هاي مختلف دنبال مارك هاي خارجي مي روند ـ ترجيح بدهند. خود مردم راه مصرف كالاهاي خارجي را ببندند.»

راهكارها

1. مديريت مصرف

اين مسئله، كه از ديد رهبري يك ركن از اركان اقتصاد مقاومتي است، به معناي مصرف متعادل و پرهيزاز اسراف و تبذير است؛ به طوري كه ايشان آن را به منزله ي جهاد در راه خداوند مي دانند (بيانات در ديدار كارگزاران نظام، 3 مرداد 1391).

1-1. كاهش اسراف و تجمل

ايشان وظيفه ي مردم در برابر چنين پديده اي را اين چنين تبيين مي كنند: «اين وظيفه‏ي همه است. هر كدام به نحوي تجمل واسراف و زياده‏روي را كم كنيم.» (همان)

رهبري همچنين افرادي را بيش از حد و بيهوده خرج مي كنند، افراد داراي بي انضباطي مالي و اقتصادي دانسته و اين را موجبات مشكلات بسيار براي جامعه مي دانند.

2-1. استفاده از محصولات داخلي

براي شكوفايي اقتصاد داخلي و رفع نيازهاي مردم، به طوري كه وابستگي را به دنبال نداشته باشد، ناچار از استفاده از محصولات داخلي هستيم. مقام معظم رهبري در اين زمينه، خطاب به مسئولين و مردم، مي فرمايند: «همه ي دستگاه هاي دولتي... سعي كنند هيچ توليد غيرايراني را مصرف نكنند؛ همت را بر اين بگمارند. آحاد مردم هم مصرف توليد داخلي را بر مصرف كالاهايي با مارك هاي معروف خارجي ـ كه بعضي فقط براي نام و نشان، براي پز دادن، براي خودنمايي كردن، در زمينه هاي مختلف دنبال مارك هاي خارجي مي روند ـ ترجيح بدهند. خود مردم راه مصرف كالاهاي خارجي را ببندند.»

2. افزايش توليد ثروت از طريق علم

يكي از اركان اساسي اقتصاد مقاومتي از ديدگاه رهبري عزيز شركت هاي دانش بنيان است. ايشان نقش اين شركت ها را در رفع وابستگي به غربي ها در شرايط تحريم و تهديد چنين بيان مي كنند: «به نظر من، يكي از بخش هاي مهمي كه مي تواند اين اقتصادمقاومتي را پايدار كند همين كار شماست؛ همين شركت هاي دانش بنيان است؛اين يكي از بهترين مظاهر و يكي از مؤثرترين مؤلفه هاي اقتصاد مقاومتي است.» (بيانات در ديدار جمعي از پژوهشگران و مسئولان شركت هاي دانش بنيان، 8 مرداد 1391)

3. كمك به فقرا و انفاق به مستمندان

4. قطع ساخت و پخش فيلم ها و سريال هاي مروج مصرف گرايي و تجمل خواهي

5. صرفه جويي

رهبر معظم انقلاب در بيان معناي صرفه جويي مي فرمايد:

«در همه ي امور ما بايد به صرفه جويي عادت كنيم. صرفه جويي يعني آن چيزي را كه قابل استفاده است و مي توانيم از آن استفاده كنيم، دور نريزيم. نسبت به امكانات با هوس رفتار نكنيم. دائماً چيزهاي ماندگار رانو كردن و چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن روش درستي نيست.» (پيام نوروزي به مناسبت آغاز سال 1376)

6. كاهش وابستگي به نفت

يكي از مسائلي كه دامن گير كشورهاي در حال توسعه بوده و هست نحوه ي استفاده ي صحيح و كارآمد از منابع خداداي نفت و گاز مي باشد. كشور ما نيز به عنوان غني ترين كشور از حيث مجموع ذخاير نفت و گاز در جهان، از زمان كشف نفت يعني حدوداً 100 سال پيش با اين معضل روبه روست و نتوانسته است به نحو اصولي و درست از اين منابع در جهت شكوفايي توليد داخلي و اقتدار بين المللي استفاده كند و خام فروشي تنها گزينه اي است كه در اين سال ها بدان متوسل شده ايم و وابستگي همه جانبه ي اقتصاد كشور به نفت نتيجه ي اجتناب ناپذير آن است. رهبر بصير انقلاب اهميت اين مسئله را در شرايط امروزين كشور اين چنين بيان مي كنند:

«كاهش وابستگي به نفت يكي ديگر از الزامات اقتصاد مقاومتي است. اين وابستگي ميراث شوم 100ساله ي ماست. ما اگر بتوانيم از همين فرصت كه امروز وجود دارد استفاده كنيم و تلاش كنيم نفت را با فعاليت هاي اقتصاديِ درآمدزاي ديگري جايگزين كنيم، بزرگ ترين حركت مهم را در زمينه ي اقتصاد انجام داده ايم.» (بيانات در ديدار كارگزاران نظام، 3 مرداد 1391)

ايشان در بيان فعاليت هاي اقتصادي درآمدزا از صنايع دانش بنيان به عنوان نمونه ياد مي كنند كه مي تواند، با استفاده از ظرفيت هاي علمي دانشگاهي و صنعتي داخلي، به عنوان جايگزيني براي روش ساده و كم خاصيت خام فروشي نفت محسوب گردد.

نتيجه گيري

با توجه به مطالب بيان شده، مي توان چنين نتيجه گرفت كه در شرايط كنوني، دشمن جمهوري اسلامي با استفاده از حربه ي ترويج مصرف گرايي ميان آحاد افراد جامعه، سعي در به ضعف كشاندن مردم در برابر ارضاي اميال برانگيخته شده در اثر مصرف گرايي دارد تا از اين طريق، مقاومت ملت ايران را در برابر آنان به حداقل برساند و نظام جمهوري اسلامي را در برآوردن نيازهاي مردم ناتوان نشان دهد و نظام سرمايه داري را به عنوان نظام برتر و جايگزين به مردم ما معرفي نمايد.

22115 795
آنچه که در رزوهای اول ترور شهید مصطفی احمدی روشن بیشتر به ذهن متبادر می‌شد این بود که جامعه علمی فعال در انرژی هسته‌ای کشور مشابه شهیدان علیمحمدی و شهریاری، شهیدی دیگر را در راه پیشرفت علمی و هسته‌ای تقدیم کرده است. اما دقت بیشتر در چرایی ترور و زوایای فعالیت شهید روشن حاکی از آن است که این ترور و اهدافی که دنبال می‌کرده از نظر ماهوی تفاوت‌هایی با ترور‌های قبلی دارد که بررسی آنها خالی از حکمت نیست.

شهید روشن برخلاف شهدای گذشته نه دکتر بود و نه استاد دانشگاه، او تنها دانش‌آموخته‌ای از خیل دانش آموختگان مهندسی شیمی دانشگاه شریف بود که پس از فارغ‌التحصیلی با موقعیت‌شناسی دقیق وارد صنعت هسته‌ای کشور شده و با تمام توان و انرژی در این صنعت حساس و حیاتی فعلایت می‌کرد.
 
مصطفی پس از ورود به این صنعت فعالیت خود را از سطوح پائین سازمان آغاز کرد و تدریجاً با توجه به تلاش و شایستگی درخور توجه خود، درجات ترقی را طی نموده و به سمت معاونت بازرگانی سایت نطنز نائل شد.

توانایی، استعداد و تلاش پیگیر مصطفی در این سمت بگونه‌‌ای بود که تحریم‌ها و محدودیت‌های شدید در بخش خرید و تامین قطعات و کالاهای موردنیاز، یکی پس از دیگیر بدستان مصطفی دور زده می‌شد تا فعالیت سایت نطنز متوقف نشود.
 
خود مصطفی در وصف توانایی‌های خود به یکی از دوستانش گفته بود "تا امروز چیزی نبوده که نطنز به آن نیازمند باشد و من نتوانم آن را تامین کنم"

بنابراین و با آشکار شدن نقش کلیدی روشن در پیشبرد فعالیت هسته‌‌ای کشور کم کم چهره پیروزمندانه وی برای دشمن نیز نمایان شد.
 
جوان ۳۲ ساله‌ای که خواب "تحریم‌های فلج‌کننده"‌را مشوش می‌کرد و با عزم و اراده ولایی و معتقد به کار جهادی، عملا نشان می‌داد که "جهاد اقتصادی" می‌تواند ایده‌پردازان "تحریم‌های فلج‌کننده"‌را آن چنان دچار فلج مغزی کند که تمامی راه‌های به اصطلاح مسالمت‌آمیز برای توقف برنامه هسته‌ای ایران، تنها و تنها به حذف و ترور روشن ختم شود. لذا واضح است که می‌توان روشن را اولین شهید راه "جهاد اقتصادی" دانست.

در این دیدگاه شهادت این شهید عزیز بسیار عبرت‌آموز و قابل تامل است چرا که نشان می‌دهد هر فعالیت و تلاش پیگیر و خالصانه در سطوح مختلف کاری و سازمانی کشور می‌تواند بسیار مؤثر و تعیین‌کننده باشد.
 
این تاثیر از نگاه دشمنی که واقعیت، برون رفت از "بیچارگی" خود را تنها می‌تواند با حذف فیزیکی نیروهای تاثیرگذار دنبال کند و این در دنیای امروز معنایی جز "شکست" ندارد.

دیگر نکته این که روشن نشان داد که فعالیت‌های مهم و تاثیرگذار در کشور لزوماً همراه با هیاهو و شهرت‌های رسانه‌ای نیست. برای آنکه خار چشم دشمن و افتخار میهن بود لازم نیست که مقام علمی یا سیاسی مهمی داشت و یا در پست‌های عالی و دهان‌ پرکن جا گرفت. تنها تخصص و اخلاص و تلاش لازم است و این خصوصیتی است که برای همه جوانان ما دست‌ یافتنی است. به عبارت واضح‌تر دشمن با این ترور ثابت کرد که همه جوانان فعال ایران اسلامی، خار چشم او هستند و هم می‌توانند در راه اعتلای میهن اسلامی به اندازه "روشن" تاثیرگزار باشند./ کاسب امین

seke2ا

بزار‌های سرمایه‌گذاری قابل جانشین به یکدیگر هستند، بدین معنی که مثلاً سرمایه مالی صرف‌ شده در بازار طلا می‌تواند به سرمایه‌ای در بورس تبدیل شود. این جایگزینی و جانشینی ابزارهای مالی موجب می‌شود در بلندمدت همسویی و وابستگی شدیدی بین بازدهی بازارهای سرمایه مختلف وجود داشته باشد.
 این سخن ابداً به این معنا نیست که در هر مقطعی از زمان، نرخ بازدهی در بازارهای موازی یکسان است، بل بدین معنی است که هر چه اختلاف بین بازدهی بازارها بیشتر شود، احتمال اینکه این اختلاف کمتر شود بیشتر می‌شود. به عبارت دیگر احتمال کوچک شدن اختلاف بین بازدهی بازارها با افزایش شکاف بین بازدهی بازارها بیشتر می‌شود؛ نمی‌شود برای مدت‌های مدید بازاری دارای نرخ بازدهی بسیار بالا باشد و بازار موازی آن هیچ عایدی نداشته باشد. از همین روست که رابطه‌ای مثبت و مستقیم بین بازدهی بازارهای سرمایه مختلف وجود دارد. با این وجود نباید از یاد برد که این رابطه در دوره‌ای از زمان محسوس و قابل اندازه‌گیری است و هر چه این دوره طولانی‌تر باشد این رابطه مستقیم نیز معنا‌دار‌تر خواهد بود.


با این وجود هر بازار نیز دارای مختصات خاص خودش است و بی‌تردید بازدهی آن وابسته به متغیر‌هایی است که هر چند بیشتر آنان ممکن است در بازارهای دیگر نیز وجود داشته باشند، اما بخشی از این متغیرها نیز تنها مختص به هر بازار است. 
  
از این روی هر چند می‌توان بااطمینان از همبستگی عایدی بازارها در بازه زمانی طولانی سخن گفت و در عین حال وقتی شکاف بازدهی بازارها خیلی بزرگ شود، انتظار داشت به‌زودی این شکاف کوچک می‌شود و بازاری که عایدی کمتری داشته به سمت سوددهی برود، اما تخمین و پیش‌بینی عایدی هر بازار کاری بس دشوار و پیچیده است که باید در آن متغیرهای خاص هر بازار را نیز در نظر گرفت. از آن جایی که در اقتصاد ایران، بیشترین بازارهایی که می‌توانند جذب‌کننده سرمایه‌های مالی باشند، بازار ارز و طلا، مسکن و در نهایت بورس است به مقایسه بازدهی این سه بازار و ویژگی‌های آنان می‌پردازیم. 
  
بازار ارز 
 
در دو سال گذشته بازار ارز سوددهی بالایی را از خود نشان داده است. از عوامل موثر بر این وضعیت می‌توان به منزوی شدن اقتصاد ایران از یک‌سو و عدم تعدیل نرخ ارز در سال‌های قبل اشاره کرد. از آنجایی که به خصوص نمی‌توان از کم‌رنگ شدن این دوری از اقتصاد جهانی سخن گفت، می‌توان با اطمینان بیشتری مدعی بود که دلیلی برای متوقف شدن این بازدهی در بازار ارز وجود ندارد.   
 
بررسی نرخ دلار آمریکا در یک ساله گذشته نشان می‌دهد که نرخ از بهمن‌ماه ۱۳۹۱ از سطح ۱۸۷۰ تومان به سطح ۳۹۰۰ تومان رسیده است که نرخ بازدهی ۱۰۸‌درصدی را نشان می‌دهد. توجه کنید در این دوره نرخ افت و خیزهای زیادی را داشته است اما می‌توان گفت به طور متوسط نرخ بازدهی این بازار در یک سال گذشته در این سطح بوده است. 


بازار مسکن 
به گزارش تجارت فردا ، این بازار از دو کانال می‌تواند از بازار ارز تاثیر گیرد. یکی همان بحث جایگزینی بازارهای موازی سرمایه است و دیگری اثر‌گذاری افزایش نرخ ارز بر مصالح ساختمانی که می‌تواند منجر به افزایش ساخت و در نهایت بهای مسکن شود.  
 
در دو سال کنونی به نظر می‌رسد به جز یک‌ماهه اخیر که به نظر ناظران افزایش محسوسی بالاتر از افزایش شاخص کل قیمت‌ها صورت گرفته، بازار مسکن در رکودی بود که طی آن بهای مسکن آنچنانی که آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد حداکثر به میزان افزایش شاخص کل قیمت‌ها بود.  
 
با این حال به نظر می‌رسد که اختلاف بین بازدهی بازار مسکن و ارز موجب شد تا بهای بازار مسکن بیشتر از سطح میانگین قیمت‌ها افزایش یابد. با این وجود نباید از یاد برد که بازار ارز در دوره‌ای طولانی پیش از دو سال اخیر برای دوره طولانی با‌ثبات بود در حالی که بازار مسکن سودآوری بالایی را داشت. از همین رو بخشی از عایدی به دست آمده در بازار ارز در دو سال اخیر، فاصله عایدی بیشتر در بازار مسکن را پر کرده است.  
آمار رسمی حکایت از آن دارد در بخش خرید و فروش مستغلات در کل کشور، نرخ بازدهی در یک سال گذشته قریب ۴۰ درصد بوده که در مقابل رشد حدود ۱۸درصدی سال قبل از آن، حکایت از اوج‌گیری بیشتر نرخ بازدهی این بازار در سال کنونی نسبت به سال قبل دارد. 


بازار سهام 
به هر رو با وجود رشد بالای نقدینگی و سطوح بی‌سابقه تورم، این انتظار وجود دارد در همه بازارهای سرمایه شاهد عایدی باشیم که اغلب اوقات حداقل به میزان رشد شاخص کل قیمت‌هاست. با این وجود با رصد کردن شرایط هر یک از بازارها می‌توان بدین نتیجه رسید که رشد در بازار سهام در نهایت بیش از هر چیز وابسته به رشد اقتصادی است. قیمت متوسط سهام شرکت‌ها نمی‌تواند در اقتصادی که از شکوفایی لازم برخوردار نیست به طور پیوسته رشد کند. 


بررسی میزان رشد شاخص کل بورس در یک سال گذشته حکایت از ۴۴ درصد نرخ بازدهی دارد. این در حالی بوده که اقتصاد کلان ایران وضعیت مطلوبی نداشته است. به نظر می‌رسد در اینجا همان وابستگی نرخ بازدهی بازارهای موازی سرمایه خود را بروز داده است، ضمن آنکه افزایش نرخ ارز و در نتیجه افزایش قیمت محصولات وابسته به آن، اثرگذاری محسوسی در افزایش شاخص کل بورس داشته است. 


با این وجود باید بر این نکته نیز پافشاری کرد که این نرخ بازدهی تنها به میزان کمی از تورم نقطه به نقطه که در حدود ۳۷ درصد تخمین زده می‌شود، فاصله دارد. به عبارت دیگر، نرخ بازدهی واقعی سهام همچنان فاصله زیادی با بازار ارز دارد، هر چند می‌توان گفت با اختلاف اندکی بالاتر از بازار مسکن (در کل کشور) است. 
  
ریسک بازارها 
فارغ از میزان نرخ بازدهی که در هر بازار وجود دارد، عامل دیگری که در تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری در هر بازار مهم است، ریسک موجود در آن بازار است. اما کدام یک از این بازارها کم‌ریسک‌تر است؟ می‌توان گفت به طور تاریخی بازار مسکن از تمامی بازارها کم‌ریسک‌تر است. خصلت افزایش پله‌ای بهای مسکن موجب می‌شود وقتی قیمت در این بازار رشد پیدا کرد این رشد، عقبگردی نداشته باشد تا با رشد تورم و رسیدن شاخص بهای کل کالاها دوباره فضا برای رشد قیمتی مسکن آماده شود. اما به هر رو وقتی افزایشی در قیمت مسکن رخ می‌دهد، دیگر احتمال کاهش آن هم به میزان قابل توجهی بسیار پایین است. 


پس از بازار مسکن، این بازار ارز بوده است که دارای کمترین نوسان قیمتی بوده است. ضمن آنکه نباید از یاد برد، همان‌طور که پیش از این بیان شد، در شرایط فعلی و با توجه به آنکه عوامل اصلی در افزایش بهای نرخ ارز، همچنان باقوت حضور دارند و کمتر نشانه‌ای برای از بین رفتن آنها وجود دارد، ریسک آنکه افزایش مداوم نرخ ارز متوقف شود، پایین است. البته در صورت ایجاد یک نشانه پر‌قوت برای از بین رفتن فاصله میان اقتصاد ایران و اقتصاد جهانی، کاهش در بهای ارز می‌تواند چشمگیر باشد. 


ریسک بازار سهام به نظر در شرایط کنونی بیش از سایر بازارهاست، زیرا رشد اقتصادی و شرایط واقعی سود‌آوری شرکت‌ها، با بازدهی موجود در بازار سرمایه در تناقض است و از این رو می‌توان انتظار آن را داشت که بازار سهام دچار افت شود. 


کدام بازار؟ 
با توجه به موارد ذکرشده کدام بازار برای سرمایه‌گذاری مناسب است؟ جدول ذیل رتبه هر بازار را بر مبنای نرخ بازدهی و ریسک نشان می‌دهد. در حالی که بازار ارز در یک سال گذشته بیشترین عایدی را ایجاد کرده است اما ریسک در این بازار به طور تاریخی بیشتر از بازار مسکن است و بازار سهام پر‌ریسک‌ترین بازار است که البته عایدی آن بیشتر از بازار مسکن است.  
 
پرسش این است که آیا میزان سود بیشتر در بازار ارز به ریسک بیشترش می‌ارزد؟ همچنان که ذکر شد این ریسک با توجه به وضعیت کنونی نباید آنچنان بالا باشد، هر چند از ریسک بازار مسکن بیشتر است، اما برای داشتن یک برنامه سرمایه‌گذاری، شاید بهترین روش، مشخص کردن حجم سرمایه‌گذاری مورد نظر و مدت زمانی است که می‌خواهیم سرمایه‌گذاری انجام شود. 
  
اگر حجم سرمایه مالی زیاد باشد و فرد برای مدت زمان طولانی نیاز ضروری به آن نداشته باشد، شاید بازار مسکن حتی در شرایط فعلی بهتر از بازار ارز باشد، ضمن آنکه ارز می‌تواند مشکلات خاص خود را از نظر نگهداری و خرید و فروش داشته باشد که در بازار مسکن این مشکلات وجود ندارد.  
 
از سوی دیگر، آگاهی سرمایه‌گذار به زیر و بم هر بازار نیز، نکته کلیدی دیگری است که می‌تواند در تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری موثر باشد، زیرا در این صورت فرد می‌تواند بیش از متوسط عایدی هر بازار سود کسب کند. از این رو، هر چند با مقایسه‌ای که در اینجا صورت گرفت، می‌توان تصویری از وضعیت بازارها داشت اما در نهایت این سرمایه‌گذار است که بسته به شرایط خود و هدف سرمایه‌گذاری‌اش باید تعیین کند کدام بازار برای سرمایه‌گذاری‌اش مناسب است.

imagesحضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بیست و چهارم دی‌ماه 1362 در پاسخ به سوال خبرنگار اطلاعات هفتگی طی یک مصاحبه مطبوعاتی درباره دهه فجر به بیان خاطرات خود از روزهای پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته بودند. در این خاطرات می‌خوانیم:

در آن روزها ما در یک حالت بُهت بودیم. در حالی که در همه‌ی فعالیتهای آن روزها ما طبعاً داخل بودیم. همان‌طور که می‌دانید ما عضو شورای انقلاب بودیم و یک حضور دائمی تقریباً وجود داشت. لکن یک حالت ناباوری و بهت بر همه‌ی ما حاکم بود. من یک چیزی بگویم که شاید شما تعجب بکنید.

من تا مدتی بعد از 22 بهمن هم که گذشته بود بارها به این فکر می‌افتادم که ما خوابیم یا بیدار. و تلاش می‌کردم که از خواب بیدار شوم. یعنی اگر خواب هستم، این رؤیای طلائی که بعدش لابد اگر آدم بیدار شود هر چه قدر خواهد بود خیلی ادامه پیدا نکند، اینقدر برای ما شگفت‌آور بود مسأله.

سجده‌ی شکر...

آن ساعتی که رادیو برای اول بار گفت صدای انقلاب اسلامی، یک همچی تعبیری. من تو ماشین داشتم از یک کارخانه‌ای می‌آمدم طرف مقرّ امام. یک کارخانه‌ای بود که عوامل اخلال‌گرِ فرصت‌طلب آن‌جا جمع شده بودند و شلوغی راه انداخته بودند و در بحبوحه‌ی انقلاب که هنوز شاید بختیار هم بود، آن روزهای مثلاً شاید هفدهم، هجدهم و مشکلات هنوز در نهایت شدت وجود داشت و هنوز هیچ کار انجام نشده بود اینها به فکر باج‌خواهی و باجگیری بودند. توی یک کارخانه‌ای راه افتاده بودند، تحریکات درست کرده بودند و اینها، ما رفتیم آن‌جا که یک مقداری سروسامان بدهیم. در مراجعت بود که رادیو اعلان کرد که صدای انقلاب اسلامی. من ماشین را نگه داشتم آمدم پائین روی زمین افتادم و سجده کردم. یعنی اینقدر برای ما غیر قابل تصور و غیر قابل باور بود. هر لحظه‌ای از آن لحظات یک مسأله داشت، به طوری که اگر من بخواهم خاطرات ذهنی خودم را در آن مثلاً بیست روزِ حول و حوش انقلاب بیان کنم یقیناً نمی‌توانم همه‌ی آن چه را که در ذهن و زندگی آن روزِ ما می‌گذشت را بیان کنم.

ورود امام!

روز ورود امام البته آن روزِ ورود ایشان که ما از دانشگاه، می‌دانید که متحصن بودیم در دانشگاه دیگر، می‌رفتیم خدمت امام، توی ماشین من یک وقتی خدمت خود امام هم گفتم همین را. همه خوشحال بودند، می‌خندیدند، بنده از نگرانیِ بر آنچه که برای امام ممکن است پیش بیاید بی‌اختیار اشک می‌ریختم و نمی‌دانستم که برای امام چی ممکن است پیش بیاید. چون یک تهدیدهایی هم وجود داشت.

بعد رفتیم وارد فرودگاه شدیم، با آن تفاصیل امام وارد شدند. به مجرد این‌که آرامش امام ظاهر شد نگرانیها و اضطراب ما به کلی برطرف شد. یعنی امام با آرامش خودشان به بنده و شاید به خیلی‌های دیگر که نگران بودند، آرامش بخشیدند.

وقتی که بعد از سالهای متمادی امام را من زیارت می‌کردم آن‌جا، ناگهان خستگی این چند ساله مثل این‌که از تن آدم خارج می‌شد. احساس می‌شد که همه‌ی آن آرزوها مجسم شده در وجود امام و با کمال صلابت و با یک تحقق واقعی و پیروزمندانه این‌جا در مقابل انسان تبلور پیدا کرده.

وقتی که آمدیم وارد شهر شدیم از فرودگاه و با آن تفاصیلی که خب همه‌ی شماها شاهد بودید و بحمداللَّه هنوز در ذهن همه‌ی مردم شاید آن قضایا زنده است، همان‌طور که می‌دانید امام عصری از بهشت زهرا رفتند به یک نقطه‌ی نامعلومی و برادرانمان حالا به طور مشخص، آقای ناطق نوری امام را در حقیقت ربودند و به یک مأمنی بردند که از احساسات مردم که می‌خواستند همه ابراز احساسات بکنند و امام از شب قبلش که از پاریس حرکت کرده بودند تا دم غروب، تقریباً دمادم غروب دائماً در حال فشار کار و حضور بودند و هیچ یک لحظه استراحت نکرده بودند یک مقداری استراحت بدهند به امام.

امام در مدرسه‌ی رفاه

ما هم پائین بودیم یعنی ما در آن حال، ما رفته بودیم رفاه. مدرسه‌ی رفاه کارهایمان را انجام می‌دادیم. قبل از آنی که امام وارد بشوند ما نشسته بودیم با برادرانمان و روی برنامه‌ی اقامتگاه امام و ترتیباتی که بعد از ورود امام باید انجام بگیرد یک مقداری مذاکره کرده بودیم، یک برنامه‌ریزیهایی شده بود.

آن روزها یک نشریه‌ای ما درمی‌آوردیم که بعضی از اخبار و مثلاً اینها در آن نشریه چاپ می‌شد، از همان رفاه این نشریه بیرون می‌آمد. یک چند شماره‌ای منتشر شد. البته در دوران تحصن هم یک نشریه‌ی دیگری آن‌جا راه انداختیم یک دو سه شماره هم آن درآمد.

- عرض کنم که - من برگشتم آن‌جا و منتظر بودیم لحظه به لحظه که ببینیم چه خواهد شد. اطلاع پیدا کردیم که امام رفتند به یک نقطه‌ای که یک مقداری آن‌جا استراحت کنند، نماز ظهر و عصرشان را ظاهراً نخوانده بودند نزدیک غروب شده بود، نماز ظهر و عصرشان را بخوانند و اینها. آخر شب بود، من داشتم خبرهای آن روز را تنظیم می‌کردم که توی همان نشریه‌ای که گفتیم چاپ بشود و بیاید بیرون.

ساعت حدود ده شب بود تقریباً، یک وقت دیدیم که از در حیاط داخلی مدرسه‌ی رفاه - که از آن کوچهِ باز می‌شد یک در کوچکی بود - یک صدای همهمه‌ای احساس کردم من و یک چند نفری آن‌جا سر و صدا کردند و پیدا شد معلوم شد که یک حادثه‌ای واقع شده.

من رفتم از دم پنجره نگاه کردم دیدم بله امام، تنها از در وارد شدند. هیچکس با ایشان نبود. و این برادرهای پاسدار، - پاسدار که یعنی همان کسانی که آن‌جا بودند - که ناگهان امام را در مقابل خودشان دیده بودند سر از پا نشناخته مانده بودند که چه بکنند و دور امام را گرفته بودند، امام هم علی‌رغم آن خستگی که آن روز گذرانده بودند با کمال خوشروئی با اینها صحبت می‌کردند. اینها هم دست امام را می‌بوسیدند، البته شاید یک ده پانزده نفر مثلاً مجموعاً بودند، همین‌طور طول حیاط را طی کردند رسیدند به پله‌هایی که به حال طبقه‌ی اول منتهی می‌شد و آن پله‌ها پهلوی همان اتاقی هم بود که من توی آن اتاق بودم. من از پنجره آمدم دم در اتاق وارد هال شدم که امام را از نزدیک ببینم. امام وارد شدند. تو هال هم عده‌ای از بچه‌ها بودند اینها هم رفتند طرف امام، دور امام را گرفتند که دست ایشان را ببوسند.

من هر چی کردم نزدیک بشوم دست امام را ببوسم دیدم که به قدر یک نفر مزاحمت برای امام ایجاد خواهد شد و علی‌رغم میل شدیدی که داشتم بروم خدمت امام دست ایشان را ببوسم، کنار ایستادم و امام از دو متری من عبور کردند.

من نزدیک نرفتم چون دیدم شلوغ است دور و ور ایشان و رفتنِ من هم به این شلوغی کمک خواهد کرد. عین این احساس را من توی فرودگاه هم داشتم. توی فرودگاه همه می‌رفتند طرف امام من هم خیلی دلم می‌خواست بروم، اما خودم را مانع شدم، بعضی دیگر هم مانع می‌شدم که بروند طرف امام که ایشان را خسته نکنند.

امام آمدند از پله‌ها رفتند بالا و در این حین پای پله‌ها در حدود شاید یک سی چهل نفری، چهل پنجاه نفری آدم جمع شده بود. رفتند دم پاگرد پله‌ها که رسیدند که می‌خواستند بروند بالا. یکهو برگشتند طرف این جمعیت و نشستند روی زمین و همه نشستند، یعنی خواستند که رها نکرده باشند این علاقه‌مندان و دوستداران خودشان را. یکی از برادران آن‌جا یک مقداری صحبت کرد و یک خیر مقدم حساب نشده‌ی پرهیجانی - چون هیچکس انتظار این دیدار را نداشت - گفت. بعد هم امام یک چند کلمه‌ای صحبت کردند و رفتند بالا در اتاقی که برایشان معین شده بود راهنمائی شدند به آن‌جا. و همین‌طور دیگر خاطرات لحظه به لحظه...

13900722132849 PhotoA

الحمدللَّه ربّ العالمين. والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين المعصومين. سيّما بقيّةاللَّه فى‏الارضين.

خداى بزرگوار و عزيز را سپاسگزارم كه اين توفيق را عنايت كرد تا بتوانم وعده قبلى خودم را به شما مردم عزيز، مؤمن و انقلابى آمل عمل كنم و به زيارت و ديدار شما به شهر آمل بيايم. خوشحالم از اين‏كه در جمع شما مردم مؤمن و خونگرم هستم؛ چه مردم خود شهر و چه كسانى كه از روستاها و اطراف، يا از شهرهاى ديگر تشريف آورده‏اند. دغدغه من اين بود كه نشود اين وعده قبلى را انجاز كنيم؛ اما خداى متعال منّت نهاد و بحمداللَّه وعده تحقّق پيدا كرد.

شهر شما هم در گذشته و هم در دوران انقلاب، شهر درخشانى بوده است؛ تاريخ درخشانى پشت سر اين مردم مؤمن و خونگرم است. مردم شهر آمل در گذشته - در دورانى كه شمشير مبارزان در سرتاسر دنياى آن روز پيش مى‏رفت - در مقابل شمشيرها تسليم نشدند؛ اما پيام حقّ و حقيقت را از خاندان پيامبر، با عاطفه و محبّت و عشقى كه به آن خاندان داشتند، دريافت كردند.

اين‏جا جزو معدود مناطقى است كه مردم، اسلام را از خاندان پيامبر، بدون واسطه فرا گرفته و آموخته‏اند. پايگاه ولايت است؛ محل توجّه خاندان پيامبر عليهم‏الصّلاةوالسّلام است. منطقه شما نقطه‏اى است كه قديميترين حكومتهاى علوى در آن تشكيل شده است. بزرگان خاندان پيامبر - مثل داعى كبير و ناصر كبير و بقيه خاندان حسنيّون - و اولاد پيامبر عليهم‏الصّلاةوالسّلام، با تكيه به مردم اين منطقه توانستند پرچم اسلام، پرچم ولايت و پرچم معارف زلال قرآنى را در اين منطقه برافرازند و مردم را از اين سرچشمه زلال، سيراب كنند. لذا در طول زمان، علماى بزرگ - چه فقها، چه فلاسفه، چه مورّخين و چه عرفاى نامدار - از اين منطقه برخاسته‏اند.

وقتى كه به فهرست كتابخانه‏ها و مفاخر علمى دنياى اسلام و شيعه مى‏نگريم، بارها و بارها نام آمل و نسبت آملى را ملاحظه مى‏كنيم. فقيه، فيلسوف، عارف، شاعر و بزرگانى از اين منطقه برخاسته‏اند كه هر كدام از آنها ستاره درخشانى در آسمان معارف و فرهنگ اسلامى هستند. اين‏جا پايگاه فرهنگ اصيل و ريشه‏دار اسلام و تشيّع است. خدا را شكر بر اين منطقه اين‏قدر با بركت.

بركات الهى بر شما، در سرسبزى زمين خلاصه نشده است؛ سرسبزى عالمِ معنا و فكر و ذهن، از اين بالاتر است، «والبلد الطيّب يخرج نباته باذن ربّه»(1). امروز هم بحمداللَّه بزرگانى از اين منطقه مى‏درخشند كه اين دو گوهر درخشان منطقه آمل - حضرت آيةاللَّه حسن‏زاده و حضرت آيةاللَّه جوادى آملى - نمونه‏هاى بارز آنند. بحمداللَّه فضلا، علما و بزرگانى در اين منطقه، خود را توانسته‏اند بر همه كسانى كه مشتاق علم و معرفتند، نشان دهند.

بعد از دوران انقلاب، وقتى كسى نگاه مى‏كند مى‏بيند اين منطقه يكى از مناطقى است كه توانست حركت ماندگارى براى تحكيم انقلاب، از خود نشان دهد. قبل از جنگ و در اثناى جنگ، در مقابله با دشمن متجاوز به مرزها، تعداد شهيدان اين منطقه و همچنين جانبازان زياد است. بالاتر از همه اينها در مقابله با ضدّ انقلاب داخلى كه خيال مى‏كرد خواهد توانست عَلَم مخالفت با اسلام و انقلاب اسلامى را در اين منطقه به اهتزاز درآورد، شما مردم، شما جوانان و بسيجيان، شما زن و مرد، افراد اين شهر و يكايك مردم توانستيد شهر خودتان را شهر هزار سنگر كنيد. در واقع شهر خودتان را به صورت سنگر اسلام و سنگر انقلاب درآوريد. گوارا باد بر شما اين جايگاه مستحكم و اين ثبات قدم.

آنچه كه من به اين مناسبت به شما مردم عزيز عرض مى‏كنم، اين است كه تشكيل حكومتى بر پايه مبانى قرآن، از بعد از صدر اسلام، يك پديده بى‏نظير بود. چنين چيزى را كه مسلمين، مشتاق آن هم بودند، هرگز نتوانسته بودند ببينند و توفيق آن را نيافته بودند. ملت ايران به بركت الطاف خاص الهى و به بركت هديه بزرگى كه خداوند در اين زمان به اين ملت داد - يعنى وجود آن مرد ملكوتىِ معنوى الهى، آن فقيهِ حكيمِ عارف باللَّه، آن مؤمن متّقىِ حقيقى، امام خمينى كه حقيقتاً هديه ارزنده و بى‏نظيرى بود كه خدا به مردم ايران داد - توانست شاهد تحقّق اين پديده در كشور خود باشد.

عزيزان من! اگر تشكيل حكومت اسلامى از خاصيتهاى اسلام بيگانه باشد - يعنى اگر با ظلم و بدى و شرارت به مقابله نپردازد - شايد دشمن مهمّى هم پيدا نكند؛ اما اسلام فقط اكتفا نمى‏كند كه شعار طرفدارى از انسانيت سر دهد، بلكه اسلام براى تحقّق اين شعار، مبارزه و مقابله با شرارت و شيطانيّت را هم سر مى‏دهد. در واقع براى اين‏كه اسلام بتواند سعادت را براى انسانها محقّق كند، بايد با عوامل و عناصرى كه ضدّ انسانيت و ضدّ سعادت انسان حركت مى‏كنند و حياتشان وابسته به آن است، مبارزه كند. لذا در اسلام، جهاد و مبارزه وجود دارد. در سرتاسر قرآن، نام شيطان و مفهوم شيطنت، از بسيارى از مفاهيم، بيشتر تكرار شده است(2)؛ براى اين‏كه مردم، شيطان و حضور شيطان را فراموش نكنند. اگر فراموش كرديد كه دشمن در كمين شماست، غفلت، شما را فرا خواهد گرفت، حركت را كُند خواهد كرد و از بين خواهد برد - يعنى بزرگترين فرصت براى دشمن است - لذا شما ببينيد در طول اين سالهاى متمادى، هر وقت، هر كسى و هرجا، از دشمنى دشمنان و توطئه مستكبران و دشمنى امريكا و اسرائيل و بقيه مخالفان آزادى و سعادت بشر، سخن گفته است، از سوى تبليغاتچيهاى جهانى مورد تخطئه قرار گرفته است! آنها مى‏خواهند ملت ايران فراموش كند كه دشمنى دارد. در سايه اين فراموشى است كه مى‏توانند مردم را به مسائلى كوچكتر، سرگرم كنند و ميانشان اختلاف بيندازند. يك ملت و يك جمعيت، وقتى بداند كه دشمن در كمين اوست، به مسائل كوچك، به مسائل روزمرّه و درجه دوم، مشغول نخواهد شد. اگر اختلافى هم دارد، آن را على‏العجاله كنار مى‏گذارد؛ اما وقتى از دشمن غافل شد، مسائل كوچكِ داخلى، عمده مى‏شود؛ اختلافات، بزرگ مى‏شود و افراد به جان هم مى‏افتند و جناحها تشكيل مى‏گردد. اين بر اثر غفلت از دشمن است.

عزيزان من! يكى از كارهاى مهمّ دشمن همين است كه شما و ما را از وجود خود غافل كند، تا ما دشمن را در ميان خود جستجو كنيم و دنبال دشمن در ميان خوديها بگرديم! وقتى كسى دشمن بزرگى دارد كه در بيرون مرزهاى او منتظر فرصت است، هرگز به دشمنان كوچك، به دشمنان خيالى و به دشمنان جناحى توجّه نمى‏كند. ما دشمنان بزرگى داريم.

معنا و مفهوم شعار «آزادى» كه ملت اسلام و ملت ايران سر مى‏دهد چيست؟ آزادى از سلطه زورگويان، آزادى از دخالت و نفوذ بيگانگان، آزادى از دخالتهاى عناصرى كه هرجا دخالت كرده‏اند، شرّ و فساد و بدبختى و حتى فقر و نكبت به وجود آورده‏اند. شما نگاه كنيد به كشورهايى كه - به اصطلاح - به آنها كشورهاى در حال توسعه، يا عقب‏افتاده، يا كشورهاى جهان سوم مى‏گويند. كداميك از آنها توانستند از ناحيه دخالت امريكا، دخالت بانك جهانى، دخالت مراكز و اقطاب سياسى عالم، طرْفى ببندند و كارى بكنند و سعادتى براى خودشان درست كنند؟! ملت مستقل و آزاد، آن ملتى است كه بتواند روى پاى خود بايستد، با امكانات خود كار كند، با اراده خود حركت كند، با وحدت و با جهتگيرى صحيح، با آنچه كه به صلاح او، براى او و تأمين‏كننده آينده اوست، حركت كند؛ اين ملت به جايى خواهد رسيد. همچنان كه ملت ايران در اين نوزده سال‏واندى كه تا امروز از انقلاب عظيم و شكوهمند مى‏گذرد، گامهاى بلندى برداشته و كارهاى بزرگى انجام داده است. البته ما تا هدف نهايى، خيلى فاصله داريم و خيلى بايد تلاش كنيم؛ اما به بركت آزاد شدن از جاذبه مغناطيسى غلطِ مضرِّ بيمارگونه استكبار جهانى، توانستيم به خودمان بپردازيم. چقدر آثار علمى، چقدر شكوفاييها، چقدر حركتهاى عظيم، چقدر حيثيّت و چقدر اميد در اين ملت به وجود آمد! اين ملت زنده شد. بايستى اين راه همين‏طور ادامه پيدا كند.

عزيزان من! در صدر اسلام - در زمان طلوع اسلام - قرآن از كسانى ياد مى‏كند كه به بعضى از آنها منافق مى‏گويد: «فى قلوبهم مرض»(3). اينها در هنگام سختيها وقتى با دشمن مواجه مى‏شوند، بى‏كاره‏اند، ترسو، كناره‏گزين و عافيت‏طلبند، وقتى كه يك ملت در شدايد و سختيها قرار مى‏گيرد، از اينها هيچ اثرى نيست! «فاذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون اليك»(4)، مثل كسى كه مرگ در مقابل او قرار گرفته است، به تو نگاه مى‏كنند؛ از مرگ مى‏ترسند! چرا؟ چون خطر را احساس كرده‏اند. اما وقتى كه خطر برطرف مى‏شود، وقتى كه ديگر ميدانِ نشان دادن گوهر حقيقى انسان نيست، وقتى كه ميدان فرصت‏طلبانه است: «فاذا ذهب الخوف سلقوكم بالسنة حداد اشحة على الخير»!(5) اينها كسانى هستند كه وقتى ميدان، ميدان نشان دادن گوهر مردانگى است، نشان دادن جهاد و فداكارى است، نشان دادن مجاهدت است، اصلاً پيدايشان نيست! اما وقتى كه ميدان، ميدانى است كه خطرى - على‏الظّاهر - آن را تهديد نمى‏كند، مى‏بينيد كه زبانشان بر روى مؤمنان دراز است، زبانشان روى جوانان بسيجى و روى خانواده‏هاى شهدا دراز است. اينها آن نقاطى نيستند كه قرآن با چشم تحسين نگاهشان كند. تحسين در قرآن متعلّق به كسانى است كه وقتى روز شدّت است، با شدّت مى‏ايستند؛ وقتى روزى است كه دشمن، تهديدى متوجّه ملت و كشور كرده است، در صفوف مقدّم مى‏ايستند. آن وقتى هم كه وقت سازندگى، وقت كار اجتماعى، كار علمى، وقت درس خواندن و وقت تربيت و رشد استعدادهاست، باز در ميدانها - ميدانهايى كه مناسب اين كارهاست - با واقع‏بينى، با نجابت و با حلم دنبال اين هستند كه سودى از آنها به جامعه برسد. خدا را شكر مى‏كنيم كه در ميان ملت ما انسانهاى اين‏گونه زيادند و انسانهاى آن‏چنانى كمند.

من به شما فقط مى‏خواهم اين نكته را تأكيد و تكرار كنم؛ مى‏خواهم بگويم: اى مردم عزيز آمل! اى مردم شريف مازندران و اى همه ملت بزرگ ايران! كشور شما كشورى است كه خداى متعال آن را از نعم مادّى و معنوى، سرشار كرده است. استعدادهاى اين كشور، استعدادهاى اين آب و خاك و اين فرهنگ و اين تاريخ، به شماره نمى‏آيد! شما مى‏توانيد و شايسته آن هستيد كه ملتى باشيد كه ملتهاى ديگر از شما الگو بگيرند. در دوران حكومت طاغوتها، موانعى بر سر راه رشد و شكوفايى اين استعدادها و پيمودن اين راه وجود داشت؛ انقلاب عظيم شما مردم آمد و اين موانع را برداشت. اسلام عزيز با نورافكنهاى قوىِ آيات قرآنى، راه را روشن كرده است و شما در اين راه، به حركت درآمده‏ايد و گامهاى بلندى برداشته‏ايد. دشمنانى هم در كمين شما هستند. اگر بخواهيد مى‏توانيد اين راه را طى كنيد؛ همچنان كه تاكنون خواسته‏ايد و بحمداللَّه توانسته‏ايد. اگر بخواهيد اين راه را طى كنيد، شرط اساسى اين است كه اوّلاً وحدت كلمه خودتان را حفظ كنيد. ثانياً از راهنمايى اسلام و قرآن، يك لحظه جدا نشويد. امام عزيزِ بزرگوار ما به رهنمودهاى زمان حيات خود اكتفا نكرد؛ بلكه بعد از رفتن هم اين وصيتنامه گرانبها را گذاشته است. عزيزان من! اگر شما به وصيتنامه امام نگاه كنيد - من به شما جوانان توصيه مى‏كنم كه مخصوصاً به اين وصيتنامه مراجعه و مكرّر نگاه كنيد - خواهيد ديد كه از اوّل تا آخرِ آن دو نقطه درخشان وجود دارد و آن دو نقطه اين است: اوّل تمسّك به اسلام و ارزشها و قِيّم اسلامى و استفاده از راهنماييهاى اسلام كه شما را به سعادت مى‏رساند و راه را نشان مى‏دهد و دوم اتّحاد و اتّفاق.

دشمن سعى مى‏كند هر كسى را كه بگويد «اين ملت، دشمنى دارد و دشمنى در كمين اوست»، تخطئه كند! مى‏خواهند اين‏طور وانمود كنند كه نه آقا، چه دشمنى؟ كدام دشمن؟ حرفشان اين است كه شما ملت و اين جوانان پاكباخته مؤمنِ غيور، آسوده‏خاطر شويد كه دشمنى شما را تهديد نمى‏كند! وقتى جماعتى اين‏طور احساس كردند كه در بيرون، هيچ دشمنى ندارند، در درون خودشان دنبال دشمنان كوچك و خيالى و فرضى و جناحى مى‏گردند؛ آن‏وقت اختلافات به وجود مى‏آيد و رشد مى‏كند. نه آقا! اين‏گونه نيست. دشمنان سهمگينى در كمين اين ملت و اين كشور و اين انقلابند. اگرچه همين دشمنان سهمگين هم با همه قدرت ظاهريشان و به فضل پروردگار، تا امروز هيچ غلطى نتوانستند بكنند؛ بعد از اين هم به فضل پروردگار نخواهند توانست هيچ غلطى بكنند؛ اما اين موجب نمى‏شود كه ما از وجود دشمن، غافل بمانيم.

عزيزان من! توصيه بنده اين است كه گمان نكنيد دشمن، هميشه از مرزهاى جغرافيايى مى‏آيد - مرزهاى جغرافيايى كاملاً بسته است و كسى آن مرزها را نشكسته است - گاهى دشمن از مرزهاى فرهنگى مى‏آيد و منافذى در مرزهاى عقيدتى به وجود مى‏آورد. متوجّه آن دشمنان هم باشيد. هوشيارى شما، راه را به سوى سعادت اين ملت باز خواهد كرد و اميدواريم خداوند متعال، شما جوانان، شما مؤمنين، شما انسانهاى غيور و شما زن و مرد آزاده و رشيد و شجاع را موفّق بدارد.

من همين مقدار هم اميدوار نبودم بتوانم با شما صحبت كنم. خدا را شكر مى‏كنم كه الحمدللَّه حال من با ديدن شما مردم بهتر شد و توانستم صحبت كنم. به همين اندازه اكتفا نموده و چند دعا مى‏كنم:

پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، ما را در خدمت اسلام، زنده بدار و در خدمت اسلام بميران.

پروردگارا! اسلام و مسلمين را سربلند، ملت ايران را پيروز و دشمنانش را منكوب كن. ارواح طيّبه شهدا را در اعلى‏ عليّيّن، مشمول رحمت خود قرار بده. امام‏الشّهدا را با ائمّه معصومين محشور فرما.

پروردگارا! اين ملت را در راه خودش موفّق و مؤيّد كن. وحدت و اتّفاق را ميان اين ملت، روزبه‏روز مستحكم‏تر كن. اسلام عزيز را روزبه‏روز در ميان اين ملت، زنده‏تر و سرافرازتر گردان.

پروردگارا! همه مسلمانان جهان را با اسلام زنده بدار، آنها را در خدمت اسلام قرار بده و نعمت حيات طيّبه اسلامى را به همه امّت اسلامى عنايت فرما.

پروردگارا! قلب مقدّس ولىّ‏عصر را از ما راضى و خشنود كن. ما را مشمول ادعيه زاكيّه طيّبه طاهره آن بزرگوار قرار بده. پروردگارا! به ما نعمت بزرگ زيارت آن بزرگوار را عنايت كن. ما را در حضور و غيبتش، از سربازان حضرتش قرار بده. مرگ ما را جز به شهادت در راه خودت قرا مده.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

eghtesad

هدف تحریم کنندگان جلوگیری از دست یافتن ایران به اهداف سند چشم انداز، برنامه پنجم و سایر برنامه‌هایی است که در جهت رسیدن به توسعه تدوین کرده‌ایم؛ بنابراین معنای اقتصاد مقاومتی ایستادگی پویا است؛ یعنی در عین مقاومتبرای توسعه تلاشخواهیم کرد. رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، افزود: نظام هدفمند و پویا، مقاومت بر رشد را امکانپذیر می کند.این در شرایطی است کهفعال ‌ترشدن بخش خصوصی کشور راآماده مبارزه با تحریم‌ها می‌کند.وی تصریح کرد:زمانی که از اقتصاد مقاومتی سخن می گوییم به این معنا است که باید حضورآحاد مردم در اقتصاد پررنگ تر شود که این معادل توانمندسازی بخش خصوصی و اجرای سیاست های اصل 44 قانون اساسی است.نهاوندیان با تاکید دوباره بر لزوم اتخاذ استراتژی تسهیل در برابر تحریم، خاطرنشان کرد:تحریم‌کنندگان قصد دارند با ایجاد محدودیت برای بازرگانان و صنعتگران کشور، آنها را از مسابقه جهانی حذف کنند؛ مسئولان نظام در مقابل این حرکت دشمنان باید شرایط را برای فعالان اقتصادی کشور راحت تر کنند.رئیس اتاق بازرگانی ایران،گفت: اگر باور داریم که امروز جنگ اقتصادی بر ما تحمیل شده است، پس باید رفتارهای متناسب با جنگ را اتخاذ کرده و از فعالان اقتصادی که رزمندگان این جبهه هستند حمایت کنیم. باید فضا و فرصت ویژه ای را برای تنفس و احیای دوباره بنگاه های اقتصادی فراهم کنیم.نهاوندیان افزود: اقتصاد ایران در شرایط ویژه ای است که به مدیریت اقتصادی ویژه و برخوردهای ویژه نیاز دارد. در این وضعیت باید هماهنگی بین ارکان نظام، بیش از پیش شده و از سازماندهی ویژه ای در سیستم اداره اقتصاد کشور بهره بگیریم. در این بین باید سعی شود پیام هایی که از طرف مسئولان برای فعاللان اقتصادی ارسال می شود حاکی از هماهنگی و عزم بر تسهیل در امور مربوط به تولید و تجارت باشد.در ادامه فولادگر، رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی و نظارت بر اجرای اصل 44 مجلس شورای اسلامی، با تاکید بر لزوم نظارت جدی و به موقع بر روند اجرای قوانین، تصریح کرد: یکی از لازمه های اجرای اقتصاد مقاومتی، نظارت به موقع است، چرا که همیشه نظارت به موقع از دخالت بی موقع تاثیرگذارتر خواهد بود؛ اگر در رابطه با بازار ارز به موقع عمل کرده بودیم و اجرای قانون را به طور جدی پیگیری می کردیم، امروز این میزان التهاب در بازار را تجربه نمی کردیم.وی ادامه داد: در حوزه های سیاست گذاری، نظارت و تقنین به برنامه ریزی های بلندمدت نیاز داریم. در حالی که دولت از آنجایی که سال پایانی خود را پشت سر می گذارد، باید با اقدامات فوری تر و آنی تر به حل مشکلات موجود بپردازد.فولادگر مردمی کردن اقتصاد را اصلی ترین شاخص اقتصاد مقاومتی دانست و عنوان کرد: امروز مانند شرایط جنگی است. در سال های جنگ تحمیلی نیز مردم حضور فعال و پررنگی داشتند، اگر حاکمیت مردم را درمقابل خود بداند، آنگاه وضعیت تغییری نکرده و باید همچنان با معضلات موجود دست و پنجه نرم کنیم. طبق سخنان مقام معظم رهبری باید با دقت و وسواس هرچه تمام تر اقدام به اجرای سیاست های اصل 44 قانون اساسی کنیم.رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی و نظارت بر اجرای اصل 44 مجلس شورای اسلامی، برای اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی پیشنهاد کرد: برای دفع تحریم و تجارت بین المللی باید از منابع موجود استفاده بهینه کرده و امور اجرایی را به بخش خصوصی سپرد. استفاده از مزیت های نسبی، از بین بردن زمینه رانت، اصلاح قوانین مالیاتی، بانکی، کار و تامین اجتماعی و تقویت دستگاه های نظارتی از دیگر شروط لازم برای موفقیت در اجرای طرح اقتصاد مقاوتی است.در ادامه فرشاد مومنی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، مشکل اصلی کشور را نبود تعریف نظری درست از طرح هایی دانست که هر چند وقت یکبار در کشورمطرح می شوند. وی دراین رابطه توضیح داد: اقتصاد مقاومتی به ارائه تعریف دقیق نیاز دارد تا از این طریق بتوان به اجرایی کردن آن موفق شد.وی به شوک هایی که بر بازار کشور وارد می شود اشاره کرد و گفت: دلیل اصلی مشکلات کشور بروز شوک های بیرونی نیست؛ بلکه این شوک ها روند آنچه را که در گذشته در داخل اتفاق افتاده است را تند یا کند می کند؛ زمانی که این نکته را به خوبی درک کنیم، می توانیم یک برنامه ریزی دقیقی داشته باشیم.مومنی افزود: حل مشکلات موجود باید خصلت فراقوه ای پیدا کند؛ در حال حاضر دولت نه انگیزه و نه توان ثبات بخشیدن به بازار را دارد.عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به اسناد بودجه ای که دولت درسال های اخیر تدوین کرده است، اذعان کرد: با وجود افزایش قیمت جهانی نفت طی چند سال اخیر، دولت برای تامین هزینه مخارج خود، آینده خوری کرده و به تعبیر دیگر دولت آینده را به گروگان گرفته است.

658989 339

نوشتم ديروز كه جز «۹ دي» عمري به تلويح گذشت. نهمين روز دي ماه سال هشتاد و اشك از حنجره مان به صراحت فرياد زديم، اگر ۲۲ بهمن ۵۷ روز پيروزي جمهوري اسلامي بود اما ۹ دي ۸۸ روز مهم تري است. از آنرو كه معلوم آمد در اين روز انقلاب اسلامي شكست ناپذير است. ۲۲ بهمن مظهر ولايت پذيري ما و نشانه سلم ما بود و ۹ دي آينه برائت ما از سران كفر و فتنه و نفاق و نشانه حرب ما با غريبه ها بود كه شعار خود را از حلقوم بريده ها سر مي داد. اوباما با ما غريبه است و اصحاب فتنه از ما، از امام و از انقلاب اسلامي بريده اند؛ از ولايت فقيه بريده اند. ما هم از ايشان بريده ايم. بيزاريم ما از سران فتنه.

حال ما از مهندس از كروبي از خاتمي به هم مي خورد و اين وسط خواص بي بصيرت لابد بيمارند كه دمي با پزشك خلوت مي كنند و آني همدست مي شوند با ميكروب هاي سياسي. اما ۹ دي، ما با هر آنكه بايد براي هميشه انقلاب اسلامي تصفيه حساب كرديم. ما آبرو باقي نگذاشتيم در ۹ دي براي كساني كه به جاي اعتكاف در شعاع نور ماه، پرسه در مه مي زنند.

۲۲ بهمن ۵۷ اگر روز پيروزي انقلاب اسلامي بر طاغوت بود، ۹ دي ۸۸ روز مهم تري است. آن را مي نويسم «بود» اما اين را مي نويسم «است» چرا كه از اين پس هر روز براي ما ۹ دي است. ۹ دي ۸۸، جمهوري اسلامي انقلابي بر جمهوري اسلامي قلابي براي هميشه به پيروزي رسيد. جمهوري اسلامي كه در راس آن ولايت فقيه نباشد، عينا نظام طاغوت است. ما به جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد اما فقط به شرط ولايت فقيه راي «آري» داديم.

اگر۱۲ بهمن ۵۷ به خميني با حضور تاريخي خود از فرودگاه تا بهشت زهرا «آري» گفتيم و اگر ۱۴ خرداد ۶۸ بيعت كرديم با خامنه اي، در ۹ دي ۸۸ «نه» گفتيم به دشمنان مشترك خميني و خامنه اي. با اين همه ۹ دي ۸۸ ريشه در ۲۲ بهمن ۵۷ دارد، همچنان كه «لا اله» ما ريشه در «الا الله» دارد. «لا» گفتن ما به ابليس، به «نعم» گفتن ما بازمي گردد به خدا. اما سوگند به همين خدا تا جمرات سه گانه كفر و نفاق و فتنه را «رمي» نكني، نمي تواني طواف كني كعبه ولايت را. پس نه فقط نماز بي ولايت بي نمازي است كه نماز بي برائت هم بي نمازي است كه حب علي بي بغض معاويه بي فايده است و فقط به كار خلسه دراويش مي آيد.

نظامي كه بعد از ۲۲ بهمن ۵۷ سر كار آمد جمهوري اسلامي بود اما بعد از ۳۰ سال شجره طيبه جمهوري اسلامي نياز مبرم به هرس داشت. ۹ دي ۸۸ فرزندان انقلاب اسلامي بريدند تك و توك شاخ و برگ هاي زائد اين درخت را. ۹ دي ۸۸ روز حجامت جمهوري اسلامي بود و همچون ۲۲ بهمن ۵۷ در زمستان، بهاران آمد. بهار فصل حجامت است. خون آلوده، ميكروب سياسي و گلبول هاي خاكستري صفت كه يكي به نعل و يكي به ميخ مي زنند، تصفيه شدند از خون سرخ انقلاب اسلامي.

اگر ۲۶ دي ۵۷ شاه از اين كشور رفت، ۹ دي ۸۸ آبروي شب پرستاني رفت كه با حضرت ماه دشمني كردند. ورشكسته كرديم ما آنان را كه بايد. ۲۲ بهمن ۵۷ روز بعثت دوباره محمد (ص) بود؛ روز برانگيخته شدن خميني و ۹ دي ۸۸ روز تثبيت ولايت مستمر «علي» بود و روز «نه» گفتن به دشمنان سيدعلي.

ما در ۱۴ خرداد ۶۸ با خامنه اي بيعت كرديم اما ۹ دي اعلام برائت كرديم از دشمنان خامنه اي. ۹ دي دير اتفاق افتاد اما دير يا زود بايد اتفاق مي افتاد. ۹ دي حرف حساب ما اين بود؛ تا ظهور بقيهًْ الله، جز جانشين روح الله؛ حضرت ماه، علمداري براي انقلاب اسلامي متصور نيست.

۲۲ بهمن ۵۷ و ۹ دي ۸۸، ۲ روي يك سكه اند. حاليا! جمع ۲۲ و ۵۷ مي شود ۷۹ و جمع ۹ و ۸۸ مي شود ۹۷ و مگر ۹۷ را از آن طرف بخواني ۷۹ نمي شود؟! حاليا! باري پيش از اين گفته بودم: «خ» و «ميم» و «يا» و «نون» و «يا» در خميني و خامنه اي مشترك است. يعني من هر وقت مي نويسم خامنه اي، در دل خود خميني هم دارد اما خامنه اي يك «الف» يك «ها» از خميني بيشتر دارد كه روي هم مي شود «آه»… و ما در يوم الله ۹ دي ۸۸ حرف حساب مان اين بود: اجازه نمي دهيم آه حضرت ماه گره بخورد به سينه چاه.

ما اگر بوديم «علي» تنها نمي ماند. ما اگر بوديم سر شمر را مي بريديم. ما يك ملت مالك اشتريم، فرزندان عباس. ما اختيار نفس مان زودتر از جناب مختار دست مان است. ما قبل از آنكه ۲۰۰ كلاهك هسته اي اسرائيل و ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسي آمريكا بخواهند غلطي كنند، قبل از آنكه شياطين كفر و نفاق و فتنه بخواهند غلطي كنند، مختار نفس خود شديم. ما از «اين عمار» توبه كرديم و مختار از «راس الحسين» و «كف العباس». ما از قوم حجاز بهتريم، كه خميني گفت و از بسيجيان نسل قبل هم بالاتريم و اگر امري پيش آيد و كربلايي در كار باشد، از ايشان پرشورتريم كه خامنه اي گفت. خامنه اي براي ما با يك تفاوت اساسي خميني ديگر است؛ ما اجازه نمي دهيم به اين يكي امام هم جام زهر بدهند كه ما در ۹ دي ۸۸ قطعنامه اي نپذيرفتيم.

آنان كه پرسه در مه مي زدند، بي خود پا درمياني مي كردند. اينجا افغانستان نيست كه لويي جرگه بخواهد. ما اينجا وصيتنامه شهدا را داريم و بر اساس همين قانون اساسي اعلام مي كنيم كه دوره جام زهر گذشته كه تاريخ را براي «عبرت» مي خوانند و نه براي «تكرار». ما نهج البلاغه را مي خوانيم كه سيدعلي را تنها نگذاريم. ۲۲ بهمن ۵۷ روز پيروزي قرآن بود و ۹ دي ۸۸ روز فتح نهج البلاغه. ۹ دي ۸۸ فتح الفتوح بسيجيان خامنه اي است.

۹ دي ۸۸ عاشوراي فارسي است و خيابان انقلاب اسلامي بين الحرمين ما است كه يك سويش به ميدان امام حسين (ع) ختم مي شود و ديگر سويش به ميدان آزادي. ۹ دي، عاشورا به تاريخ هجري خورشيدي است و ماه و خورشيد در اين روز فقط و فقط در آسمان مي درخشند، نه بر روي نيزه.

ما در ۹ دي ۸۸ كاري مهم تر از پدران مان كرديم در ۲۲ بهمن ۵۷٫ ما بر مسجد ضرار پيروز شديم، نه بر ميخانه قمار. ما در ۹ دي ۸۸ كاري مهم تر از پدران مان كرديم در والفجر ۸ كه شهدا اگر از عرض وحشي اروند كه روزي ۲ بار جزر و مد داشت، رد شدند، ما از طول سايت هايي رد شديم كه آني ۲ بار آپ مي شدند.

ما در ۹ دي ۸۸ كاري مهم تر از پدران مان كرديم در كربلاي ۵ كه طرف حساب مان بعثي ها نبودند، بعضي ها بودند كه با امام و اين اواخر با «آقا» زياد عكس داشتند؛ فتنه پيچيده بود ولي نه به اندازه بصيرت ما.

ما در ۹ دي ۸۸ كاري مهم تر از پدران مان كرديم در مرصاد كه در مقايسه با منافقين كنوني صدرحمت (نكته گيران «لعنت» بخوانند!) بر مريم قجر عضدانلوي ابريشمچي رجوي كه مثل نامرد به براندازي نظام فكر كني، هزار بار شرف دارد كه به جمهوري اسلامي قلابي بينديشي. جمهوري اسلامي قلابي يعني همان كه «آقا» گفت؛ كاريكاتوري از انقلاب اسلامي.

آقاي موسوي! اين بار به جاي نقاشي، داشتي كاريكاتور مي كشيدي و ما در ۹ دي قلم ناپاكت را زديم شكستيم. اگر مردي، حالا برو بكش! الان وقت كشيدن است! ما به تو اجازه نمي دهيم كاريكاتور بكشي، مي خواهي بكشي، همان به كه چون بختيار!… و من چنان با كلماتم تو را محاكمه مي كنم كه اصلا نيازي به قوه قضائيه نباشد. تو نخست وزير امام نيستي، كه نخست وزير را رئيس جمهور تعيين مي كند كه رئيس جمهور هم فرد ديگري مدنظرش بود. گذشت آن دوران كه مثلث جام زهر با فشار، تلخ كند كام امام مسلمين را.

آقاي خاتمي! خجالت نكشيدي «الله اكبر» را جورج سوروس بر دهانت گذاشت؟! يادت هست آخرين سال رئيس جمهوري ات گفتي؛ از اردوگاه اصلاح طلبان صداي پاي دشمن مي شنوم؟! آهاي سران فتنه! ما در فتنه ۸۸ از حلقوم شما صداي دشمن مي شنيديم. اف بر شما و برويد دعا كنيد به خامنه اي، كه اگر نبود كه امر نكرده ما را، ما را با شما معامله ديگري بود. از ديگر سران فتنه همين جناب انديشمند فارين پاليسي است.

شيخ بيسواد! سروش با يك من سيريش به ملاصدرا نمي چسبد، بي خود تف مالي نكن! از همين حالا نوبل مال تو! سروش هيهات كه ملاصدراي زمان باشد اما تو شك نكن كه ملانصرالدين عصرمايي! مجموعه اي از اظهار كرامات تو با مزه ترين لطايف روزگار ماست. كاش كسي تدوين كند اين كتاب را. پرفروش ترين كتاب سال مي شود! از ۴ نفر پنجم شدي، به چه چيزي اعتراض داري؟! به جاي نظام به آراي باطله تهمت تعرض بزن! تقصير ما نبود. اصلا به ما چه كه اگر ميزان نه راي مردم، كه راي اعضاي حزب اعتماد ملي هم بود، باز تو رئيس جمهور نمي شدي؟ فقط شايد از آراي باطله كمي بيشتر مي شدي!

هر كسي در اين مملكت اداي اوباما را دربياورد و شعار «تغيير» دهد، مشمول «قاعده تغيير در نظام آفرينش» مي شود و از ملت سيلي محكم مي خورد و در ۹ دي، ملت سرخ كرد صورت سران فتنه را. چه كنيم كه مصلحت و يا هر چه، به رسانه محترم ملي (چه با ملاحظه شده ام من!) اجازه نداد همه شعارهاي ما از صدا و سيما پخش شود. رسانه ملي فقط سيماي ما را در ۹ دي نشان داد؛ صداي ما را درست پخش نكرد. بگذريم كه لنز دوربين هم نتوانست درست نشان دهد سيماي عاشورايي ما كفن پوشان را. ما از رسانه ملي سيماي خود را كمي تا قسمتي ديديم اما صداي خود را نشنيديم. «لعن علي عدوك ياعلي» را و خيلي از شعارهاي خود را نشنيديم. اگر صداي ما هم اندازه بازي رئال مادريد و بارسلونا براي بعضي ها مهم بود، اگر صداي ما هم «زنده» پخش مي شد، حتي اگر با تاخير اما رسا پخش مي شد و اگر سانسور نمي شد، موسوي غلط مي كرد بازهم بيانيه بدهد. اين است اوج مظلوميت ما و اوج محجوب بودن ما. اين است درد ما كه چقدر مظلوم است يوم الله ما. چه مظلوم و مقتدر و متواضع و مغرور و خاكي و باشكوه است اين ۹ دي… گفت: «ما زخم خوردگان تيره ترين و سردترين و بلندترين شب هاي جور بوديم. ما شلاق خوردگان يلداي ستم بوديم»…

۹ دي شعاع فجر ما بود. در ۱۲ بهمن ۵۷ سخن از «تراكم جمعيت» استقبال كنندگان از امام بود ولي در يوم الله ۹ دي ۸۸ سخن بايد از «جمعيت متراكم» فرزندان روح الله گفت كه در خيابان انقلاب اسلامي، خيابان كارگر، ميدان امام حسين(ع)، ميدان وليعصر(عج)، خيابان آزادي، ميدان فردوسي جاي سوزن انداختن نبود. بليزر حامل امام اگر آنجا بود، اصلا تكان نمي خورد. ۱۲ بهمن ۵۷ اگر «راه پيمايي» بود، ۹ دي ۸۸ اما «ماه پيمايي» بود كه به عشق حضرت ماه، ما آمده بوديم؛ كمي تا قسمتي هم به طعم سانديس… آري؛ «من اعتراف مي كنم و افتخار مي كنم كه حكومت به ما سانديس داد و من چون روزه بودم «ني» اش را نگه داشتم تا در روضه علي اصغر در آن بدمم؛ بشنو از ني. من ني ام را درون سانديس نكردم، فروكردم در چشم رئيس جمهور آمريكا و از حرمله انتقام گرفتم. سانديس من آب سيب بود. دادم به رباب تا طفل ۶ ماهه اش را سيراب كند. رئيس جمهور آمريكا با ما نيست. او با ما نيست با سران فتنه است. با آن بيسواد كه مردم گفتند «عامل دست موساد».

خانم كلينتون! سانديس جمهوري اسلامي الكل ندارد كه ۱۰۰ دلار آب بخورد؛ از شير مادر حلال تر است. ۱۵۰ تومان است (نمي دانم بعد از طرح هدفمندي، قيمت سانديس مشمول اصل تغيير در نظام آفرينش شده يا نه؟!) كه مش رجب ۱۰ تايش را مي فروشد هزار تومان. سران فتنه كوكاكولا مي خورند كه گازش اشك آور است و اشك كودكان فلسطيني را درمي آورد. نتانياهو با سران فتنه است، فتحي شقاقي شهيد با ما. علي عبدالله صالح (گاهي كه متن «من مستاجر نيستم، خانه ام بيت رهبري است» را مي خوانم، فكر مي كنم كه اين مردك چه بي ربط است با اسمي كه دارد؛ نه «علي» است، نه «عبدالله» و نه «صالح»… كدام صالح، كدام صلح، كدام اصلاح طلب؟…) با سران فتنه است، حسن نصرالله با ما است. چشم اسرائيل كور! حكومت به ما تي تاب هم داد…».

35338 GC4VwG4q

در روز نهم دي ماه 1388 مشروعيت سياسي نظام اسلامي ايران بار ديگر با حضور خودجوش ده‌ها ميليوني مردم، در تهران و ديگر شهرهاي كشور به جهانيان اعلام گرديد و اين روز يادآور حماسه‌اي عظيم بود كه فرياد بلند ملت را بر سر فتنه گران كوبيد.علت پيدايش اين حماسه حوادث چند روز پيش از آن در روز عاشورا بود ،كه عده‌اي فتنه‌گر با خيالات واهي به خيابان آمده و برخي در روز شهادت سالار شهيدان سوت و كف زدند؛ لذا با وقوع چنين حوادثي و انتشار اخبار تلخ آن روز خون ملت مسلمان و عزادار ايران به جوش آمده و با حضور گسترده خود در يك راهپيمايي خودجوش فرياد الهي خود را نشان داده و بار ديگر دفاع خود از جايگاه ولايت را به اثبات رساندند.

به جرات مي‌توان گفت روز نهم دي ماه 1388 روز "نه" گفتن ملت ايران به سران فتنه و روز "آري" گفتن به نظام اسلامي و تبعيت مجدد مردم با آرمان‌هاي والاي حضرت امام خميني(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي است.


بنابراين؛ روز نهم دي‌ماه سال 88 در تاريخ انقلاب اسلامي ايران تحت عنوان روز بصيرت كه امضاي آن را حضور ميليوني مردم به پاي صفحات روزگار نشاند، تبديل به "يوم الله" شده و ماندگار گرديد تا در تمام دوران تاريخ حيات بشر ،نمايانگر حاصل نتيجه دست انداختن به حبل الله باشد.


اما هدف فتنه‌گران در فتنه سال 88 پيروزي يا شكست در انتخابات نبود؛ بلكه توطئه‌اي از پيش طراحي شده براي ضربه‌زدن به نظام جمهوري اسلامي ايران بود كه با بصيرت ملت ايران اين توطئه دشمنان بار ديگر نقش بر آب شد.


ناگفته نماند؛ اين روز به فرموده مقام معظم رهبري "روز تجلي قدرت خدا بود".


برجسته‌ترين ويژگي حماسه نهم دي دو عنصر حضور مردم و ايمان ديني آنها بود كه با اين حضور انقلابي و ايمان خدايي نفس فتنه و فتنه گران را در سينه حبس كرد.


در اين روز كه روز غلبه جنود الهي بر جنود شيطان بود، حرمت شكنان ،مجموعه‌اي ناهمگون با باورها و اعتقادات ناهمگون و بعضا متفاوت و متضاد بودند كه با هدف مقابله با نظام اسلامي به صحنه آمده بودند.


منافقين، بهائي‌ها، سلطنت‌طلبان، چپ‌گراي ماركسيستي، شيطان‌پرستان، ليبرال‌ها و ملي‌گرايان غرب‌گراها و عده‌اي هم از انقلابيون فرسوده و پشيمان از مبارزه با شاه و آمريكا اين جماعت را تشكيل داده بودند.


شعارهاي حرمت شكنان در روز عاشورا در ادامه شعارهاي پيشين آنان در روزهاي قدس، 13 آبان و 16 آذر بود، لكن اين ويژگي عاشورايي حسيني بود كه به خوبي صف حق‌طلبان را از صف مدعيان دروغين جدا كرد.


اما در پاسخ اينكه چرا برخي از افراد با سابقه در اين مسير افتاده و اين گونه در برابر امام نظام و ولايت قرار گرفتند؟ بايد گفت ،برحسب تجربه تاريخي، عواملي همچون حرامخواري، هواي نفساني، قدرت طلبي و جاه طلبي، باعث انحراف خواص اهل حق شد، خواصي كه به همين دليل با حضرت امير(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) جنگيدند.


همين دلايل سبب گرديد كه در انقلاب ما نیز خواصي كه سال‌ها در مسئوليت‌هاي گوناگون همراه با امام(ره) و رهبری بودند، امروز بخاطر دنيا در برابر نظام اسلامي و رهبري آن ايستاده و دنيا و آخرتشان را تباه سازند.


اما آنچه باعث خرسندي و اميدواري است، بصيرت توده‌هاست كه نگذاشت اين انحراف خواص دنياگرا، انقلاب اسلامي را از مسير اصلي خارج ساخته و نظام اسلامي ايران را دچار انحراف نمايد.


 در ادامه اين گزارش علي‌محمد نائيني رئيس ستاد مركزي بزرگداشت حماسه نهم دي در گفتگو با خبرنگار سياسي باشگاه خبرنگاران، با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري مبني بر اينكه شعار و شور لازم است ولي بايد مراقبت شود تا شعار به شعور غلبه نكند، اظهار داشت: در نهم دي ماه 1388 مردم باحرف اصلي حول دومحور ايجابي و سلبي براي مقابله و دفاع ،وارد ميدان شدند.


وي تصريح كرد: در محور سلبي نفي نظام سلطه آمريكا، اسرائيل، انگليس و فتنه و فتنه‌گران بود و در محور ايجابي هم دفاع مطلق از انقلاب، اصول‌ها و ارزش‌ها و عاشورا و اباعبدالله‌الحسين(ع) در داخل ،و در خارج دفاع از شعارهاي انقلاب بود.

وي با بيان اينكه در حماسه 9 دي 88 هم دفاع از نظام و رهبري موج مي‌زد و هم مقابله با فتنه و فتنه‌گران، تصريح كرد: در اين حرکت، يك مبناي فكري و ايماني وجود داشت كه بايد اين مباني در عين تبيين ، به دلائل اصلي حرکت مردم نيز پرداخت كند.


رئيس ستاد مركزي بزرگداشت حماسه 9 دي 88، افزود: اين حماسه يك سرمايه‌اي است براي حفظ و استمرار نظام جمهوري اسلامي ،بنابراين مهم است بدانيم كه بين نظام جمهوري اسلامي و نظام سلطه يك تفاوت مستمر ذاتي فكري وجود دارد.


وي با بيان اينكه از اول انقلاب فتنه و فتنه‌گري بود، ولي در شكل‌ها و قالب‌هاي مختلف، گفت: پيام 9 دي 88 اين است كه روح انقلاب و مردم با اين فتنه‌ها و انحراف‌ها از خط انقلاب مخالف است.

نائيني با بيان اينكه حماسه 9 دي در بستر فتنه 88 به جريان افتاد، گفت: فتنه 88 نشان داد كه غرب با توسل به يك كار گسترده و از پيش برنامه‌ريزي شده، از مدت‌ها قبل درصدد ضربه‌زدن به نظام جمهوري اسلامي بوده است.


وي افزود: در واقع در فتنه 88 همه دشمنان چه داخلي و چه خارجي و رسانه‌هاي غربي با تمام قوا اعم از شبكه‌هاي راديو و تلويزيون و ماهواره و ... به صحنه آمدند تا با يك نظام ديني را به چالش بكشاننند و اين چالش‌ها و جسارت به مقدمات مردم در روز عاشوراي حسيني به اوج خودش رسيد.

وي گفت: حماسه 9 دي 88 به تعبير مقام معظم رهبري يكي از قله هاي فراموش نشدني برخاسته از بصيرت و شناخت مردم در فضاي غبارآلود فتنه رخ داد.


رئيس ستاد مركزي بزرگداشت حماسه 9 دي 88 با اشاره به ماهيت اين روز تاريخي گفت: از چهار عنصر تعيين كننده به عنوان عوامل زمينه ساز شكل گيري 9 دي ماه 88 مي توان نام برد.

وي افزود: عنصر اول ايمان مردم بود، ايمان مذهبي مردم و عشق به اهل بيت(ع) عامل اصلي قدرت مردمي نظام است و عنصر دوم درايت رهبري و مديريت مقام معظم رهبري است كه با مديريت حكيمانه در مهار فتنه و آگاه سازي جامعه در باطل كردن فتنه نقش اساسي داشت.


وي عنصر سوم را خود مردم دانست و خاطرنشان كرد: مردم در عرصه‌هاي مختلف در طول عصر انقلاب جمهوري اسلامي حماسه آفريني‌هايي كرده‌اند، بنابراين مردم با نه گفتن توسط قدرت مردمي خودشان، اساس فتنه 88 را لرزانده و بساط فتنه را جمع كردند.


وي عاشورا و كربلا را عنصر چهارم دانست و گفت: آخرين و مهمترين عنصر ،عاشورا و كربلاي حسيني است؛ چرا كه حركت 9 دي 88 يك حركت برگرفته از نهضت عاشورايي مي‌باشد.


نائيني با بيان اينكه حماسه 9 دي 88 يك حركت مردمي ماندگار توام با احساس و هيجان كاملا فراگير و نشات گرفته از اعتقادات مردم است، گفت: اين حركت بخاطر الهي و ايماني بودن در تاريخ انقلاب اسلامي ماندگار خواهد شد.


همچنين؛ رئيس ستاد مركزي حماسه بزرگداشت 9 دي 88 با اشاره به ماهيت ستاد متبوعش، گفت: اين ستاد نقطه شروعی است تا اين حماسه، روزي مورد غفلت قرار نگيرد.


براساس اين گزارش؛ جنبه ديگر حماسه نهم دي ماه 88 اين بود كه حوادث پس از انتخابات باعث گستاخي بيش از پيش غربي‌ها عليه جمهوري اسلامي ايران شده و باعث به تصويب رساندن قطعنامه هاي تحريم عليه كشورمان شدند، ولي غربي‌ها اكنون حتي از سران فتنه نیز عبور كرده و تنها به دنبال سرنگوني نظام هستند، هرچند بايد به آنها گفت؛ زهي خيال باطل!


شايد بتوان گفت؛ بزرگترين پيام حماسه نهم دي ماه 88 اين بود كه به دشمنان فهماند تا ديگر چشم طمع به ملت ايران نبندد؛ چرا كه مردم هميشه در صحنه ايران،بار ديگر پوزه آنها را به خاك خواهد ماليد.


در ادامه گزارش؛ پاره‌اي از بيانات مقام معظم رهبري در مورد حماسه 9 دي 88 را مرور مي كنيم.


مقام معظم رهبري در ديدار خود با اعضاي ستاد بزرگداشت حماسه نهم دي، خاطرنشان كردند: "حضور عظيم و خروشان مردمي در نهم دي 88، تجلي بارزي از هويت و ماهيت انقلاب يعني روح ديانت حاكم بر دل هاي مردم بود".


حضرت آيت الله خامنه‌اي در تبيين حقيقت حماسه 9 دي به دو عنصر حضور گسترده مردمي و ايمان ديني مردم اشاره و خاطرنشان كردند:" نهم دي 88، حادثه كوچكي نيست؛ بلكه آن حركت عظيم و ماندگار مردمي، شبيه حركت بزرگ ملت در روزهاي اول انقلاب است و بايد تلاش شود در سالگرد اين حماسه حرف اصلي ملت ايران يعني حركت در سايه دين و تحقق وعده هاي الهيي تبيين شود".


همچنين؛ مقام معظم رهبري فرمودند: "در اين روز مردم براساس وظيفه ديني خود به ميدان آمدند تا نشان دهند برخلاف تبليغات فتنه‌گران، مردم ايران ضمن پايبندي به نظام جمهوري اسلامي از عزم و اراده ديني استوار برخوردارند".


حضرت آيت الله خامنه‌اي با يادآوري وقايع تلخ فتنه 88، افزودند:" اين فتنه صرفا منحصر به حضور عده اي افراد در خيابان ها نبود؛ بلكه ناشي از يك بيماري بود كه با اقدامات سياسي و امنيتي قابل دفع شدن نبود و به يك حضور عظيم مردمي نياز داشت كه چنين هم شد".


همچنين؛ رهبر معظم انقلاب دو توصيه به دست اندركاران ستاد بزرگداشت نهم دي داشتند: اولا در بزرگداشت نهم دي جنبه‌هاي شعاري غلبه پيدا نكند و ثانيا به عمق شعارها كه حرف اصلي ملت ايران بود، توجه شود.

در حال حاضر آمریکا و اروپا در وضعیت اقتصادی به مراتب بدتری نسبت به گذشته خود به سر می برند.

moneyسیستم شتاب و انتقال وجه داخلی بانک ها هر از چند گاهی دچار مشکل می شوند که نیازمند رسیدگی بیش از پیش مسئولان هستند. با این وجود مزایای این سیستم به حدی است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. بالاخره در هرسیستمی درصدی از خطا طبیعی است. از این رو اگر به هر دلیلی پولی از حساب شما کسر شده اما برگشت نخورده است نگران نباشید. هیچ چیز در سیستم بانکداری الکترونیک ناپدید یا غیب نمی شود. علی القاعده این واریز های سرگردان پس از ۷۲ ساعت به حساب شما برگشت می خورند اما اگر چنین اتفاقی نیفتاد دو راه پیش روی شماست. اول با سیستم پاسخگویی بانکتان تماس بگیرد، معمولا آنها با دریافت شماره کارت و تاریخ انتقال وجه تان وضعیت پرداختتان را بررسی کرده و در لحظه، پاسخگوی وضعیت مالی شما هستند. اما اگر باز هم نتوانستید به نتیجه مطلوب برسید ،مرکز دریافت درخواست های رفع مغایرت تلفنی به شماره ۲۹۹۱۱ توسط اداره نظامهای پرداخت راه اندازی شده. ‌با راه اندازی این مرکز متقاضان می توانند در صورت بروز هرگونه مغایرت در تراکنشهای الکترونیک خود ، علاوه بر مراجعه به بانک‌ها از طریق تماس با شماره ۲۹۹۱۱ نسبت به تکمیل فرم رفع مغایرت اقدام نمایند.

155921 388106221266777 486727836 nچون خداوند متعال درباره ایشان می فرماید: و از شیعیان او حضرت ابراهیم است؛ زیرا با قلبی سلیم به درگاه خداوند آمد. پس در حال خود بنگر و ببین اگر قلب تو نیز مانند قلب ابراهیم علیه السلام است بدان که از شیعیان مایی؛ اما اگر به آن مرتبه از اطمینان و سلامت دل نرسیده ای، فقط از دوستداران ما محسوب می شوی. منزلت معلم معارف دینی نقل می کنند وقتی عبدالرحمن سلمی، معلم یکی از فرزندان امام حسین (ع) به او سوره حمد را آموخت امام حسین (ع) هدایای به او دادند که چنین عملی در مقابل چنان کاری تا به آن روز از کسی دیده نشده بود. بعضی از افرادی که چنین بخششی را از آن حضرت دیدند. به او اعتراض کردند که پاداش مورد استحقاق این معلم بسیار کم تر از آن مبلغی بود که شما به او عطا فرمودید. امام حسین (ع) در پاسخ فرمودند: این مقدار پاداش در برابر آنچه او به فرزند من آموخته بود، بسیار ناچیز است. ارزش کار معلم بسیار بیشتر از این مقدار هدایاست. ضرورت تفکر در امر دنیا و مرگ امام حسین (ع) به پیروان خود توصیه می کنند در سرگذشت دیگران که پیش از این در دنیا بودند و در رفاه و آسایش زندگی می کردند تامل کنند و همواره به یاد مرگ باشند چرا که این کار انسان را از گناه باز می دارد. آن حضرت می فرمایند: ای فرزند آدم، کمی اندیشه کن و به خطاب به نفس خود بگو: پادشاهان و صاحبان دنیا و جهانداران گذشته کجایند؟ آنهایی که شهرها بنا کردند و نهرها را جاری کردند و... و سرانجام با بی میلی از همه آنها جدا شده، از دنیا رفتند و همه را برای دیگران به ارث گذاشتند. ما هم روزی مثل آنها همه چیز را به دیگران وا گذاشته، به آنها خواهیم پیوست. ای فرزند آدم، هنگامی را به یاد آور که با مرگ دست و پنجه نرم می کنی و در قبر پهلو به زمین می گذاری و در پیشگاه خدا تمام اعضای بدنت علیه تو گواهی خواهند داد و رازهای پنهان آشکار شده، ترازوهای عدالت برقرار می شود. سفارش هایی به گناهکاران روزی شخصی خدمت امام حسین (ع) آمد و عرض کرد: ای پسر رسول خدا، من فرد گناهکاری هستم و توانایی دست برداشتن از گناه را ندارم. با این حال از شما درخواست دارم که مرا موعظه کنید. امام حسین (ع) فرمودند: ای مرد، هرچه می خواهی بکن اما قبل از انجام دادن گناه چند چیز را رعایت کن: اول این که از رزق و روزی خداوند نخور، آن گاه هر کاری می خواهی انجام بده؛ دوم آن که از ملک خدا بیرون برو بعد هرچه دوست داری گناه کن؛ سوم آن که در جایی برو که خداوند تو را نبیند؛ چهارم، هرگاه ملک الموت خواست روح از بدنت جدا کند و جانت را بگیرد او را از خود دور کن؛ پنجم این که وقتی مالک دوزخ تو را به سوی آتش می برد اگر می توانی از کار او جلوگیری کن و وارد آتش جهنم نشو. در آن صورت هرچه می خواهی گناه کن.

365021

فرهنگ و آداب و آیین مردم گلستان در مناسبت ها، باورها و مراسم مختلف سوگواری همگی سینه به سینه از زبان مردم قدیم منتقل شده و بیانگر آداب و رسوم مردم این استان است.

208952 750

بورس تهران هرچند آخر هفته متعادلي را پشت سر گذاشت، اما در ميانه هفته با تنزلي معنادار مواجه بود.

book2002

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در سخنرانی خویش در حجة الوداع، فرمود: از نشانه های فرا رسیدن و نزدیک شدن قیامت تباه ساختن نماز، پیروی از شهوتها، تمایل به هوسها، بزرگداشت ثروت و فروختن دین به دنیاست. در آن شرایط همچنان که نمک در آب حل می شود، قلب مؤمن در درونش آب می شود، به خاطر منکراتی که می بیند و توان تغییر دادن در آن را ندارد. بر پایی قیامت و تحقق اراده الهی برای پایان دادن به نظام هستی و جهان کنونی نشانه هایی دارد که خبر از آن روز هول انگیز می دهد. افزایش مفاسد و تباهی فکر و عمل انسانها از جمله این نشانه هاست. تقوا مبارزه با تمایلات نفسانی برای رسیدن به کمال انسانی و رضای خداست. مهار نفس اماره و جهاد با نفس شرط توفیق در میدان بندگی است و بدون آن ، عمر چراگاه شیطان می شود و بندگان خدا به بردگی شیطان کشیده می شوند.وقتی در مقام ارزش گذاری مال رتبه اول را بیاورد و مردم دین را به دنیا بفروشند و خواسته نفس را بر فرمان حق ترجیح دهند این نشانه افول ستاره ی دینداری و ضعف حق بینی و سلطه ابلیس است. در این شرایط مؤمنانی خدا باور و آخرت گرا هم وجود دارند، اما خون دل می خورند و ذوب می شوند و کاری هم از دستشان بر نمی آید و قدرت بر تغییر اوضاع ندارند، باید بسوزند و بسازند. این جاست که دیگر دنیا به پایان می رسد و مقدمه رستاخیز بزرگ فراهم می شود. خدا کند از روسفیدان آن روز باشیم. منبع: حکمتهای نبوی، ص ۷۵.